خبرگزاری راسک: با رویگردانی واشنگتن از کابل، مسکو و پکن بهسرعت در حال پر کردن خلأ ایجادشده در افغانستاناند؛ خلأیی که اکنون به عرصه رقابت قدرتهای بزرگ و بستر رشد دوباره گروههای تروریستی تبدیل شده است. گزارش تحلیلی تازهای که توسط نشریه بینالمللی «فِر آبزرور» منتشر شده، هشدار میدهد که سیاست «اول آمریکا» اگر بهدرستی تفسیر شود، نه به معنای فاصلهگیری، بلکه مستلزم درگیرشدن دوباره ایالات متحده با پرونده افغانستان است.
به نوشته «کلر آسترید فوکس»، پژوهشگر سیاست خارجی، چین بدون بهرسمیتشناختن رسمی طالبان، گفتوگوهای خود با حکومت جدید افغانستان را حفظ کرده تا هم سرمایهگذاریهای اقتصادیاش و هم امنیت مرزیاش را تضمین کند. در مقابل، روسیه پا را فراتر گذاشته و بهعنوان نخستین کشور، حکومت طالبان را به رسمیت شناخته و وعده همکاریهای اقتصادی و توسعهای داده است.
طبق این گزارش، خروج نیروهای آمریکایی در اگست ۲۰۲۱ صرفاً پایان یک حضور نظامی نبود؛ بلکه واگذاری یک میدان ژئوپولیتیک حساس به رقبایی بود که ارزشها و اهدافی متفاوت با غرب دارند. روسیه که در جولای ۲۰۲۵ طالبان را به رسمیت شناخت، اعلام کرده است این تصمیم به حضور نظامی منجر نخواهد شد، اما زمینهساز پروژههای اقتصادی، از انرژی گرفته تا معادن، راهسازی و سدسازی خواهد بود؛ پروژههایی که میتوانند برای مسکو، در بحبوحه تحریمهای ناشی از جنگ اوکراین، نفس تازهای ایجاد کنند.
چین نیز همزمان روابط خود با طالبان را گرمتر کرده است. پذیرش سفیر جدید افغانستان در پکن، ادامه پروژه معدن مس «مس عینک» توسط شرکت دولتی چین و مشارکت در کمکهای بشردوستانه پس از سیلابها و زمینلرزهها، بخشی از این رویکرد است.
هرچند طالبان و حامیان جدیدشان مدعی مهار تروریسماند، اما دادههای بینالمللی تصویر دیگری نشان میدهد. به گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد در جنوری ۲۰۲۵، شاخه «داعش خراسان» مستقر در افغانستان، خطرناکترین شاخه این گروه در جهان معرفی شده است. در کنار آن، گروههایی مانند «تحریک طالبان پاکستان» نهتنها تضعیف نشدهاند، بلکه طبق شاخص جهانی تروریسم، در سال ۲۰۲۴ با ۹۰ درصد افزایش تلفات منتسب به خود، سریعترین رشد را در میان گروههای افراطی داشتهاند.
بر اساس یافتههای سازمان ملل، برخی گروههای جهادی آسیای مرکزی از جمله «جماعت انصارالله» (معروف به طالبان تاجیکستان) نیز در افغانستان اردوگاههای آموزشی ایجاد کردهاند؛ اردوگاههایی که به گفته گزارشهای رسمی، با حمایت لجستیکی و عملیاتی طالبان فعالیت میکنند. با این حال، روسیه و چین همچنان روایت طالبان درباره «مبارزه با تروریسم» را تکرار میکنند.
گزارش «فر آبزرور» تأکید میکند که دلایل بازگشت آمریکا به پرونده افغانستان فقط امنیتی یا ژئوپولیتیک نیست، بلکه ریشهای عمیقاً اخلاقی دارد. دهها هزار افغانستانی که در کنار نیروهای آمریکایی کار کردند، همچنان در انتظار ویزای مهاجرت ویژه (اسآیوی) هستند. به نوشته این نشریه، حدود ۵۰ هزار نفر هنوز در بلاتکلیفی بهسر میبرند؛ افرادی که جان خود و خانوادههایشان را بهخطر انداختند، اما اکنون یا در افغانستان پنهان شدهاند یا در کشورهای همسایه گرفتار بنبست حقوقیاند.
ایالات متحده طی دو دهه بیش از دو تریلیون دالر در افغانستان هزینه کرد؛ سرمایهگذاریای که فقط نظامی نبود، بلکه شامل ساخت نهادها، مکاتب و زیربناهای غیرنظامی نیز میشد. نویسنده تأکید میکند که خروج کامل و بیتفاوتی کنونی، به معنای زیر پا گذاشتن تعهدی اخلاقی است که آمریکا به مردم افغانستان داده بود.
این گزارش در عین حال راهکارهایی را پیشنهاد میکند که بدون بهرسمیتشناختن طالبان، امکان تعامل را فراهم میسازد. از جمله، حمایت فعال ایالات متحده از سازوکار جدید شورای حقوق بشر سازمان ملل برای مستندسازی و پیگیری جرایم حقوق بشری در افغانستان؛ سازوکاری که به ابتکار اتحادیه اروپا مطرح شده و مشابه سازوکار ویژه تحقیق درباره جنایات سوریه است.
همچنین، همکاری اطلاعاتی و امنیتی با کشورهای همسایه افغانستان مانند تاجیکستان و پاکستان، و سرمایهگذاری در اسکان و حمایت از افغانستانیهای همکار آمریکا در داخل ایالات متحده، از دیگر گزینههای مطرحشده در این گزارش است.
به نتیجهگیری نویسنده، عقبنشینی آمریکا از افغانستان نهتنها نفوذ راهبردی این کشور را تضعیف کرده، بلکه میدان را برای رقبای ژئوپولیتیک و گروههای افراطی باز گذاشته است. گزارش «فِر آبزرور» تأکید میکند که اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا آمریکا باید دوباره با افغانستان درگیر شود یا نه؛ بلکه این است که چه زمانی و با چه هزینهای این بازگشت ناگزیر خواهد بود.
نشریه بینالمللی: آمریکا با فاصلهگرفتن از افغانستان، میدان را به روسیه و چین واگذار کرد


