خبرگزاری راسک: در تازهترین مورد از بحران ساختاری و نبود نظم حقوقی در ساختار حاکم بر افغانستان، یک عضو ارشد گروه طالبان که بهعنوان مدیر جرایم سنگین در پنج استان ایفای وظیفه میکرد، در جریان یک عملیات مشکوک در استان لوگر کشته شد. منابع محلی تأیید کردهاند که این فرد، بهنام عباس، در حالی مورد شلیک قرار گرفت که ظاهراً در صدد ربودن یک تاجر محلی بود اقدامی که توسط گزمهٔ دیگر طالبان متوقف گردید. ویدیویی که از این رویداد در شبکههای اجتماعی منتشر شده، صحنهای کمسابقه از درگیری میان نیروهای خود طالبان را به تصویر میکشد. در این ویدیو، نیروهای گزمه در حالیکه عباس بهشدت زخمی بر زمین افتاده، از او درباره منشأ اطلاعات، هویت فرد هدف و مدارک شناسایی بازخواست میکنند. این صحنه نهتنها آشفتگی در میان نیروهای امنیتی این گروه را برملا میسازد، بلکه بازتابی از عدم شفافیت، نبود نظارت، و رقابتهای فرساینده در درون ساختار طالبان است ساختاری که مدعی نظم شرعی است، اما عملاً از اصول اساسی حکومتداری بیبهره مانده است.
عباس، که طبق گزارشها، در وزارت داخلهٔ حکومت طالبان مسوول پیگیری جرایم سنگین در پنج استان بود، در همان نقشی کشته شد که خود مأمور مقابله با آن بود. هرچند رسانههای وابسته به طالبان تلاش کردهاند روایت این حادثه را محدود نگه دارند، منابع غیررسمی نزدیک به این گروه تأیید کردهاند که وی پس از زخمیشدن، درگذشته است. مشخص نیست که آیا اقدام گزمهٔ طالبان براساس یک دستور رسمی صورت گرفته یا ناشی از رقابتهای درونی، اما اینکه یک مأمور امنیتی با این سطح از مسئولیت، در یک عملیات غیرشفاف و مشکوک به قتل برسد، نمادی از فقدان حاکمیت قانون در ساختار طالبان است گروهی که خود را جانشین یک نظام قضایی معرفی میکند، اما حتی توان تفکیک میان نظم و بینظمی در صفوف خود را ندارد.
از سوی دیگر، این نخستینبار نیست که مأموران طالبان بهجای حراست از امنیت عمومی، در مظان اتهام به اعمال خلاف قانون قرار میگیرند. با اینحال، اغلب این موارد یا ثبت نمیشوند یا سانسور میگردند، و تنها زمانی در معرض افکار عمومی قرار میگیرند که تضادهای درونی طالبان بهشکل تصادفی در سطح رسانه افشا گردد. در این مورد خاص، واکنش گزمه طالبان به اقدام همقطار خود، اگرچه شاید از منظر وظیفهٔ ظاهری توجیهپذیر جلوه کند، اما از منظر کلانتر، نشاندهنده فروپاشی در سیستم فرماندهی، نبود مکانیسم پاسخگویی، و تسلط برخوردهای شخصی بر نهادهای اجرایی است و این دقیقاً همان وضعیتیست که جامعه را در معرض بیثباتیهای بیشتر قرار میدهد.
باید تأکید کرد که این رویداد، تنها نمونهایست از صدها واقعهی مشابه که روزانه در سایهٔ بیخبری و سانسور ساختاری روی میدهد. قربانیان آن نه طالبان، بلکه عمدتاً شهروندان عادی، تاجران مستقل، فعالان اجتماعی و اقوام غیر پشتون جامعهاند که در نبود عدالت، نه امکان دادخواهی دارند و نه صدایشان شنیده میشود. در نهایت، این پرسش اساسی مطرح است که اگر یک مأمور ارشد طالبان در فضای عدم شفافیت و بینظمی کشته میشود، چه تضمینی برای امنیت سایر شهروندان در برابر مأمورانی وجود دارد که در همان چارچوب نامتوازن قدرت، عمل میکنند؟
کارمندان وزارت دفاع: طالبان ما را بدون طی مراحل قانونی از وظیفه برکنار کردند
بازداشت یک جنرال پیشین از سوی طالبان در کابل
درگیری در هرات پس از اقدام طالبان به جمعآوری خیمههای عزاداری
افسر پیشین پولیس در جوزجان هدف حمله مسلحانه قرار گرفت
یک طالب هنگام تلاش برای آدمربایی هدف گلوله طالب دیگر قرار گرفت
سازمان ملل: میلیونها افغانستانی توان خرید غذای روزمره را ندارند
افزایش محدودیت بر رسانهها؛ طالبان با دستورالعمل تازه، جریان اطلاعرسانی را در چنگ خود میگیرد


