خبرگزاری راسک: منابع محلی در استانهای بدخشان و تخار از کشتهشدن دستکم سه مرد پیرو مذهب اسماعیلیه طی یک ماه گذشته خبر میدهند؛ رویدادهایی که بار دیگر ناتوانی طالبان در تأمین امنیت شهروندان و حفاظت از پیروان مذاهب دیگر را برجسته کرده است. این قتلها در شرایطی رخ داده که طالبان مدعی «کنترول کامل امنیت» در کشور هستند، اما شواهد میدانی خلاف این ادعا را نشان میدهد.
در تازهترین رویداد، شام پنجشنبه یکی از پیروان مذهب اسماعیلیه در شهر فیضآباد، مرکز استان بدخشان هدف حمله افراد مسلح قرار گرفت و کشته شد. به گفته شاهدان، این مرد هنگام بازگشت از نانوایی، در یکی از مناطق مسکونی شهر مورد تیراندازی قرار گرفت؛ حادثهای که بار دیگر فضای رعب و ناامنی را در میان باشندگان محل تشدید کرده است.
بر بنیاد اطلاعات منابع محلی، قربانی این رویداد محمدشاه، باشنده اصلی شهرستان شغنان بدخشان و کارمند یکی از دفترهای خصوصی بود. منابع تأکید میکنند که وی هیچگونه وابستگی نظامی یا سیاسی نداشت و صرفاً بهدلیل تعلق مذهبیاش، قربانی خشونتی شده است که طالبان تاکنون نه آن را مهار کرده و نه پاسخگوی آن بودهاند.
دو روز پیش از این حادثه، رویدادی مشابه در شهرستان ورسج استان تخار رخ داد. در این رویداد، مردی به نام خدایداد در حضور همسر و فرزندانش با شلیک گلوله به قتل رسید. این قتل در برابر چشم اعضای خانواده، نهتنها یک جنایت آشکار، بلکه نشانهای از فروپاشی نظم و مصونیت اجتماعی در سایه حاکمیت طالبان تلقی میشود.
منابع محلی میگویند خدایداد از بستگان غلام ناصر بود؛ فردی که حدود ۲۰ روز پیش، پس از رفتن به جستوجوی طلا همراه با زاهدالله، مدیر پیشین استخبارات طالبان در ورسج، به شکل مشکوکی کشته شد. پس از آن، خدایداد علیه این مقام طالبان اقامه دعوا کرد؛ اقدامی که به گفته منابع، بهای آن را با جان خود پرداخت.
این منابع بهصراحت نیروهای طالبان را به دستداشتن در این قتلها متهم میکنند و میگویند ساختار قضایی و امنیتی این گروه نهتنها شفاف عمل نمیکند، بلکه در بسیاری موارد، خود به عامل تهدید بدل شده است. به باور ناظران، نبود نهاد مستقل عدلی و قضایی، زمینهساز مصونیت عاملان اینگونه جنایتها شده است.
با وجود شدت و حساسیت این رویدادها، طالبان تاکنون هیچ واکنش رسمی یا توضیح روشنی ارائه نکردهاند؛ سکوتی که بهگفته فعالان حقوق بشر، نشانه بیاعتنایی ساختاری این گروه نسبت به جان شهروندان، بهویژه گروه های پیرو مذاهب دیگر است. این در حالی است که طالبان بارها در سطح بینالمللی وعده دادهاند امنیت همه شهروندان را «بدون تبعیض» تأمین میکنند.
ناظران داخلی و بینالمللی هشدار میدهند که ادامه این وضعیت، خطر نهادینهشدن خشونت هدفمند مذهبی را در شمال افغانستان افزایش میدهد؛ پدیدهای که میتواند پیامدهای عمیق اجتماعی، امنیتی و انسانی در پی داشته باشد و شکافهای مذهبی و قومی را بیش از پیش تعمیق کند.
قتلهای اخیر در بدخشان و تخار، بار دیگر این پرسش جدی را مطرح کرده است که طالبان تا چه اندازه توان یا اراده جلوگیری از خشونت، پاسخگویی به جنایتها و حمایت واقعی از شهروندان را دارند؛ پرسشی که با گذشت زمان، پاسخ آن بیش از پیش به زیان این گروه رقم میخورد.


