RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
اخبار

اردوغان با سوءاستفاده از دین اسلام، صدها هزار مخالف را سرکوب و ترکیه را به زندانی برای منتقدان تبدیل کرده است

Published ۱۴۰۵/۰۳/۲۵
CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 82?
SHARE

نویسنده: ملیک کایلان

خبرگزاری راسک: برای دهه‌ها، بیشتر آمریکایی‌های روشنفکرمآبی که به ترکیه سفر می‌کردند یا در آنجا اقامت داشتند، با همان مجموعه آشنا از عقاید روبه‌رو می‌شدند. ترک‌هایی که انگلیسی می‌دانستند به شیوه‌ای قابل پیش‌بینی تحصیل کرده بودند؛ دیدگاه‌هایشان اغلب بازتاب‌دهنده طیف ضدآمریکایی، ضدنظامی و ضدسرمایه‌داری طبقه متوسط سکولار بود دیدگاه‌هایی که در اروپا و جاهای دیگر در دوران جنگ سرد چندان نادر نبودند. سپس رجب طیب اردوغان آمد؛ نخست به عنوان شهردار استانبول در دهه نود، و سپس به عنوان نخست‌وزیر در دهه دو هزار؛ چهره‌ای آشکارا محافظه‌کارتر. با این حال، بسیاری از روشنفکران در او قهرمان دموکراسی و رهایی از چرخه کودتاهای نظامی می‌دیدند. آزادی‌خواهان اقتصادی از مقررات‌زدایی تجاری‌اش خوشحال بودند. میلیون‌ها مؤمنی که از روستا به شهر کوچ کرده بودند، او را از خودشان می‌دانستند؛ والدینش از منطقه دریای سیاه مهاجرت کرده بودند. در مجموع، اکثریت آزادی‌خواه از او حمایت می‌کرد. اما متأسفانه، او یکی از نخستین اقتدارگرایان پوپولیست در مرحله جنینی بود که سرانجام به مقام ریاست‌جمهوری رسید.
من در استانبول به دنیا آمدم، اما از کودکی عمدتاً در بریتانیا و ایالات متحده زندگی کرده‌ام. سوزی هانسن، نویسنده «از زندگی خود»، روزنامه‌نگار آمریکایی مقیم استانبول است. یک یا دو سال پس از اینکه او در سال ۲۰۰۷ به آنجا رفت، برای چای با هم نشستیم. من در آن زمان برای وال‌استریت‌جورنال عازم عراق بودم خاطره‌ای از واکنش نسبتاً تحقیرآمیز او دارم وقتی توضیح دادم که ارتش ترکیه اسلام‌گرایی و فساد سیاسی را مهار می‌کند و همواره کشور را به مسیر دموکراسی بازمی‌گرداند، در حالی که سیاستمداران ناگزیر عکس این را می‌کنند. درباره اردوغان هم گفتم که ما قبلاً نمونه‌های او را دیده‌ایم و به فاجعه ختم خواهد شد. در آن زمان، مطمئن بودم که او مرا نخبه‌گرا و ارتجاعی می‌پندارد.
پس از آن، کاملاً آماده بودم که از کتابش خوشم نیاید. در واقع، کتابی است زیبا نوشته‌شده، عمیقاً آگاهانه و روایتی پیچیده از ترکیه معاصر، هرچند با برخی تناقضات در موضع اخلاقی‌اش. از همه مهم‌تر، او اردوغان را شناخته است. کتاب یک دادنامه محکم علیه صعود او به جایگاهی شبه‌توتالیتر است، با تحلیلی نافذ از شرایط پیشینی که به محبوبیتش دامن زد. او محله فقیرنشین کاراگومروک استانبول را که به «مافیا، ناسیونالیسم راستگرا و دزدان» شهرت دارد برای مطالعه دقیق از نزدیک انتخاب می‌کند تا آن را به عنوان نمونه‌ای کوچک از کشور، و ترکیه را به عنوان نمونه‌ای کوچک از روندهای خطرناک جهانی بررسی کند. او می‌نویسد: «پرسش کمتر این بود که چرا دموکراسی شکست می‌خورد و بیشتر این که چرا دولت‌ـ‌ملت‌های قرن بیستم از پس قرن بیست‌ویکم برنمی‌آمدند.»
