خبرگزاری راسک: براساس گزارشی که «کیت کلارک» در وبسایت شبکه تحلیلگران افغانستان (اِیاِیاِن) منتشر کرده، افغانستان برای نخستینبار پس از سقوط جمهوری اسلامی در یک سرشماری جهانی پرندگان آبزی شرکت کرده است؛ اقدامی که همزمان تصویری کمسابقه از بحران محیطزیستی، نابودی تالابها و کاهش شدید تنوع زیستی در این کشور ارائه میکند. این بررسی که توسط نهاد تازهتأسیس «ریوایلد» انجام شده، بخشی از «سرشماری بینالمللی پرندگان آبزی» بود؛ برنامهای جهانی که ۱۸۹ کشور در آن مشارکت دارند و از سال ۱۹۶۷ بهطور سالانه وضعیت جمعیت پرندگان آبزی و زیستگاههای آنها را پایش میکند.
در این مأموریت میدانی، تیمی از پژوهشگران و داوطلبان افغانستانی از شش تالاب و مخزن آبی مهم در افغانستان بازدید کردند؛ مناطقی که در مسیر «دهلیز مهاجرت آسیای مرکزی» قرار دارند؛ یکی از مهمترین مسیرهای مهاجرت فصلی پرندگان میان هند، پاکستان، آسیای مرکزی و سیبری. هرچند زمان اجرای این سرشماری هنوز پیش از آغاز موج اصلی مهاجرت بهاری بود، اما پژوهشگران موفق شدند وضعیت پرندگان مقیم، پرندگان زمستانگذران و همچنین شرایط زیستگاههای طبیعی را بررسی کنند.
گزارش میگوید اعضای تیم تحقیقاتی در جریان سفر خود از درههای یخزده، تالابهای دورافتاده و دشتهای خشک عبور کردند؛ از مخازن آبی رود کابل گرفته تا نیزارهای حوزه آمودریا. آنها در کنار شمارش پرندگان، وضعیت زیستگاهها را ارزیابی کرده و با باشندگان محل درباره تغییرات اقلیمی و دگرگونیهای محیطی سالهای اخیر گفتوگو کردند. پژوهشگران همچنین از بستر خشک «آبایستاده» در غزنی عبور کردند؛ تالابی تاریخی که زمانی پناهگاه فلامینگوها و محل توقف درنای نادر سیبری بود.
به نوشته (اِیاِیاِن)، باشندگان محلی از دریاچههایی سخن گفتهاند که دیگر مانند گذشته پُرآب نمیشوند و از فصلهایی که نظم طبیعی خود را از دست دادهاند. با این حال، در برخی نیزارهای پنهان در امتداد آمودریا هنوز نشانههایی از حیات دیده میشود و شماری از پرندگان زمستانگذران در این مناطق باقی ماندهاند؛ نشانهای از اینکه طبیعت افغانستان، با وجود فشارهای گسترده، هنوز کاملاً فرو نپاشیده است.
«ایوب علوی» مدیر اجرایی نهاد «ریوایلد» که سالها در حوزه حفاظت محیطزیست و مدیریت منابع طبیعی در افغانستان فعالیت کرده، گفته است شرکت در این سرشماری برای او تجربهای متفاوت بوده است. او تأکید کرده که حضور در میدان و مشاهده مستقیم وضعیت تالابها، همزمان امیدبخش و نگرانکننده بوده است. به گفته او، این تیم از حضور دو پرندهشناس باتجربه بهره میبرد؛ «میرزا حسین رضایی» و «سید نقیبالله مصطفوی» که سالها روی گونههای پرندگان افغانستان کار کردهاند. مصطفوی پیشتر موفق شده بود گونه نادری از «سسک نیزار منقارکلان» را ثبت کند؛ پرندهای که حدود یک قرن در هیچ نقطه جهان مشاهده نشده بود.
این گزارش توضیح میدهد که افغانستان در گذشته یکی از مهمترین نقاط توقف پرندگان مهاجر در مسیر آسیای مرکزی به شمار میرفت، اما طی دهههای اخیر، خشکسالیهای پیدرپی، استخراج بیرویه آبهای زیرزمینی، توسعه زراعت، آلودگی و شکار گسترده، امنیت زیستگاهها را از میان برده است. بسیاری از تالابهای تاریخی اکنون یا کاملاً خشک شدهاند یا به زمینهای زراعتی و چراگاه تبدیل شدهاند.
در میان شش منطقه بررسیشده، «سد سرده» در استان غزنی بیشترین تراکم و تنوع پرندگان آبزی را داشته است. تیم تحقیقاتی در این منطقه ۴۵ گونه مختلف را ثبت کرد؛ از جمله صدها مرغابی و نزدیک به دو هزار چنگر اوراسیایی. به گفته علوی، این منطقه هنوز ظرفیت آن را دارد که به یک زیستگاه مهم برای حفاظت از پرندگان تبدیل شود، مشروط بر اینکه برنامههای حفاظتی مؤثر اجرا گردد.
