خبرگزاری راسک: با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، سیاست آمریکا در برابر روسیه وارد مرحلهای مبهم اما مهم شده است. اظهارات و تحرکات اخیر ترامپ، از جمله تهدید به تحریمهای شدید و همزمان ادعای امکان مذاکره مستقیم با ولادیمیر پوتین، تحلیلگران را بر آن داشته تا در ماهیت واقعی رویکرد او تأمل بیشتری کنند. پرسش اصلی این است: آیا ترامپ در حال بازتعریف یک سیاست بازدارنده علیه مسکو است یا صرفاً تلاش میکند تا با استفاده از ابزار تهدید و تطمیع، توازن تازهای را در صحنه بینالمللی برقرار سازد؟ بر اساس آنچه در گزارش پولیتیکو و بیبیسی آمده است، ترامپ در تماسهای اخیر خود با رهبران اروپایی و نیز در پیامهای علنی خطاب به پوتین، هشدار داده است که اگر روسیه تهاجم نظامی خود در اوکراین را ادامه دهد، “اتفاقی ناگوار” در انتظارش خواهد بود. وی همچنین از احتمال اعمال تعرفههایی تا سقف ۵۰۰ درصد بر کالاهای روسی سخن گفته است؛ موضعی که همزمان نوعی تهدید اقتصادی است و نوعی پیام بازدارندهی سیاسی برای مسکو و حامیان آن.
این تاکتیک دوگانه فشار علنی و در عین حال گشودن درب مذاکره – بازتابی از الگوی «تهدید مشروط» است که ترامپ در سیاست خارجی خود بارها از آن بهره گرفته است. رسانههایی چون بلومبرگ و نیویورک تایمز نیز اشاره کردهاند که ترامپ بارها مدعی شده میتواند تنها در عرض ۲۴ ساعت جنگ اوکراین را خاتمه دهد. این ادعا که متکی بر «مذاکره مستقیم» با ولادیمیر پوتین است، در عمل تاکنون با مخالفت نهادهای امنیتی و دیپلماتیک آمریکا مواجه شده؛ نهادهایی که خواهان هماهنگی بیشتر با متحدان اروپاییاند. با این حال، منابع نزدیک به دولت ترامپ در گفتگو با بلومبرگ تأیید کردهاند که تیم او سرگرم بررسی گزینههای دیپلماتیک در استانبول یا ژنو برای آغاز مذاکرات غیررسمی با کرملین است.
به نقل از بیبیسی، مسکو تاکنون با احتیاط به مواضع ترامپ پاسخ داده و تأکید کرده است که روابط با آمریکا نباید محدود به مسأله اوکراین یا ایران باشد. در همین حال، کشورهای اروپایی از جمله آلمان و فرانسه نسبت به احتمال تضعیف تعهد آمریکا به ناتو در صورت سیاستهای یکجانبهگرایانه ترامپ ابراز نگرانی کردهاند. فرانسه هشدار داده است که خروج آمریکا از تعهدات امنیتی میتواند اتحاد فراآتلانتیک را تضعیف کند و زمینهساز شکافهای راهبردی تازه در اروپا گردد. در جمعبندی تحلیل رسانههای غربی، مشخص است که سیاست ترامپ در قبال روسیه متکی بر چهار ستون اصلی است: تهدید اقتصادی و گمرکی برای اعمال فشار آنی؛ پیشنهاد مذاکره مستقیم به سبک دیپلماسی شخصمحور؛ بیاعتمادی اروپا نسبت به تعهدات واشنگتن؛ و محدودیتهای قانونی در کنگره و نهادهای فدرال آمریکا، که مانع اجرای فوری تصمیمهای یکجانبه خواهد بود.
این ترکیب تهدید و دیپلماسی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فشار موثری بر مسکو وارد سازد، اما بدون اجماع با ناتو و هماهنگی ساختاری با کنگره، میتواند موقعیت استراتژیک آمریکا و غرب را در برابر روسیه تضعیف کند. ترامپ در تلاش است تا با رویکردی ابزارمحور، همزمان از فشار و گفتوگو بهره ببرد:
«اگر روسیه به تهاجم ادامه دهد، ما واکنش نشان خواهیم داد؛ اما اگر مسیر مذاکره را انتخاب کند، آمادهایم در چارچوب گفتوگوی مستقیم وارد عمل شویم.» این رویکرد، اگر با همراهی نهادهای آمریکایی و متحدان غربی تنظیم نشود، نه تنها به پایان جنگ نمیانجامد، بلکه میتواند بنیان نظم امنیتی جهانی پس از جنگ اوکراین را نیز به چالش بکشد.
سپنتا: اتهامزنی به مهاجران افغانستانی بهعنوان جاسوس، غیرقابلتوجیه است
طالبان یک عضو پیشین امنیت ملی را پس از بازگشت از ایران به قتل رساندند
رییس ستاد ارتش ایران: اگر حمله تکرار شود، پاسخ ما سختتر خواهد بود


