افغانستان در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. تحولات سیاسی سالهای اخیر، فروپاشی ساختارهای پیشین قدرت و شکلگیری نظام سیاسی مبتنی بر انحصار، معادلات اجتماعی و سیاسی کشور را بهشدت دگرگون ساخته است. با این حال، آنچه در ظاهر صحنه سیاسی افغانستان کمتر دیده میشود، وجود نیروهایی است که اگرچه در حاشیه قدرت قرار گرفتهاند، اما از ظرفیتهای اجتماعی، فکری، تاریخی و سیاسی قابل توجهی برخوردارند. این نیروها را میتوان «قدرتهای خاموش» نامید.
قدرتهای خاموش الزاماً گروههایی نیستند که در سکوت به سر میبرند؛ بلکه مجموعهای از شخصیتهای سیاسی، جریانهای فکری، نخبگان علمی، نسل جوان، زنان آگاه، نیروهای اجتماعی و اقوام و جوامعی هستند که در ساختار کنونی قدرت، سهم متناسب با ظرفیت و جایگاه تاریخی خود را ندارند. این نیروها ممکن است در مقطع کنونی فاقد ابزارهای رسمی قدرت باشند، اما از سرمایه اجتماعی، تجربه سیاسی، حافظه تاریخی و توانایی سازماندهی برخوردارند.
۱- انحصار قدرت؛ زمینهساز ظهور نیروهای خاموش
تجربه تاریخی افغانستان نشان داده است که هیچ ساختار سیاسی مبتنی بر انحصار نمیتواند برای مدت طولانی واقعیتهای متنوع اجتماعی و سیاسی این کشور را نادیده بگیرد. افغانستان جامعهای چندقومیتی، چندزبانه و دارای تنوع عمیق فرهنگی و سیاسی است. نادیده گرفتن این واقعیتها نهتنها به تثبیت قدرت منجر نمیشود، بلکه بهتدریج زمینه شکلگیری مطالبات تازه و بازآرایی نیروهای اجتماعی را فراهم میکند.
هر اندازه فضای مشارکت سیاسی محدودتر شود، ضرورت بازتعریف نقش نیروهای بیرون از ساختار قدرت افزایش مییابد. از همین رو، سکوت ظاهری جامعه را نباید به معنای پذیرش وضعیت موجود یا پایان ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی دانست.
۲- زنان؛ قدرتی که دیگر به حاشیه بازنمیگردد
یکی از مهمترین ظرفیتهای خاموش افغانستان، زنان این کشور هستند. زنانی که طی دو دهه گذشته در عرصههای آموزش، سیاست، رسانه، مدیریت، جامعه مدنی و فعالیتهای فرهنگی حضور یافتهاند، اکنون با محدودیتهای گسترده مواجه شدهاند.
اما محرومیت از فرصتهای رسمی به معنای نابودی ظرفیتهای انسانی و فکری آنان نیست. زنان افغانستان امروز بخشی از حافظه سیاسی و اجتماعی کشورند و مبارزه آنان برای حق آموزش، کار، مشارکت و کرامت انسانی، به یکی از مهمترین مطالبات آینده افغانستان تبدیل شده است.
۳- نخبگان و جریانهای سیاسی؛ سرمایههای بازتعریفنشده
در کنار زنان و نسل جوان، نخبگان سیاسی، جریانهای فکری و شخصیتهای باتجربه افغانستان نیز بخشی از قدرتهای خاموش به شمار میروند. بسیاری از این نیروها در نتیجه تحولات اخیر از ساختار رسمی قدرت کنار گذاشته شدهاند، اما همچنان از تجربه تاریخی، شناخت ساختارهای دولتی و ظرفیت ارتباطات اجتماعی برخوردارند.
در این میان، جریانهای سیاسی ریشهدار و دارای سابقه مبارزاتی، از جمله حزب جمعیت اسلامی افغانستان، با یک فرصت و در عین حال یک مسئولیت تاریخی مواجهاند: بازنگری در ساختارهای تشکیلاتی، نوسازی گفتمان سیاسی، تربیت نسل جدید رهبران و تبدیل سرمایه تاریخی به برنامهای روشن برای آینده کشور. سرمایه تاریخی بهتنهایی تضمینکننده جایگاه سیاسی نیست؛ بلکه تنها زمانی میتواند به قدرت اثرگذار تبدیل شود که با انسجام تشکیلاتی، اعتماد عمومی، برنامه سیاسی و درک واقعیتهای جدید جامعه همراه باشد.