هانسن به‌طور اساسی دو عامل دیگر را نیز بررسی می‌کند که می‌توان استدلال کرد به همان اندازه محله را دستخوش آشوب می‌کنند: هواداران اردوغان و موج پناهندگان سوری. او در انداختن گناه به گردن این گروه‌ها کمی محتاط‌تر از حد لازم است رویکرد کلی‌اش این است که شهروندان حق دارند باورهای دینی خود را داشته باشند، هر چقدر هم که ارتجاعی یا ستمگرانه باشند مثلاً در قبال زنان در حالی که هر کسی که از مهاجران ناراحت باشد همیشه نژادپرست قلمداد می‌شود. اینجاست که یک نقص می‌توان یافت که گاه‌وبیگاه در سراسر کتاب خودنمایی می‌کند؛ منظر اخلاقی نویسنده می‌تواند از درس‌هایی که رویدادهای اخیر در همه جا آموخته، به نحو اساسی بی‌ارتباط به نظر برسد. در واقعیت، این مسائل موضوع اصل محض نیستند، بلکه بستگی به میزان و درجه دارند: تعداد و تراکم مهاجران، برتری‌جویی فرهنگی و مذهبی آن‌ها، مقاومتشان در برابر همگون‌سازی و امثال آن. او ظاهراً از اصل مقابل «همدلی خودکشی‌آور» بی‌خبر است.
برای دهه‌ها، بومیان استانبول از تازه‌واردانی که موج به موج از روستاهای ترکیه می‌آمدند شکایت داشتند. «تازه‌واردان»، آن‌گونه که نویسنده با ظرافت می‌نامدشان، به‌طور غیرقانونی بر اراضی عمومی اسکان گزیدند تا اینکه سیاستمداران فاسد در ازای رشوه یا رأی، وضعیتشان را قانونی کردند. تعدادشان بر اهالی کیهان‌شهر شهر مسلط شد و بوم انفجار مسکن را برانگیخت که فضاهای سبز ارزشمند شهر را نابود کرد. محافظه‌کاری روستایی‌شان محله‌های حجاب‌اجباری ایجاد کرد؛ مناطقی ممنوعه برای هر زنی که لباس غربی راحت می‌پوشید. تقریباً همه‌شان همیشه به اردوغان رأی دادند، هر چقدر هم استبدادی شد. دلایل خوبی وجود داشت که بومیان شهری از مهاجرت‌های بی‌پایان ناراضی بودند، نه به این دلیل که خود را «ترک‌های سفید» برتر می‌پنداشتند؛ اصطلاح ناپسندی که نویسنده با رضایت آن را نقل می‌کند.
سوری‌ها فقط یک موج دیگر از ناهمگون‌شدنی‌ها بودند.
هانسن همه این‌ها را با دقت روایت می‌کند. فقط این است که با یک معضل اخلاقی دشوار روبه‌رو است: چگونه از آزادی، دموکراسی و محروم‌ترین‌ها طرفداری کرد وقتی یک پوپولیست در راه استبداد، همین اصول را به نفع خود به کار می‌گیرد. پاسخ او فهرستی بی‌رحمانه از بدکاری‌های اردوغان و آثار ویرانگر آن‌ها بر کشور و محله‌ای است که با آن پیوند خورده.
در آغاز، «او باور داشت که کرامت از دست رفته ترکیه را احیا می‌کند» به گفته هانسن، «زخم‌های میلیون‌ها ترک را که از سوی غرب و نخبگان خودشان تحقیر شده بودند التیام می‌بخشد.» حدود ده سال بعد، از ۲۰۱۷ به بعد، اردوغان صدها هزار نفر از «دشمنانش» در اپوزیسیون سیاسی، ارتش و دیوانسالاری را پاکسازی و زندانی کرد؛ «چپ‌ها، کردها، دانشگاهیان»، در حالی که «تمام رسانه‌ها را ضبط کرد، نخبگان تجاری را آرام و راضی نگه داشت و میلیاردها دالر برای خود و حزبش و البته خانواده‌اش گرد آورد.» هانسن استدلال می‌کند که او پس از کودتای نظامی علیه‌اش در جولای ۲۰۱۶ رو به وخامت گذاشت. اما واقعیت این است که پیش از آن هم با به ظاهر اسلامی‌سازی خزنده ترکیه، محدود کردن آزادی مطبوعات و اقدامات متعدد اقتدارگرایانه، وضع خوبی نداشت.
