خبرگزاری راسک: کریم خرم، رئیس دفتر پیشین حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین، در واکنش به اظهارات اخیر جنرال اچ. آر. مکمستر، مشاور امنیت ملی پیشین امریکا، اتهام وابستگی خود و کرزی به سازمان استخبارات پاکستان را رد کرده است. مکمستر در گفتوگویی با تلویزیون «افغانستان انترنشنال» مدعی شده بود که کرزی و تیم نزدیک به او در «سیاستهای امنیتی افغانستان تحت نفوذ اسلامآباد» عمل کردهاند و این امر بخشی از زمینهسازی برای سقوط نظام جمهوریت بود.
خرم روز شنبه در گفتوگو با همان رسانه این ادعا را رد کرده و گفته است که سیاستهای ناکام امریکا و همکاران داخلی آن، افغانستان را به وابستگی بیشتر به پاکستان کشانده است. او افزوده که تجربه نشان داده «هیچکس در میدان افغانستان صادقانه نایستاد.»
آقای خرم که از مخالفان سرسخت پیمان امنیتی با امریکا بود، تأکید کرده که جنگ امریکا در افغانستان بیشتر «غیرنظامیان را قربانی» کرد تا تروریستها و همین سیاستها به گفتهی آقای خرم، «نفرت و افراطگرایی را تغذیه» نمود.
واقعیت این است که نه قدرتهای خارجی که با شعار مبارزه با تروریسم به افغانستان آمدند، در جنگ علیه طالبان و سایر گروههای تروریستی صداقت داشتند و نه مقامهای ارشد دولتهای پساطالبانی به رهبری حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی در مبارزه با طالبان صادق بودند.
کشورهای خارجی با سیاستهای متفاوت، بیشتر به دنبال منافع ژئوپولیتیک و اقتصادی در افغانستان نظامیان خود را مستقر کرده بودند تا مبارزه واقعی علیه گروههای تروریستی، به ویژه طالبان. در همین حال، رهبران داخلی نیز به جای ایستادگی، راه مماشات با طالبان را در پیش گرفتند.
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان که در میان اهل سیاست و رسانه و سیاست، بهعنوان معمار بازسازی طالبان شناخته میشود، در دوران زمامداری خود، به جای مقابله با طالبان، عملاً با سیاستهای پنهانی چون ارسال پول، رهایی زندانیان طالبان و جلوگیری از حملات شبانه ناتو علیه طالبان عمل کرد و با خطابکردن طالبان به عنوان «برادر»، این گروه را تقویت نمود.
اشرف غنی نیز با آزادی هزاران زندانی طالبان، مجرمان خطرناک که با واسکتهای انتحاری و مملو از مواد منفجره توسط نیروهای ارتش و پولیس افغانستان در میدانهای نبرد بازداشت شده بودند، زمینه بازگشت این جنگجویان به جبهههای ضد نیروهای امنیتی را فراهم کرد و سبب شد جبهه طالبان با قدرت بیشتری به کشتار نیروهای امنیتی و غیرنظامیان اقدام کند.
کرزی و اشرف غنی هر دو طالبان را به دلیل همتباری و ریشهی قومی نسبت به رهبران غیرپشتون در قدرت ترجیح میدادند. منابع آگاه بارها گزارش کردهاند که کرزی به فرماندهان ناتو گفته بود: «طالبان برای دولت افغانستان و نیروهای خارجی خطر نیستند، اما نیروهای جبهه شمال و بقایای نیروهای احمدشاه مسعود، دوستم و دیگر فرماندهان ضد طالبان، خطر جدی به حساب میآیند.»
غربیها، با وجود اطلاع از فساد گسترده در حکومت افغانستان و عدم ظرفیتسازی واقعی در تمامی سکتورها، همچنان کمکهای بیحساب و کتاب خود را در اختیار این حکومتها گذاشتند. روند فساد اداری، رشوهستانی و دزدی پولهای کمک شده به یک امر عادی تبدیل شد و باگذشت هر روز حکومت مورد حمایت جامعه جهانی با فساد بیشتر آلوده میشد و کشافی میان حکومت و شهروندان افغانستان عمیقتر میشد، اما هدف اصلی خارجیها و بهویژه امریکاییها ایجاد حکومت پایدار و قوی نبود؛ آنها بیشتر به دنبال تأمین منافع خود و وقتکشی بودند و از فساد و نابسامانی چشمپوشی کردند.
در نهایت، حضور دو دههای نیروهای خارجی در افغانستان به جای نابودی طالبان و سایر گروههای تروریستی و ایجاد ثبات سیاسی، به تغییر سیاستهای غرب پس از سال ۲۰۱۷ انجامید. آنها با ایجاد دفتر سیاسی برای طالبان، این گروه را از یک سازمان تروریستی به یک جریان سیاسی-نظامی ارتقا دادند و پایههای حکومت افغانستان هر روز لرزانتر شد. حلقه رهبری حکومت بهشمول رئیس جمهور غنی و حمدالله مجب رئیس شورای امنیت ملی اشرف غنی نیز به صورت پیدا و پنهان به طالبان باج میداد تا در مذاکرات دوحه قطر به توافق برسد و ادارهای مشترک با کنار زدن رهبران غیرپشتون ایجاد کند، غافل از آنکه طالبان به هیچکس جز خود وفادار نیست.
با این حال، رهبری حکومت و به ویژه شورای امنیت ملی اشرف غنی، در تماسها و تفاهمهایی با شماری از سران طالبان، نیروهای ارتش را مجبور به عقبنشینی و واگذاری شهرستانها به طالبان کرد. سرانجام، در تاریخ ۲۴ اسد ۱۴۰۰خورشیدی، اشرف غنی از ارگ فرار کرد و حمدالله محب، مشاور امنیت ملی او، به سراجالدین حقانی اطلاع داد که «ارگ ریاست جمهوری برای حضور طالبان آماده است.»
نتیجه این معامله ننگین اما؛ محاکمههای صحرایی، کشتار نیروهای امنیتی پیشین، نابودی دستاوردهای دو دهه گذشته و تسلط کامل طالبان بر تمامی عرصههای زندگی فردی اجتماعی و سیاسی مردم افغانستان است که همچنان ادامه دارد و هیچ روزنهی امیدی به فردای روشن برای مردم دیده نمیشود.


