RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
مقاله های تحلیلی

وقتی مرز، سرنوشت را تعیین می‌کند: غربت مهاجر اسلام‌قلعه، عزت مهاجر تورخم

Published ۱۴۰۴/۰۴/۲۱
SHARE

نویسنده: عبدالمقیت آریانفر
مقدمه: مهاجرت اجباری، آزمونی برای عدالت اجتماعی مهاجرت اجباری از دیرباز یکی از پدیده‌های تلخ اجتماعی در افغانستان بوده است، اما در سال‌های اخیر، موج‌های متراکم و هم‌زمان اخراج اتباع افغانستانی از کشورهای همسایه، چهره‌ای بی‌سابقه و بحران‌زا به خود گرفته است. صدها هزار افغانستانی، چه دارای مدارک اقامت قانونی و چه فاقد آن، با فشار امنیتی، تهدید، بازداشت‌های گسترده و اقدامات هماهنگ دولتی از سوی پاکستان و ایران، ناچار به ترک محل زندگی خود شده‌اند. این موج اخراج، نخست از پاکستان و در ادامه با شدت‌ بیشتر در ایران، میلیون‌ها انسان را از حاشیه‌ی امنیت نسبی به پرتگاه بی‌خانمانی و بی‌سرزمینی پرتاب کرد.
اما بحران مهاجرت در افغانستان تنها از بیرون مرزها شکل نمی‌گیرد. آنچه امروز در نقاط ورودی کشور از جمله مرز تورخم از سوی پاکستان و اسلام‌قلعه از سوی ایران جریان دارد، خود بازتابی از نوع نگاه تبعیض‌آمیز، قومی‌محور و ناهم‌سان در ساختار قدرت طالبان است. ورود به کشور برای مهاجران، نه بازگشت به وطن، بلکه ورود به دو جهان متفاوت است: اگر از تورخم بیایی، مسیر با کرامت و تسهیلات همراه است؛ اگر از اسلام‌قلعه وارد شوی، با غربت و بی‌پناهی مواجه می‌شوی. مرز، نه‌فقط مرز جغرافیایی که مرز بین دیده‌شدن و نادیده‌انگاشته‌شدن است.
۱. موج نخست: اخراج افغانستانی‌ها از پاکستان و تسهیلات دولتی آغاز فشارها بر مهاجرین افغانستانی در پاکستان به اواخر سال ۲۰۲۳ بازمی‌گردد، زمانی که دولت این کشور در قالب برنامه‌ای موسوم به «اخراج اتباع غیرقانونی»، صدها هزار افغانستانی را هدف قرار داد. گرچه هدف اعلامی این سیاست، افراد فاقد مدرک اقامت بود، اما در عمل، بسیاری از دارندگان کارت‌های پناهندگی یا مدارک رسمی نیز با تبعیض، بازداشت‌های گسترده و فشارهای پی‌درپی مجبور به ترک خاک پاکستان شدند. این موج اخراج، زمینه‌ساز خروج گسترده‌ای از مهاجران از طریق مرز تورخم شد.
در مواجهه با این موج، طالبان با مهاجران بازگشته از تورخم، رفتاری نظام‌مند، سازمان‌دهی‌شده و بر پایه‌ی نگاه قومی انجام داده‌اند:
وسایل انتقال عمومی و نظامی از مرز تا ولایات هدف، مهاجران را همراهی می‌کنند؛
شهرک‌های مسکونی جدید در ولایت‌های شمالی، شرقی و اطراف پروژه کانال قوش‌تپه برای اسکان دایمی این گروه اختصاص یافته‌اند؛
مهاجران به محض ورود، برگه‌های شناسایی برای دریافت کمک‌های بعدی و اسکان دریافت می‌کنند؛
بسته‌های غذایی، پوشاک، لوازم خانگی ابتدایی و حتی اقلام ساختمانی توسط ادارات ولایتی طالبان میان آنان توزیع می‌شود؛
رسانه‌های دولتی امارت، از این بازگشت به‌عنوان «حماسه وفاداری» و «بازگشت با عزت» یاد می‌کنند.
این برخورد نه‌فقط در جهت حل یک بحران انسانی، بلکه نوعی تبلیغ نظام‌مند برای تثبیت هویت تباری نظام و تقویت پایگاه اجتماعی طالبان به‌شمار می‌رود.
۲. موج دوم: اخراج سیستماتیک از ایران و بحران رهاشدگی در اسلام‌قلعه در پی تنش‌های منطقه‌ای، به‌ویژه پس از آتش بس در جنگ دوارده روزه میان اسرائیل و ایران، ایران نیز فشارهای خود بر مهاجرین افغانستانی را تشدید کرد. روزانه هزاران نفر از طریق مرز اسلام‌قلعه و میلک اخراج شدند. در این موج، اقوامی چون هزاره‌ها، تاجیک‌ها، ازبک‌ها که بخش بزرگی از نیروی کار و طبقه‌ی فرودست افغانستانی در ایران را تشکیل می‌دهند، بیش از دیگران آسیب دیدند. این اخراج‌ها، در فضایی آمیخته با تبعیض نژادی، نگاه امنیتی و بی‌مهری ساختاری انجام شد.
اما با رسیدن به مرز افغانستان، بحران وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. برخلاف آن‌چه در تورخم جریان دارد:
در اسلام‌قلعه نه خبری از وسایل انتقال از طرف دولت است، نه اقامتگاه‌ موقت؛
هیچ ساختار منسجم ثبت‌نام، کمک‌رسانی یا حتی توزیع آب و غذا وجود ندارد؛
بخش عمده بار انسانی و مالی این بحران بر دوش مردم شریف، صبور و همیشه در صحنه‌ی هرات افتاده است. این مردم، با دستان خالی ولی دل‌های پر از مهر، در روزهای طاقت‌فرسا به استقبال هزاران هم‌وطن درمانده شتافتند، برایشان چادر برپا کردند، نان پختند، لباس فراهم نمودند وسایل حمل نقل آنها را الی مرکز هرات و دربسا موارد تا ولایت های مربوطه فراهم کردند.
در کنار آنان، شماری از خیّرین مردمی و نهادهای مستقل نیز نقش حمایتی داشته‌اند، اما ستون اصلی این همدلی، مردم متمدن و حماسه‌آفرین هرات بودند که بار بی‌عملی حکومت را بر دوش کشیدند؛
رسانه‌های رسمی امارت، اگرچه در صحنه حضور داشته‌اند، اما هرگز با نگاه رسانه‌ای، تصویری، تحلیلی و احساسی مشابه آن‌چه در مورد مهاجران تورخم عرضه کرده‌اند، نتوانستند به اسلام‌قلعه بپردازند. این سکوت یا نگاه سطحی، خود نوعی حذف سیستماتیک و تقلیل بحران است.

