خبرگزاری راسک: در تازهترین انتشار از پروندههای جفری اپستین، یکی از جنجالیترین اسناد بصری مرتبط با این شبکه، بار دیگر توجه افکار عمومی جهانی را به سمت ارتباطات مرموز و پرسشبرانگیز شماری از چهرههای سیاسی و اقتصادی جلب کرده است. این بار، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در یکی از تصاویر منتشرشده با جفری اپستین دیده میشود؛ تصویری که پیشتر توسط نیویورکتایمز گزارش شده بود اما در زمان نخست انتشار، رسانههای سعودی اصالت آن را رد کردند.
آنگونه که در فایلهای جدید دیده میشود، این تصویر در دفتر اپستین و با کیفیت واضح و بدون دستکاری منتشر شده است؛ نسخهای که نمیتوان بهسادگی آن را رد یا بیاعتبار دانست. در پسزمینه تصویر، تصویر محمد بن نایف کسی که بعدها توسط محمد بن سلمان از قدرت کنار زده شد قابل رؤیت است. این موضوع زمان ثبت تصویر را به دورهای قبل از کودتای درونی در خاندان سعودی نسبت میدهد؛ دورهای که در آن مناسبات نزدیک با چهرههای بحثبرانگیز جهانی میتوانست در مسیر منافع سیاسی و شبکهسازی قدرت مورد استفاده قرار گیرد.
این تصویر، فراتر از یک «لحظهی رسانهای»، نشاندهندهی یک الگوی تکرارشونده است: پیوند میان حلقههای قدرت سیاسی، ثروت متمرکز و ساختارهای پشتپردهای که در پوشش مشروعیت مذهبی و نهادهای رسمی فعالیت میکنند.
پرسشی که اکنون در سطح بینالملل مطرح است این است که چگونه فردی که خود را ولیعهد و پاسدار مشروعیت دینی معرفی میکند، در مدار روابط با یکی از مشهورترین چهرههای متهم به سوءاستفاده جنسی گسترده قرار گرفته است.
واکنش اولیهی رسانههای رسمی سعودی به انتشار نخستین نسخهی تصویر که آن را جعلی خواندند اکنون زیر سایهی انتشار واضح و غیرقابل تردید آن قرار گرفته است. این تناقض، نهفقط اعتبار تکذیبیههای پیشین را زیر سؤال میبرد، بلکه مشروعیت رسانههایی را که چنین تکذیبهایی را بدون بررسی مستقل بازنشر کردند نیز مخدوش میسازد.
تحلیلگران سیاسی و رسانهای میگویند این ماجرا، نمونهی بارزی از بحران مشروعیت و دوگانگی میان ادعاهای رسمی و واقعیت پشتپرده روابط قدرت است:
از یکسو رهبرانی که خود را نمایندهی ارزشهای دینی و اخلاقی معرفی میکنند؛
و از سوی دیگر، شبکهای از تماسها و ارتباطات با چهرههایی که در پروندههای جنایی و اخلاقی جنجالی قرار دارند.
این تناقض در سطح بینالمللی بهعنوان یکی از نمادهای بحران اخلاقی در میان نخبگان قدرت تلقی میشود بحرانی که نه به یک تصویر، بلکه به نحوهی تعامل دستگاههای رسمی، رسانههای دولتی و ساختارهای سیاسی با موضوعاتی چون شفافیت، پاسخگویی و احترام به حقوق عمومی مربوط است.
در عصر اطلاعات، هیچ تکذیبیهای نمیتواند جای یک مدرک بصری روشن و بیابهام را بگیرد، و انتشار چنین عکسهایی بار دیگر ضرورت پرسشگری و مطالبهی شفافیت را در سطح جهانی برجسته میکند.