هانسن هیچ اشاره‌ای به ماهیت مشکوک و نیمه‌پخته کودتا نمی‌کند. شاید نمی‌خواسته بیش از حد توطئه‌اندیش به نظر برسد. با این حال، در آن زمان، رسانه‌های مختلف هنوز مستقل ترکیه مقالات فراوانی منتشر کردند که استدلال می‌کردند عناصر هوادار اردوغان در ارتش، دقیقاً برای شکست خوردن، کودتا را از سوی دیگران برانگیختند تا حکومت اردوغان را تقویت کنند. با توجه به ترفندهای پوپولیستی بی‌شماری که از آن پس به کار برده، این احتمال در نگاه به گذشته اصلاً دور از ذهن نیست.
همان‌طور که روایت می‌کند، او به‌زودی پان‌اسلامیسم، ناسیونالیسم، نو‌عثمانی‌گرایی و نوستالژی امپراتوری را برای دخالت در خارج به کار گرفت. تنها در سال ۲۰۱۳، با همدستی او، «سی‌هزار افراطی از خاک ترکیه گذشتند و به اصطلاح بزرگراه جهادی را» تأسیس کردند احتمالاً برای کمک به داعش، هرچند هانسن این را نمی‌گوید. وقتی بمب‌ها در داخل کشور شروع به انفجار کردند متوقفش کرد. برایش مفید بود که ارتش را از راه‌های مختلف مشغول نگه دارد، عمدتاً در جنگ داخلی سوریه، در حالی که پناهندگان را تشویق می‌کرد به ترکیه مهاجرت کنند. شروع به دادن گذرنامه به آن‌ها کرد. می‌خواست آن‌ها را به‌صورت انبوه برای رأی دادن حق رأی بدهد، اما ناراحتی عمیق ترک‌ها مانع شد.
شاید زیرکانه‌ترین تمرکز هانسن بر وسواس ساخت‌وساز اردوغان باشد. چون فاقد ماده اولیه مهمی مثل نفت بود، از طریق ساخت‌وساز بی‌رویه و بی‌ملاحظه، طبقه‌ای جدید از اولیگارک‌ها بر فراز یک اقتصاد هرمی ساخت. پدیده‌ای چندان منحصربه‌فرد نیست، گفتنی است، که از خلیج تا چین امتداد دارد. اما اردوغان از آن برای ایجاد اشتغال انبوه وفادار به اولیگارک‌ها به جای مشاغل دولتی استفاده کرد تا اینکه به تسخیر کامل دولت دست یافت. فساد و رشوه‌خواری ناشی از آن، تهاجم به نظارت و استانداردها، موجب شد وقتی زلزله بزرگ ۷.۸ ریشتری در فبروری ۲۰۲۳ جنوب کشور را لرزاند، ساختمان‌ها مثل کاغذ فرو ریختند. حدود پنج‌صد و بیست هزار خانه تخریب شد. بیش از پنجاه‌ودو هزار نفر به‌طور رسمی کشته شدند تصور کنید اعداد واقعی چقدر بیشتر است. برای شش روز، دولت واکنشی نشان نداد. اردوغان سخت بی‌محبوب شده بود، همان‌طور که تا امروز هم هست؛ با اقتصادی که رنج می‌کشد و تورمی افسارگسیخته. اما با کنترل رسانه‌ها، نهادهای دولتی، آمار، فرآیندهای رأی‌گیری و مانند آن‌ها، چند ماه بعد در انتخاباتی سراسر مشکوک پیروز شد. همین اواخر، رهبری حزب اصلی اپوزیسیون را بر کنار کرد. به نظر می‌رسد این کشور هرگز از شر او خلاص نخواهد شد.
روایت دقیق هانسن از وحشت‌هایش، سرنوشت غم‌انگیز کشوری را که دیر به خطر پوپولیسم حیله‌گرانه پی برد، به روشنی نشان می‌دهد. این یک داستان اخطاردهنده گیرا برای روزگار ماست.

RASC ۱۴۰۵/۰۳/۲۵

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
طالبان برای دفاع از نظام‌شان اقدام به انجام «حملات استشهادی» می‌کنند
افغانستانرویدادهای خبری

طالبان برای دفاع از نظام‌شان اقدام به انجام «حملات استشهادی» می‌کنند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۱۲/۰۲
ارتباط معلومات و مرجع‌شناسی با نگارش (جلسه‌ی هشتم)
چه رابطه‌ی بین داستان و نویسنده‌‌ی آن وجود دارد؟
روبیو: حامیان تروریسم از آمریکا اخراج می‌شوند
اگر حجاب عربی نپوشید حبس و مجازات خواهید شد
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?