هنگامی که رنسانس و اومانیسم بر اروپای قرون وسطی چیره گشت تحولات گسترده علمی و اجتماعی رونما گردید. صنایع رونق گرفت و در این میان، اسپانیا و پرتغال به مهارت بالایی در صنعت کشتی سازی دست یافتند و به لطف این امر، امریکا در سال 1492 کشف شد.
در ادامه این تحولات انقلاب کبیر فرانسه (1789) جنبش اجتماعی بزرگ دیگری بود که جهان را از خواب عمیقی بیدار کرد.
سرمایه گذاران بین المللی در پرتو تحولات و تولیدات صنعتی سعی کردند کشورهای عقب مانده را برای منافع و مقاصد خود استعمار کنند. در این میان کشورهای اروپایی با دست درازی، برخی از کشورهای جهان، بخصوص بیشتر کشورهای عقب مانده آفریقایی و آسیایی را استعمار کردند.
موج استعمار تا همسایه ما یعنی شبه قاره هند هم رسید. در طی آن انگلیسی ها در سال 1600 کمپانی هند شرقی را تأسیس کردند و دامنه فعالیتهای آن به افغانستان نیز سرایت کرد. به موازات فعالیت اندیشمندان غربی اعم از متفکران، علما، نویسندگان و شاعران که کوشش هایی را برای ترقی آگاهی های اجتماعی شروع کرده بودند، برخی از متفکران کشورهای اسلامی در عکس العمل نسبت به حکومت های استعماری برای نجات مردم تلاش می کردند.
سید جمال الدین افغانی به عنوان یک متفکر زبردست، ابتدا چندین حرکت اجتماعی را در افغانستان و سپس تهران، استانبول، بغداد، قاهره، حجاز، دهلی، پترزبورگ، هامبورگ، لندن، پاریس و تعدادی دیگر رهبری کرد و شهرهای بزرگ و کوچک را درنوردید. ابتدا عده ای از روشنفکران، علمای دین، شخصیت های سیاسی و اجتماعی را گرد آورد و مسلمانان را به وحدت دعوت کرد و سپس بر ضد ظالم قیام کرد.
عبدالحمید خلیفه ترکان عثمانی نظر سید را تایید کرد، اما از متأثر از مخالفت مردم و درباریان حاکم با نظر سید، درباریان ایرانی و ترک این حرکت را غیر قابل تحمل معرفی کردند. اگرچه سید جمال الدین افغانی در تلاش های خود به موفقیت عملی بزرگی دست نیافت، اما میراث گرانبهایی برای رشد و پیشرفت آگاهی سیاسی از خود به جای گذاشت.
فعالیت های اجتماعی اصلاحی سید در حد فاصل سالهای(1839-1897)، جهان آن روز را متأثر ساخت. او متفکران مسلمان را به پیروی از روش خود تشویق کرد تا افکار و اندیشه های او را زنده نگه دارند و این میراث فکری توسط، محمد عبده (1871-1879) به یک انقلاب اجتماعی بدل گشت. آخرین لحظات زندگی محمد عبده (1849-1905) زمانی بود که روسیه تزاری در سال 1905 از جاپان شکست خورد و متأثر از ان و دیگر دلایل، روسیه تزاری نابود شد و در سال 1917 بلوشیکها انقلاب شان را در برابر تزارها به کامیابی رساندند.
دشمنی دیرینه امپراتوری عثمانی با غربیها که مانع توسعه استعمار در سرزمین های خلافت عثمانی میگردید، انگلیسی ها را بر آن داشت تا به وسیله «شریف حسین» مسلمانان را متقاعد کنند که حق خلافت اسلامی متعلق به اعراب است نه ترک ها. و اگر شریف حسین از حمایت بریتانیا برخوردار گردد، از مدیترانه تا خلیج فارس به وارثان اصلیش خواهد رسید.
سلطان عبدالحمید این نگرانی را با سید جمال الدین افغانی در این زمینه در میان گذاشته بود، که بریتانیا می خواهد سرزمینی را برای یهودیان در خاورمیانه اختصاص دهد. سیدجمال الدین افغانی که در آن زمان در استانبول بود او را به مقاومت در برابر این ایده انگلیسی توصیه مینمود.
تا خلافت عثمانی پابرجا بود، انگلیسی ها و یهودیان به هدف خود مبنی بر تاسیس کشور اسرائیلی در این منطقه نرسیده بودند. اما وقتی شریف حسین، مسیحیان عرب و وهابیها ابزار غربی ها شدند و پس از جنگ جهانی اولدکه ترکیه عثمانی شکست خورد، مهاجرت یهودیان به خاورمیانه با کمک انگلیسی ها و فرانسوی ها شروع شد و مصطفی کمال نیز در سال 1924 به جای خلافت، نظام جمهوری را اعلام کرد.
تعدادی از اندیشمندان نظر سید جمال الدین افغانی و محمد عبده را در رابطه با فعالیتهای سیاسی و اصلاحات اجتماعی تایید میکردند و برای جلوگیری از بحران سیاسی جاری، شیخ رشید رضا، مفتی امین الحسینی، شیخ حسن البنا (بنیانگذار اخوان المسلمین) و دیگران به عرصه سیاسی رو آوردند، که می توان از ابوکلام آزاد به عنوان یک نمونه در هند یاد کرد و این تحرکات نه تنها کشورهای اسلامی جهان را تحت تأثیر قرار داد، بلکه زمینه را برای تحرکات مشابه در افغانستان/ خراسان هم فراهم کرد.
سالهای بعد از جنگ جهانی دوم منطقه شاهد
تغییرات سیاسی و جغرافیایی گستردهای گردیده و
در سال 1947 استقلال پاکستان در شبه قاره هند و در سال 1948 کشورهایی به نام اسرائیل در خاورمیانه در جغرافیای سیاسی جهان ظاهر شدند. در سال 1952 کودتای جنرال نجیب علیه ملک فاروق مصر صورت گرفت و در نهایت جمال عبدالناصر به قدرت رسید.
ادامه دارد…


