گاهی با خود میاندیشم و از خود میپرسم چرا ستم و خشونت در سرزمین افغانستان/خراسان، نهتنها پایان نمییابد بلکه روزبهروز شدیدتر میشود. به این نتیجه میرسم که ما مردم هنوز به اشتباهات و جنایات گذشتهی خود اقرار نکردهایم. تا زمانیکه این اقرار صورت نگیرد، خشونت به پایان نخواهد رسید.
به عنوان مثال، سال گذشته شهرداری منطقه ما دو اتوبوس از مهاجرین را به موزهای در شهر بنِ آلمان فرستاد. در آن موزه تجهیزاتی از جنگ جهانی دوم با توضیحات دقیق به نمایش گذاشته شده بود. همچنین، مراحل صنعتی شدن آلمان پس از جنگ جهانی دوم و دستاوردهاییکه آلمانیها پس از آن کشف و ساختند با جزئیات کامل به چشم میخورد.
مدتی بعد به یکی از اردوگاههای دوران هیتلر سر زدم، جاییکه یهودیان زندانی میشدند. در این اردوگاه، یهودیان پس از تحمل گرسنگی، شکنجه و کار اجباری، از لحاظ جسمی تحلیل میرفتند. در نهایت، بسیاری از آنها ابتدا با گاز کشته و سپس اجسادشان سوزانده میشدند. تمام این مراحل ثبت و مستندسازی شده است. مواجهه با چنین صحنههایی به انسان نشان میدهد که اگر جامعهای پذیرش دیگری را نیاموزد، چه فجایعی میتواند رخ دهد.
اما در سرزمین ما به جای اقرار به ظلمها و ستمهاییکه انجام دادهایم، همواره تلاش کردهایم آثار و مدارکی را که این جنایات را نشان میدهند، پاک کنیم یا آنها را انکار نماییم. مثلاً اگر موزهای داشتیم که نشان میداد چگونه ۶۲ درصد هزارهها قتلعام شدند، یا در دشت لیلی چه اتفاقی افتاد، یا دختر شیرفروش دوازدهسالهای در تخار چگونه مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد و یا جوانی که از گردنش به ریسمان بسته شده و پشت جیپ در خیابانهای بدخشان کشیده شد تا جان داد. شاید وجدانمان با دیدن اینها به درد میآمد. شاید با تماشای این تصاویر به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب شدند، نفرین میفرستادیم.
اما متأسفانه، تمام این جنایات به گونهای پاک شدهاند که گویی هرگز اتفاق نیفتادهاند. بدتر از آن، عاملان این جنایات پشت قومیت خود پنهان شدهاند، و ما به جای محکوم کردن آنها، گاه این جنایات را توجیه میکنیم، به آنها افتخار میکنیم و لقبهای عجیبوغریب به آنها میدهیم.
به باور من، یگانه راه پایان خشونت در این سرزمین، مستندسازی این جنایات است. باید مردم ببینند و درس عبرت بگیرند، نه اینکه فکر کنند هیچ اتفاقی نیفتاده و اینجا همیشه گل و گلزار بوده است.
اعتراف و اقرار در حقیقت مرحلهی نخست پذیرش خطا و اشتباه و ظلم و ستم است و معذرتخواهی مرحلهی دوم برای احترام به عدالت است. متاسفانه در جامعهی ما هیچ شخص و گروهی قبول ندارد اشتباه و خطا کرده یا مرتکب ظلم و ستم شده است، همه خود را بیگناه و لشکر خدا و تطبیقکنندهی شریعت و فرمان خدا میدانیم و به طرفهای دیگر برچسپ لشکریان شیطان را میزنیم.