۴- نسل جوان؛ نیروی تعیینکننده آینده
نسل جوان افغانستان را نیز نمیتوان از معادلات آینده حذف کرد. نسلی که با جهان ارتباط گستردهتری دارد، به ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی دسترسی یافته و با مفاهیم جدیدی چون حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی، پاسخگویی، مشارکت سیاسی و توسعه آشنا شده است. این نسل ممکن است هنوز از تشکیلات سیاسی منسجم برخوردار نباشد، اما ظرفیت فکری و اجتماعی آن میتواند در تحولات آینده نقش تعیینکنندهای ایفا کند. آینده افغانستان بدون مشارکت معنادار این نسل، آیندهای ناپایدار خواهد بود.
۵- از قدرت خاموش تا قدرت سازمانیافته
ظهور قدرتهای خاموش به معنای وقوع یک تحول ناگهانی یا بازگشت فوری گروههای سیاسی سیاهگذشته به قدرت نخواهد بود، بلکه شروع یک فصل جدید برای گفتمان سازنده و شکلگیری تدریجی شرایط برای حضور نیروهای تأثیرگذار است؛ نیروهایی که عاری از آلودگیهای فساد اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشند. همچنان بستری خواهد بود برای نیروهای پراکنده اجتماعی و سیاسی تا بتوانند از وضعیت انفعال خارج شده و به بازیگران اصلی، سازمانیافته و تأثیرگذار در جامعه تبدیل شوند.
قدرتهای خاموش تأثیرات شگفتانگیز زیر را بر جای خواهند گذاشت:
· تغییر و تحول قطعی سیاسی پایدار در جامعه
· ایجاد همگرایی و همسویی میان جریانها و نهادهای مدنی و مدیریت قدرتهای اجتماعی خفته در جامعه
· عبور از اختلافات فرسایشی و رقابتهای شخصی که موجب فرصتسوزیهای طلایی و تضییع ظرفیتهای کلان بشری گردید
· شکلگیری یک گفتمان ملی مبتنی بر عدالت و مشارکت سیاسی فراگیر
· حضور مؤثر زنان و نسل جوان در تصمیمگیریها
· تدوین برنامهای روشن برای عبور مسالمتآمیز از بحران سیاسی
· ایجاد پیوند میان نیروهای داخل کشور و جامعه مهاجران افغانستان
ظهور قدرتهای خاموش پایان سکوت و شروع سیاست پایدار در جامعه خواهد بود.
افغانستان بارها شاهد ظهور و افول قدرتهایی بوده است که در مقطعی خود را شکستناپذیر تصور میکردند و با ظهور قدرتهای خاموش غافلگیر و فروپاشیدناند.
قدرتهای خاموش که در این مدت مصروف بازنگری و بازاندیشی اصول و رفتار سیاسی نسل گذشته و دوران سیاه جمهوریت بودند، وارد میدان معادلات سیاسی نشدهاند، ولیکن در لایههای مختلف جامعه و شبکههای فکری حضور فعال داشتند.
ظهور قدرتهای خاموش، بیش از آنکه به معنای بازگشت به گذشته باشد، میتواند نشانه شکلگیری ارادهای تازه برای ساختن آینده باشد؛ آیندهای که در آن هیچ یک از اقوام، جریانهای سیاسی، بانوان، نسل جوان و نیروی اجتماعی به دلیل تفاوتهای هویتی و فکری از حق مشارکت در سرنوشت کشور محروم نماند.
افغانستان برای عبور از بحران کنونی، بیش از هر زمان دیگر به یک نظم سیاسی فراگیر، مشروع و مبتنی بر اراده عمومی نیاز دارد. قدرتهای خاموش، همان ظرفیتهایی هستند که تحقق چنین آیندهای را ممکن میسازند.
یادداشت اختصاصی | شفیع الله شهزاد عزیزی


