خبرگزاری راسک: انتشار اخبار مربوط به درگذشت عبدالاحد مومند، فضانورد پیشین افغانستان، بار دیگر پرونده پرجنجال و تاریخی ماموریت فضایی سال ۱۹۸۸ این کشور را به صدر رسانههای بینالمللی بازگردانده است. بررسیهای تاریخی و افشاگریهای مقامات نظامی پیشین نشان میدهد که این ماموریت علمی، تحتالشعاع معیارهای قومی و تصمیمات سیاسی نخبگان وقت (پشتون) کابل و مسکو قرار گرفته و منجر به حذف ناعادلانه شایستهترین گزینه این پرواز شده است.
در اواخر دهه ۸۰ میلادی، دو خلبان نیروی هوایی افغانستان، جنرال محمد دوران (از قوم تاجیک) و عبدالاحد مومند (از قوم پشتون)، مراحل پیچیده و سخت آزمایشهای فیزیکی، روانی و فنی را در مسکو سپری کردند.
گزارشهای فنی و اسناد به جا مانده از آن دوره تایید میکنند که جنرال دوران به دلیل ارشدیت نظامی، آمادگی رزمی بالاتر و تسلط کامل به زبان روسی، گزینه اصلی و واجد شرایطترین فرد برای انجام این ماموریت فضایی بود. با این حال، در آخرین ساعات پیش از پرواز، وی به طور ناگهانی از فهرست حذف و زمینگیر شد. حکومت وقت کابل در آن زمان برای انحراف افکار عمومی، شایعه ابتلا ناگهانی جنرال دوران به بیماری «آپاندیسیت» را مطرح کرد؛ روایتی که اکنون به عنوان یک بهانهتراشی ساختگی برای پنهان کردن انگیزه اصلی شناخته میشود.
سالها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جنرال الکساندر لیاخوفسکی، فرمانده و فضانورد متوفای شوروی، در یک مستند تفصیلی پرده از حقایق پشت پرده این ماموریت برداشت.
جنرال لیاخوفسکی با افشای جزییات آن شب اظهار داشت:
«در آخرین ساعات پیش از پرواز، دستوری مستقیم از سوی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی صادر شد که بر اساس آن باید محمد دوران از پرواز حذف و عبدالاحد مومند جایگزین او میشد. مقامات بیروی سیاسی بعداً فاش کردند که رهبران حکومت کابل (از جمله داکتر نجیبالله، سلیمان لایق و اسلم وطنجار) به مسکو فشار آورده بودند که جنرال دوران متعلق به اقوام غیرپشتون (تاجیک) است و پرواز او به عنوان نخستین فضانورد، برای ساختار قدرت پشتون قابل قبول نیست؛ به همین دلیل مومند صرفاً بر اساس تعلق قومیاش جایگزین فرد شایستهتر شد.»
تحلیلگران ارشد بینالمللی معتقدند که پروژه اعزام فضانورد افغانستانی، بیش از آنکه یک ماموریت علمی باشد، یک طرح مهندسیشده از سوی کرملین برای دامن زدن به شقاق قومی در ساختار دفاعی و سیاسی افغانستان بود.
۱. بهرهبرداری از تعصبات درونحزبی: شوروی با پذیرش درخواست جناح پشتون حکومت کابل برای حذف جنرال دوران، عمداً بذر فتنه و شکاف قومی را میان اعضای ارشد حزب حاکم کاشت.
۲. تضعیف ساختار نظامی در آستانه خروج: مسکو که در حال خروج نیروهای خود از افغانستان و برقراری ارتباط با مجاهدین بود، از این موضوع برای متلاشی کردن انسجام داخلی ارتش استفاده کرد.
۳. سلب مسئولیت تاریخی: شوروی قصد داشت با ایجاد این بحران، مسئولیت شکستهای بعدی نظام کابل را به گردن «عدم وحدت داخلی و اختلافات قومی خود افغانستانیها» بیندازد.
پرونده ماموریت فضایی ۱۹۸۸ نمونهای آشکار از قربانی شدن شایستهسالاری فنی در پای مصلحتهای قومی و بازیهای سیاسی است. کارشناسان تاکید دارند که جنرال محمد دوران با وجود محرومیت ناعادلانه از این سفر، به دلیل برتری علمی و حرفهای خود، جایگاه ویژهای در تاریخ هوانوردی کشور دارد.
امروز این رویداد تاریخی به عنوان درسی برای نسل جوان تلقی میشود؛ پیامی مبنی بر اینکه افتخار و اقتدار واقعی زمانی شکل میگیرد که افغانستان به دور از مداخلات خارجی و تبعیضهای قومی، بر توانمندی و شایستگی فرزندان خود تکیه کند.
فضانوردی که به خاطر تاجیک بودن از رفتن به فضا بازماند: پردهبرداری از یک توطئه تاریخی