۳. نگاه تبعیض‌آمیز ساختاری؛ مرز قومیت، مرز سیاست رفتار متفاوت امارت اسلامی با مهاجرین تورخم و اسلام‌قلعه را نمی‌توان تنها به دلایل اجرایی یا کمبود امکانات نسبت داد. این تفاوت ریشه در لایه‌های عمیق‌تری از ساختار فکری و سیاسی طالبان دارد:
طالبان پیوندی ایدئولوژیک، قومی و امنیتی با مهاجران پشتون‌تبار تورخم دارند؛
در برابر، اقوامی چون هزاره‌ها، ازبک‌ها، تاجیک‌ها و بلوچ‌ها، یا اساساً در ساختار قدرت طالبان جایگاهی ندارند یا از زاویه امنیتی–سیاسی نگریسته می‌شوند؛
نگاه حذفی رسانه‌ای نیز بیانگر این است که طالبان تنها از رنجی سخن می‌گویند که در راستای تثبیت روایت ایدئولوژیک خود باشد.
۴. تحلیل نهایی از روایت حکومتی ادعای امارت اسلامی مبنی بر رسیدگی برابر به همه اتباع کشور، در میدان عمل رنگ می‌بازد. در تورخم، بازگشت مهاجران بهانه‌ای برای نمایش قدرت و مدیریت تلقی می‌شود، حال آن‌که در اسلام‌قلعه، هم‌وطنانی که قربانی تبعیض‌های منطقه‌ای، فقر ساختاری و نابرابری‌های تاریخی‌اند، در خاموشی رها می‌شوند. این رفتار، نه‌فقط نوعی تبعیض اجرایی، بلکه تهدیدی برای وحدت اجتماعی و مشروعیت حاکمیت ملی به‌شمار می‌رود.
نتیجه‌گیری: جغرافیای درد، سیاست تبعیض مرزهای یک کشور باید نقطه آغاز کرامت باشند، نه محل تقابل قومیت‌ها. آن‌چه در این چند روز در اسلام‌قلعه و تورخم جریان دارد، نه صرفاً مدیریت بحران مهاجرت، که بازتاب عینی تفکیک شهروندان بر اساس هویت قومی، گرایش مذهبی و جایگاه سیاسی است. در نگاه امارت، مهاجر تورخم «سرباز اسلام» است، اما مهاجر اسلام‌قلعه «بار اضافی». در حالی که هر دو رنج یکسانی را متحمل شده‌اند، تفاوت در برخورد، نشانه‌ای خطرناک از شکاف‌های در حال تعمیق در جامعه افغانستانی است.
با این‌حال، آن‌چه در اسلام‌قلعه موجب افتخار ملی است، نه عملکرد حکومت، بلکه حضور قهرمانانه مردم هرات است که نشان دادند هنوز انسانیت زنده است، هنوز می‌توان به مهر جمعی امیدوار بود، و هنوز صدای عدالت را از دل سنگ نیز می‌توان شنید. اگر وحدت ملی آینده‌ای داشته باشد، بر دوش همین مردم خواهد بود، نه ساختارهای تبعیض‌آلود.

Shams Feruten ۱۴۰۴/۰۴/۲۱

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
نخست وزیر سابق ترکیه: غزه باید جز خاک ترکیه شود
جهانرویدادهای خبری

نخست وزیر سابق ترکیه: غزه باید جز خاک ترکیه شود

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۱۱/۲۵
صرافی‌های آنلاین در هرات با وضع محدودیت‌‌ طالبان ورشکست شده‌اند
وزیران خارجه‌ی ۱۲ کشور جهان خواستار پایان‌بخشیدن نقض حقوق بشر از سوی گروه طالبان شدند
داعش: صوفیان مشرک و عناصر طالبان مرتد را در بغلان کشتیم
چرا جهان در برابر آپارتاید جنسیتی طالبان سکوت کرده است؟
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?