RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
مقاله های تحلیلی

ناکامی سفر داکتر نجیب‌الله به پاکستان؛ روایتی از عبدالحمید محتاط

Published ۱۴۰۵/۰۷/۰۹
ناکامی سفر داکتر نجیب‌الله به پاکستان؛ روایتی از عبدالحمید محتاط
SHARE

نویسنده: عبدالحمید محتاط، معاون سابق رئیس‌جمهور داکتر نجیب‌الله

عبدالحمید محتاط، معاون داکتر نجیب‌الله، در کتاب «سقوط سوم، جمهوری دوم» درباره تلاش داکتر نجیب‌الله برای سفر به پاکستان و تحولات منتهی به تصمیم او برای انتقال قدرت نوشته است:
پس از انکشافات سریع اوضاع سیاسی نظامی در شمال، داکتر نجیب فوراً جهت خود را تغییر داد و به این عقیده رسید که به پاکستان سفر نماید. البته سازمان‌دهی این سفر با همکاری رهبران متنفذ قبایل ماورای سرحد و خاد صورت گرفت و قرار بود در اوایل اپریل عملی شود.
داکتر نجیب سعی داشت در سفر قریب‌الوقوع خود، غلام اسحاق خان، رئیس‌جمهور پاکستان، و نواز شریف، صدراعظم آن کشور، را ملاقات کند. در ترکیب هیئت، عبدالوکیل، وزیر خارجه، غلام فاروق یعقوبی، وزیر امنیت دولتی، و محمداسحاق توخی، دستیار رئیس‌جمهور، شامل می‌شدند.
در نظر بود که هواپیمای حامل رئیس‌جمهور و تیم او در یکی از میدان‌های نظامی نزدیک اسلام‌آباد فرود آید. برنامه و سازمان‌دهی این سفر با محرمانگی نهایت و پنهان از انظار اعضای حزب و دولت صورت گرفت و از رهبری حزب وطن هیچ‌کس خبری نداشت. از جانب دیگر، رئیس‌جمهور از حضور وزیر خارجه در ترکیب هیئت بسیار ناراضی بود، اما نمی‌توانست آن را کتمان کند.
هدف اصلی سفر نجیب، جلوگیری از پیشروی جبهه متحد شمال و مقابله با خطراتی بود که به باور او، متوجه انحصار حاکمیت قبایل پشتون می‌شد.
داکتر نجیب‌الله می‌خواست به رهبران پاکستان گوشزد کند که منافع آن کشور در پرتو تشکیل جبهه متحد شمال با خطر مواجه است. اما سرانجام این برنامه محرمانه افشا شد و داکتر نجیب به‌شدت زیر فشار رهبران حزب وطن قرار گرفت؛ رهبرانی که می‌خواستند این اتحاد نامقدس، در جهت برآوردن اهداف شوم، تشکیل شود و حکمتیار با حمایت مستقیم سازمان استخباراتی پاکستان با نجیب وارد معرکه سیاسی افغانستان گردد.
از این رو، برنامه خطرناک از درون خنثی شد و بکس‌های سفری در میدان هوایی ماند و هواپیما به جانب پاکستان پرواز نکرد.
پس از تحریم سفر نافرجام، داکتر نجیب در سراسیمگی و وحشت به سر می‌برد و مذاکرات خود را با نمایندگان حزب اسلامی حکمتیار در تاریخ نهم اپریل آغاز کرد. در سازمان‌دهی این مذاکرات، شخصی به نام فردوس‌خان مهمند نقش اساسی بازی کرد.
در جلسه برنامه عمل مشترک، هنوز هم، در حالی که ستاره اقبال او افول کرده بود، از تلاش برای جابه‌جا کردن کادرهای حزب اسلامی در کرسی‌های حکومت دست برنمی‌داشت و در این زمینه تصمیم اتخاذ شد.
برنامه مساعی (تلاش‌های)مشترک، پاسخی به اتحاد نیرومند و روزافزون شمال پنداشته می‌شد. تلاش‌های نافرجام از جانب طرفداران داکتر نجیب، مانند طارق، استاندار پروان، معلم فتح و معلم فرید کوهستانی، مربوط حزب اسلامی، صورت گرفت تا از پیشروی نیروهای احمدشاه مسعود جلوگیری به عمل آید.
به تاریخ هشتم اپریل، فرمانده مسعود با نیروهایش وارد گلبهار شد و طی یادداشتی تقاضا کرد تا اسامی افسران فرقه دوم جبل‌السراج معرفی شود و در تفاهم و تساند با آنان، برنامه پیشروی مشترک طرح‌ریزی گردد.
