معین اسلامپور
خبرگزاری راسک: این نبشته بنای تایید یا رد هیچ گروه، چهرهی سیاسی و جانبداری رهبری را ندارم، رفتار سیاسی تمام رهبران بدونِ تفکیک قابل نقد است، در بازههای زمانی هر کدام مرتکبِ خبط و خطاهای کلانِ سیاسی و استراتژیک شدهاند؛ این مهم را در یک فرصت و زمان دیگر تحلیل و تجزیه خواهم کرد. اما آنچه بیش از همه حضور معجزهی و جادویی و ناباورانهی رهبرانِ سیاسی را که پس از سقوط بهدلیل پراکندهکی و اختلافاتِ درونیشان موردِ نقد و انتقادِ مردم، حتا کشورهای همسایه بودهاند؛
این وضع یکنوع بیباوری جمعی را بهوجود آورده بود؛ در تازهترین مورد جمع آمد و مانور حضورِ سیاسی در کنار هم، آنهم زیر نام” شورای عالی تصمیمگیری جمعیت اسلامی” در کنار این همه حسِ بدبینی نسبت بهپیشنهی سیاسی رهبران میتواند جرقهای امید از آغاز وحدت و همسویی “ممکن موقت” تعبیر و تفسیر شود؛
در میانِ شورای “تصمیمگیری جمعیت” کسانی استند که حضور نامیمون و نا مبارکشان در هیچ مناسبت و جمع آمدی سیاسی، برای مردم همانند آقای قانونی و حاجی الماس شگون مثبت ندارد. مسالهی قابل تأمل و محوری در این گزارک جوی کنونی است که رهبران پس از چهار سال به این نتیجه رسیدهاند؛ راهِ عبور از بنبست اشغالگرانهی ملیشههای قومی، همبستگی و مبارزهی و مقاومت مشترک در زیر یک سقف هویتی- سازمانی است.
هرچند رفتار سیاسی آقای ربانی در برخی مورد مورد پسند بوده است، کمتر لغزش سیاسی بهتناسب چهرهها و مهرههای درشتِ سیاسی حوزهی تاجیکان داشته است؛ اما سکوتِ معنادار عدمِ بازاندیشی “بهجزایر حزب جمعیت” و صد پارچهگی این سازمان مقتدرِ سیاسیکه روزگار یکطرفِ معادله و محاسبهی کلانِ سیاسی در سطح بازیهای سیاسی کشور و منطقه بوده است. این پرسش برانگیز است که در این چند سال او یکتنه و یکدنده در برابر آجندا و برنامههای مهرههای درشت و اعضای ارشد جمعیت اسلامی مقاومت کرده است؛ هیچگونه انعطافپذیری و از خودگذری نسبت بهخواستِ اکثریتِ اعضای رهبری جمعیت نداشته است؛ حتا برنامهها وآجندای آنها را مغرضانه و ساختار برانداز تلقی نموده، عملکرد آنان را کودتاه درونساختاری برشمرده است.
