خبرگزاری راسک: شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، در سخنانی قابلتأمل اعلام کرد:«ما در پی تسلط بر جهان نیستیم؛ هدف ما رهایی جهان از دست کسانی است که گمان میکنند مالک آن هستند.»
این جمله کوتاه اما معنادار، بار دیگر بحث درباره ماهیت نقش چین در نظم بینالمللی را زنده کرده است. برخی آن را پیامی آشکار به قدرتهای سنتی جهانی میدانند، برخی دیگر آن را هشدار سیاسی، و گروهی نیز آن را بیانگر دیدگاهی عمیقتر درباره آینده توازن قدرت در جهان ارزیابی میکنند.
در سالهای اخیر، پکن تلاش کرده است خود را مدافع چندجانبهگرایی، همکاری بینالمللی و توسعه مشترک معرفی کند. رهبران چین بارها تأکید کردهاند که این کشور «هرگز به دنبال هژمونی یا سلطه جهانی نیست» و سیاست خارجی آن بر همکاری و توسعه متقابل استوار است.
این موضع در چارچوب مفهومی گستردهتری مطرح میشود که دولت چین آن را «جامعهای با سرنوشت مشترک برای بشریت» مینامد؛ دیدگاهی که بر همکاری جهانی، مقابله با ذهنیت جنگ سرد و پرهیز از سیاستهای قدرتمحور تأکید دارد.
با این حال، در عرصه سیاست بینالملل، چنین اظهاراتی همواره با تفسیرهای متفاوت همراه است. برخی تحلیلگران آن را بخشی از راهبرد چین برای ارائه تصویری صلحطلبانه از قدرت رو به رشد خود میدانند؛ مفهومی که پیشتر با عنوان «رشد مسالمتآمیز چین» مطرح شده بود و هدف آن اطمینان دادن به جهان درباره ماهیت غیرتهاجمی قدرتیابی پکن است.
در نهایت، این پرسش همچنان مطرح است:
آیا این سخنان صرفاً بیانیهای سیاسی و دیپلماتیک است، یا نشانهای از چشمانداز راهبردی چین برای بازتعریف نظم جهانی در دهههای آینده؟
آنچه مسلم است، چنین جملاتی در زمانی بیان میشود که رقابت قدرتهای بزرگ، بهویژه میان چین و غرب، به یکی از تعیینکنندهترین متغیرهای سیاست جهانی تبدیل شده است؛ رقابتی که آینده توازن قدرت در جهان را رقم خواهد زد.