در مقابل، وضعیت برخی مناطق دیگر بهشدت بحرانی توصیف شده است. در «سروبی» شکار و ماهیگیری بیرویه باعث شده پرندگان نتوانند در منطقه مستقر شوند. در «درونته» نیز تعداد گونهها بسیار محدود بوده و پژوهشگران حضور گسترده زباله و آلودگی را ثبت کردهاند. در «نغلو» نیز کاهش سطح آب و نفوذ فاضلاب شهری به مخزن سد، کیفیت زیستگاه را بهشدت تخریب کرده است.
اما تکاندهندهترین بخش گزارش به وضعیت «آبایستاده» مربوط میشود؛ تالابی تاریخی در غزنی که زمانی هزاران فلامینگو در آن زندگی میکردند. براساس روایت تاریخی «ظهیرالدین بابر»، بنیانگذار امپراتوری مغول، هنگام عبور از این منطقه در سال ۱۵۰۴ میلادی، آسمان تالاب از انبوه فلامینگوها سرخرنگ شده بود. در دهههای میانی قرن بیستم نیز هزاران فلامینگو در این منطقه ثبت شده بودند.
اکنون اما تیم تحقیقاتی اعلام کرده که آبایستاده کاملاً خشک شده و هیچ پرنده آبزی در آن دیده نمیشود.
گزارش (اِیاِیاِن) میافزاید که بحران این تالاب از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد؛ زمانی که خشکسالی شدید و ساخت سد «سرده» یکی از منابع اصلی آب ورودی به تالاب را قطع کرد. پایین رفتن سطح آب باعث شد شکارچیان بتوانند به جزایر محل تخمگذاری فلامینگوها دسترسی پیدا کنند و روند نابودی زیستگاه شتاب بگیرد. در سالهای بعد نیز بحران اقلیمی، استخراج آبهای زیرزمینی و گسترش زراعت، آخرین بقایای تالاب را از میان برد.
در حوزه آمودریا، وضعیت اندکی متفاوت اما همچنان نگرانکننده توصیف شده است. پژوهشگران بخشی از تالابهای «ساسُخکول» در تخار را از آخرین زیستگاههای نسبتاً سالم باقیمانده در امتداد آمودریا دانستهاند؛ منطقهای که هنوز نیزارها و جنگلهای حاشیهای آن امکان زندگی و توقف پرندگان مهاجر را فراهم میکند. با این حال، توسعه زیرساختهای مرزی، استخراج طلای محلی، چرای بیرویه و تبدیل زمینها به زراعت، این اکوسیستم شکننده را نیز تهدید میکند.
بخش دیگری از گزارش به شکار گسترده پرندگان مهاجر در افغانستان اختصاص دارد. ایوب علوی میگوید رفتار انسانها باعث شده بسیاری از پرندگان دیگر جرئت فرود در مناطق مسکونی را نداشته باشند و تلاش کنند مسیرهای مرتفعتر و دور از دسترس را انتخاب کنند. او توضیح داده که در بهار سال گذشته، پس از بارندگی شدید، صدها درنای مهاجر ناچار شدند در بگرام فرود بیایند و تنها یک شکارچی توانست در یک شب ۲۰۰ درنا را شکار کند.
پژوهشگران همچنین در بازار پرندگان کابل مشاهده کردند که درناهای زنده برای فروش عرضه میشوند و در برخی روستاهای پروان نیز دهها محل تلهگذاری برای شکار پرندگان مهاجر فعال است. در برخی موارد، برای آرام نگه داشتن درناها، چشمان آنها دوخته میشود تا آسانتر اهلی و فروخته شوند؛ اقدامی که فعالان محیطزیست آن را نمونهای آشکار از خشونت علیه حیات وحش میدانند.
با وجود این وضعیت بحرانی، گزارش از همکاری نسبی اداره ملی حفاظت محیطزیست افغانستان با پژوهشگران خبر میدهد. به گفته علوی، این اداره پیشنهاد داده است که کارمندانش در مأموریتهای میدانی آینده حضور داشته باشند و از یافتههای علمی برای تقویت اجرای ممنوعیت شکار استفاده شود.
در ماه مارچ ۲۰۲۶، نهاد «ریوایلد» و اداره محیطزیست افغانستان یک کارگروه موقت حفاظت از درناها ایجاد کردند تا در آستانه مهاجرت بهاری، علیه شکار و قاچاق پرندگان آگاهیرسانی کنند. این کارگروه از مناطقی مانند دشت شُمالی و آبایستاده نیز بازدید کرده است.
گزارش در پایان تأکید میکند که سرشماری سال ۲۰۲۶ تنها یک پروژه علمی ساده نبود، بلکه تلاشی برای بازگرداندن افغانستان به شبکه جهانی پایش محیطزیست محسوب میشود. نویسندگان هشدار دادهاند که کاهش شدید تعداد پرندگان، نابودی تالابها و تخریب زیستگاهها، نشاندهنده بحرانی عمیق در اکوسیستم افغانستان است؛ بحرانی که بدون حمایت مالی و برنامههای پایدار حفاظتی، میتواند بخش بزرگی از میراث طبیعی این کشور را برای همیشه از میان ببرد.
«افغانستان دیگر پناهگاه پرندگان نیست»؛ نخستین سرشماری جهانی پرندگان آبزی، تصویر نگرانکنندهای از ویرانی محیطزیست ارائه کرد