از سوی دیگر سکوت دوامدار، بیتفاوتی در امور و رویدادهای کشور نشان میدهد آقای ربانی با چند مساله مواجه است؛ نخست او در بند حلقهی کوچک و تنگنظر سازمانی – حزبی خویش گیرمانده است، آدمهایکه نسبت بهجمعیت اسلامی نگاه میراثی – داشته و دارند در واقع این طیف کوچک در پی اضمحلال و نابودی جمعیت و فروپاشی سقفِ بزرگ هویتی تاجیکان بودن و استند؛
دو، سکوت و یا عدم همسویی با برخی از بازیهای سیاسی در این چهار سال ایشان ممکن بهدلیل سرمایههای کلان میراثیکه بیشتر در زیر سایه و سلطهی استبداد طالبانی گیرمانده است، اکثراً جایدادهای پر هزینهی است که با ترس از دست دادن این همه منازل و منابع اقتصادی ناگزیر شده است، سکوت کند و در بازیهای سیاسی سهم نگیرد؛ اولویت بخشیدن منافع فردی نسبت بهمنافع جمعی، برای یک سیاستمدار مرگ پنهان و تدریجی است؛ اندکی بعد متوجه خواهد شد که مرده است بیآنکه خودش بداند؛
سه، گزینهی سوم بیش از دو گزینهی دیگر متحمل بهنظر میرسد که سکوت آقای ربانی نشانهی انحصارگرایی، خود رأی و فزونخواهی است که جز محوریت خودش دیگر با هیچ محور و جمع آمدی سیاسی همسو و موافق نیست. باآنکه سکوت او را عدهی سنگینی سیاسی و از روی فهم و خرد سیاسی تعبیر کردهاند. اما یک مساله بیش از همه آشکار است، آنکه تنها بماند و در هیچ میدانی بهدلیل تزاحم و مزاحمت رقبای میدان سیاسی حضور نداشته باشد جز شکست چهچیزی میتواند تعبیر شود؛
حالا به فرض اینکه آقای صلاحالدین ربانی در برابر مخالفان درونساختاری خودش کوتاه نیامد و در بندِ حلقهای خبثه و مشاوران کوتاهاندیش دَور و بَر خویش گیرماند در این مدت بهخواست همگانی تمکین و توجهی نکرد؛ پرسش اساسی اینست که تا اکنون ایشان در دایرهی جمعیت – شاخهی رهبری خودش یا فراتر از آن چهکار و محوریتِ قابل تأملی را انجام داده است؛ ناتوانی، ضعف مدیریتی، سکوت دوامدار، بیانگیزهگی سیاسی، انفعالی و… مینمایند آقای ربانی میراثدار نام جمعیت اسلامی است و اگر هر کار و اتفاقی صورت میگیرد، باید در دایرهی مفهوم میراثی جمعیت بهرهبری جنابعالی انجام شود؛ کاری بهخواست نیروهای جوان و اعضای ارشد رهبری این حزب سیاسی ندارد؛
سکوت و غیبتِ طولانی از حوزههای اجتماعی و مناسبتهای سیاسی- رسانهیی نشان میدهد، حفظِ میراثی رهبری جمعیت نسبت بهمسالهی انسجام و ایجاد محوریتِ هویتی و براندازانهی رژیم خودکامهی طالبانی برایش مهم نیست که هیولا و استبداد قومی بماند؛ اما رهبری میراثی جمعیت، همچنان در کنترل و اختیاری آقای ربانی باشد؛ حتا بههزینهی نابودی، مسخ هویت و تمام ارزشهای کلانِ تاریخی بیانجامد؛
هرچند نگاه خوشبینانه و داوری عاطفی فراوانی نسبت به آقای ربانی وجود دارد. اما عامل اساسی فروپاشی سیاسی- ساختاری جمعیت اسلامی یک بخش کلان ایشان است که با حسِ میراثدارانه و فزونخواهی در تقابل بهخواست و طرح شورای رهبری جمعیت، سبب انشعاب و چند پارچهگی شد، قطعاً هیچ فردی در این ساختاری سیاسی مدعی رهبری مدامالعمری جز آقای ربانی نیستند؛ فقط همه میخواهند رهبری- مدیریتِ سیاسی حزب مقتدر بهسان جمعیت اسلامی با کار شیوهی مدرن امروزین آرایش سازمانی داده شود. آقای ربانی با رویکرد خاموش و نرم خویش حسِ جاطلبانه و خودخواهانهی پنهان و میراثدارانهیی دارد؛ چانکه دیده شد و تجربهی سیاسی نشان داد او با هیچ جمع آمد سیاسی کنار نخواهد آمد؛ مگر اینکه منافع فزونخواهانهی خویش را تأمین کند.
شورای عالی تصمیمگیری؛ غیبتِ معنادارِ انحصارگرایانه و میراثدارانهی صلاح الدین ربانی؟!