اسامی ۳۱ نفر از افسران عضو حزب در فرقه دوم جبل‌السراج داده شد و هدایت داده شد تا در تأمین امنیت شاهراه سالنگ با نیروهای مسعود تشریک مساعی نمایند. این تشریک مساعی در ده سال جنگ افغانستان سابقه نداشت که دو نیروی متخاصم از خصومت دست بردارند و با هم در فضای برادری، امنیت منطقه را تأمین نمایند.
داکتر نجیب سخت کوشید تا از بهبود اوضاع و پیشروی نیروهای نظامی در شمالی جلوگیری کند تا فرصت داشته باشد و برنامه‌های خود را پیاده سازد. ولی انکشاف اوضاع در جهت مخالف آرمان‌های او حرکت می‌کرد و ساعت دو بجه نهم اپریل، از آخرین فیر راکت زمین‌به‌زمین اسکاد به استقامت قرارگاه مسعود دریغ نورزید. خوشبختانه راکت مسیر خود را تغییر داد، به هدف اصابت نکرد و آسیبی به میان نیاورد.
داکتر نجیب و هم‌پیمانان حزب اسلامی او ناکام شدند. طارق، استاندار چاریکار، با طرفداران داکتر نجیب در آن استان توسط حزب اسلامی نجات داده شد و به پاکستان انتقال یافت.
چاریکار و میدان هوایی بگرام به روز پنج‌شنبه، نهم اپریل، تحت فرماندهی نیروهای مسعود درآمد. در همان روز، رابطه گارنیزیون بگرام با کابل قطع شد و رئیس‌جمهور نمی‌دانست که چه تدابیری را در پیش بگیرد.
جلسه شورای اجرائیه حزب وطن تحت قیادت داکتر نجیب در نیمه‌شب روز پنج‌شنبه دایر گردید تا به‌طور مشخص اوضاع پروان را تحت بررسی قرار دهد.
رئیس‌جمهور به این تصمیم رسید که برای آخرین بار اهداف را زیر ضربات نیروهای هوایی قرار دهد و جلو پیشروی سریع آنان به سوی کابل را بگیرد.
جنرال وطنجار، وزیر دفاع ملی، در جلسه گزارش داد:
«ساعت دو بجه دیروز نیروهای مسعود به میدان هوایی بگرام دخول را انجام دادند و اکنون بگرام مکمل تحت کنترول فرمانده مسعود قرار گرفته است.»
آنگاه رئیس‌جمهور پرسید:
«جنرال مصطفی، قوماندان میدان هوایی بگرام، کجاست؟»
وزیر دفاع پاسخ داد که جنرال مصطفی با مسعود است.
بعداً رئیس‌جمهور محل اقامت صبغت‌الله، آمر میدان هوایی بگرام، را جویا شد.
بلآخره وزیر دفاع گفت:
«رفیق نجیب! از سرباز تا جنرال، کسی حاضر نیست بیشتر از شما دفاع کند. راه بیرون رفت موجود نیست، به جز انتقال قدرت!»
دو ساعت مانده بود که روشنایی شفق، به باشندگان شهر نوید روز پرآشوب بعدی را هدیه کند و باشندگان شهر در ابهام و گمراهی نفس تازه کنند. لیکن برای داکتر نجیب، یکی از روزهای تلخ بود که خود را در حالت تنهایی و بدون دفاع یافت. اشک از چشمانش جاری شد و آمادگی خود را برای انتقال قدرت اعلام نمود و از دیگران خواهش کرد تا روی روند انتقال قدرت کار کنند.
اعضای شورای اجرائیه حزب وطن، بهت‌زده و با نگرانی، جلسه را ترک نمودند. ساعت سه بجه صبح بود که وزیر خارجه برایم تلفونی تماس گرفت و گفت:
«آقای محتاط! بالاخره داکتر نجیب آماده انتقال قدرت است، چون فیصله کرد. حالا رهبری حزب مستقلانه برنامه انتقال را دنبال می‌کند و ما می‌توانیم بدون سهم او، قدرت را به حکومت موقت مجاهدین انتقال بدهیم.»
مأخذ: کتاب «سقوط سوم، جمهوری دوم»

RASC ۱۴۰۵/۰۷/۰۹

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
یحیی بن خالد برمکی بلخی
مقاله های تحلیلی

یحیی بن خالد برمکی بلخی

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۱۰/۰۹
هیئت طالبان جهت تمدید قرارداد برق وارداتی به ترکمنستان رفت
کشته و مجروح‌شدن شش تن از اثر برخورد یک رنجر گروه طالبان با یک موتر سراچه در استان هرات
اسراییل بر ساختمان دیپلماتیک ایران در دمش حمله کرد
دو نظامی حکومت پیشین بواسطه‌ی گروه طالبان در استان بلخ بازداشت شدند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?