RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
ادبیاتمقاله های تحلیلی

چه رابطه‌ی بین داستان و نویسنده‌‌ی آن وجود دارد؟

Published ۱۴۰۳/۰۵/۰۴
SHARE

شیون شرق

در مورد این‌که آیا شخصیت‌ها، رویدادها، صحنه‌های تراژیدی، صحنه‌های عاشقانه و عاطفی در داستان روی نویسنده‌ی آن تاثیر دارد یانه، یک بحث کلان است. در این مورد زیاد واکاوی شده و پرسیده و شنیده شده که نویسنده‌ها چیزهای گفته‌اند. این‌که چه رابطه‌ی بین داستان و نویسنده‌ی آن وجود دارد، یک نویسنده به‌تر می‌فهمد.
یک داستان‌نویس هنرمند است، هنرمند خالق است و چیزهای تازه‌ی خلق می‌کند و در راه خلق آن، سختی و مشقت را متحمل می‌شود. یکی نوشتن و خلق کردن رویش تاثیر می‌گذارد و یکی هم چیزهای مثلا قصه، قصه‌ی شکست، قصه‌ی عاشقانه، صحنه‌های تراژیدی و کشنده‌ی داستانش و هم‌چنان موارد دیگر آن. هر مورد ذکر شده در داستان به‌نوع رویش تاثیر می‌افگند. آن‌قدر که شخصیت‌ها خون می‌خورند، نویسنده هم خون‌جگر می‌شود، آن‌قدر که دختری می‌افتد و با شکست و سیاهی پنجه‌نرم می‌کند، نویسنده هم چیزی شبیه کابوس می‌بیند. سارتر می‌گوید: «یک داستان‌نویس، خون‌جگر هم است». برای این گفته بود که صحنه‌ها و شخصیت‌ها از دل او پدید آمده و رویش تاثیر سیاه دارد، در موارد سپید، سپید.
روایتی از سارتر شده که او گفته است: «یک نویسنده بانوشتن یک داستان بارها و بارها و بارها می‌میرد»، حالا پشت درستی و نادرستی این روایت نمی‌رویم، اما براستی چنین است؛ یک نویسنده با تراژیدی داستان خود غم‌گین و با لحظه‌های خوشی آن، خوش می‌شود. گاهی از خنده‌ها داستان خنده‌اش می‌گیرد و با شکست‌ها و تلخی‌ها هم‌ذات‌پنداری کرده، خُلقش تنگ می‌شود. شاید هم احساس کند کمرش شبیه شخصیت داستان شکسته شده است نویسنده با عاطفه و احساس با شخصیت‌ها راه می‌رود و در قسمتی‌که داستان سیاه می‌شود یا لحظه‌های تراژیدی می‌رسد، او هم احساس شکست می‌کند، در میان تراژیدی‌ها گیر می‌کند؛ کاملن شبیه شخصیت داستان.
خلق داستان سخت است، برای همین است‌ یک داستان‌نویس، هنرمند است. اما کپی‌نویس هنرمند نیست، فقط یک کپی‌نویس است. داستان‌نویس همه سازوبرگ داستان خود را خود خلق می‌کند. از طرح گرفته، تا مقدمه، دیالوک‌ها، صحنه‌ها، شخصیت‌ها، آب و هوا، فضا و طبیعت و…
داستان‌نویسی می‌گفت که گریه کردن یک نویسنده بامرگ شخصیت داستان‌اش بعید نیست؛ زیاد اتفاق افتیده و می‌افتد. بسیار نویسنده‌های چنین سرگذشت داشته و بامرگ شخصیت داستان‌اش مرگ را چشیده و گاهی با مردن او به‌کنج اتاقش رفته، نشسته و گریسته است.
صحنه‌ها و رازهای که شخصیت‌های داستان با آن درگیر است، روی نویسنده‌ی تاثیر می‌گذارد. یک نویسنده حال شخصیت داستان را دارد، مگر این‌که خیلی سخت‌دل باشد. حتا ادم سنگ‌دل جلوی حرف، عاطفه و تراژیدی زانو خم می‌کند.
این‌جا روایت‌های را از داستان‌نویسان ذکر می‌کنم که دیده می‌شود، داستان شان روی شان تاثیر زیاد داشته است.
گابریل گارسیا مارکز یک روز مصروف نوشتن «صد سال تنهایی» بوده، زنش از خانه رفته بود بیرون. وقتی برمی‌گردد می‌بیند مارکز در گوشه‌ای نشسته گریه می‌کند. برایش می‌گوید چه شده؟ می‌گوید آئورلیونو مرد، سرهنگ مرد. منظورش شخصیت داستان‌اش بوده است.
صادق هدایت پس از نوشتن «بوف کور» آهِ کشیده و گفته: خُب شد تمام شد ورنه خون جگر خورده هلاک می‌شدم.
همین‌طور جلال آل احمد پس از نوشتن «نون و القلم» خندیده و گفته است‌که خُب آخرم چوپان شاه ایران شد.
در روایتی آمده که داستایوفسکی وقت مردن هرشخصیت داستان اش می‌گفته: آخ مُردم.
سیمین دانش‌ور وقتی از نوشتن «غروب جلال» فارغ شد گفته بود: آه جلا آه؛ آه جلال؛ رفتی و من ماندم این ایران خاک شده.
شبیه این‌ها، زن محمود دولت‌آبادی می‌گوید، یک شب نان بردم به محمود، دیدم گریه می‌کند. پرسیدم برای چه؟ محمود گفت: او مرد-یکی از شخصیت‌های کلیدر مرد.
از تولستوی نقل شده است که پس از مرگ شخصیت آناکارنینا چند روز در کنج خانه‌اش گریه می‌کرده و می‌گفته: آناکارنینا مُرد.
مثل این‌‌ها، ده‌ها نویسنده‌ی دیگر داریم که چنین تجربه کرده اند و بالای آنان داستان و شخصیت‌ داستان و فضای آن تاثیر گذاشته است.
برای همین، هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌های داستان خود خیلی‌ها اتفاق می‌افتد؛ تحول پذیری از داستان خود و از صحنه‌ها و گریستن با آن‌ها و خندیدن با آن‌ها، برای یک نویسنده، خیلی زود اتفاق می‌افتد.
برای بسیار آدم‌ها پیش میاید که با مرگ شخصیت داستان خود، مرگ را تجربه کند، شب‌ها باخود بپیچد و روزها اشک غم بریزد.
یادم رفته از نویسنده‌ای می‌گفتند که پس از مرگ دختر داستان خود، یک هفته نان نخورده، فقط گریسته و دیوانه‌وار هرسو می‌رفته و خب گریسته.
برای همین، یک رابطه‌ی عمیق بین داستان و نویسنده‌اش وجود دارد. ذره ذره خط‌های داستان روی نویسنده‌اش تاثیر دارد و حالت او را مثل حالت، فضای داستان و درون داستان می‌سازد.

Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۵/۰۴

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افراد مسلح‌ناشناس یک جوان را در استان خوست کُشتند
افغانستانرویدادهای خبری

افراد مسلح‌ناشناس یک جوان را در استان خوست کُشتند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۱۲/۱۲
پژوهش جدید: چهره‌ی انسان‌ها به مرور زمان شبیه به نام خود می‌شود
مسعود اظهر؛ چهره پشت پرده حملات تروریستی و تنش‌های هند و پاکستان
اوچا: ظرف یک ماه به‌دلیل مداخلات طالبان، فعالیت ۶۰ نهاد بشردوستانه متوقف شد
زنان افغانستان در سال ۲۰۲۳ با افزایش محدودیت‌ها روبه‌رو بودند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?