خبرگزاری راسک: در تازهترین گفتوگوی تحلیلی منتشرشده در فِیِر آبزرور، «روهان کهتر سینگ» با «اشرف حیدری» دیپلمات پیشین افغانستان و رئیس نهاد سازمان بینالمللی برای افراد آواره به بررسی تشدید حملات هوایی پاکستان در افغانستان، پیامدهای آن بر غیرنظامیان، و ناکامی ساختار حاکم طالبان در تأمین امنیت پرداخته است؛ وضعیتی که بار دیگر ضعف ساختاری این گروه در اداره کشور و حفاظت از شهروندان را برجسته میسازد.
در آغاز این گفتوگو، به حمله بحثبرانگیز اخیر پاکستان به «کمپ امید» در کابل اشاره میشود؛ مرکزی برای بازتوانی معتادان که بنا بر گزارشها بیش از هزار بیمار در آن حضور داشتند. طبق گزارشهای اولیه، این حمله نزدیک به ۴۰۰ کشته بر جای گذاشت.
پاکستان مدعی است این مرکز «کارخانه پهپاد طالبان» بوده، اما اشرف حیدری این ادعا را «کاملاً نادرست» خوانده و تأکید میکند طالبان اساساً فاقد ظرفیت تکنولوژیک برای اداره چنین تأسیساتی هستند نکتهای که بار دیگر ضعف ساختاری و ناتوانی این گروه در مدیریت پیشرفته نظامی را نشان میدهد.
در این میان، آنچه برجسته میشود، تداوم الگوی خطرناکی است که در آن، مردم عادی هزینه اصلی را میپردازند؛ در حالیکه طالبان نه توان جلوگیری از این حملات را دارند و نه پاسخگویی شفاف و مسئولانه ارائه میکنند.
این گفتوگو سپس به بُعد ژئوپلیتیک بحران میپردازد. به باور حیدری، افغانستان به عرصهای برای رقابت قدرتهای منطقهای تبدیل شده است؛ جایی که طالبان بهعنوان یک «پروژه قابل بهرهبرداری» در اختیار بازیگران خارجی قرار گرفتهاند.
وی تصریح میکند که طالبان دیگر یک ساختار منسجم نیستند و اختلافات داخلی آنها، همراه با نفوذ بازیگران خارجی، این گروه را به ابزاری شکننده بدل کرده است. این وضعیت نهتنها اقتدار داخلی طالبان را زیر سؤال میبرد، بلکه نشان میدهد این گروه عملاً قادر به تأمین منافع ملی افغانستان نیست.
در چنین شرایطی، رقابت میان پاکستان و هند، افغانستان را به میدان جنگ نیابتی تبدیل کرده؛ جنگی که در آن طالبان نه بازیگر مستقل، بلکه بخشی از معادلهای بزرگتر و خارج از کنترل خود هستند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، به سکوت قابلتوجه جامعه جهانی بهویژه کشورهای اسلامی در قبال این حملات اشاره میشود. حیدری این سکوت را نشانه «استانداردهای دوگانه» و اولویتبندی سیاسی میداند.
در حالیکه تصاویر و گزارشهای تکاندهنده از تلفات غیرنظامیان منتشر شده، این بحران نتوانسته توجه پایدار بینالمللی را جلب کند. این امر، بهگفته تحلیلگران، ناشی از فقدان یک دولت مشروع و پاسخگو در افغانستان است خلائی که طالبان نتوانستهاند پر کنند.
این گزارش همچنین به وخامت شرایط انسانی در افغانستان میپردازد. حیدری، نظام حاکم طالبان را مصداق «آپارتاید جنسیتی» توصیف میکند؛ ساختاری که در آن زنان و دختران از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروم شدهاند.
پیامدهای این سیاستها فراتر از حوزه اجتماعی است:
افزایش نرخ مرگومیر کودکان
فروپاشی نظام بهداشت و آموزش
مهاجرت گسترده نخبگان
به باور حیدری، در شرایط کنونی حتی میزان مرگومیر از دوران جنگهای پیش از ۲۰۲۱ نیز فراتر رفته نشانهای روشن از ناکارآمدی ساختار حکمرانی طالبان.
در حوزه اقتصادی، افغانستان با انزوای شدید مواجه است. تحریمها و عدم بهرسمیتشناسی بینالمللی، جریانهای مالی و تجاری را محدود کردهاند.
در عین حال، ورود منابع مالی خارجی بهصورت غیرشفاف، نوعی «ثبات مصنوعی» ایجاد کرده که به گفته حیدری، تنها پوششی بر فروپاشی عمیق ساختاری اقتصاد است و طالبان هیچ برنامه مؤثری برای اصلاح آن ارائه نکردهاند.
در پایان، این گفتوگو به بحران رهبری در افغانستان میپردازد. حیدری خروج ایالات متحده را یکی از عوامل اصلی بازگشت طالبان و ایجاد خلأ قدرت میداند.
در داخل کشور نیز، نبود یک اپوزیسیون منسجم، فضای لازم برای تداوم وضعیت موجود را فراهم کرده است. طالبان در چنین شرایطی، بدون فشار واقعی برای اصلاح، به سیاستهای خود ادامه میدهند.
او همچنین تأکید میکند که طالبان نماینده همه اقوام از جمله پشتونها نیستند و بسیاری از قربانیان این گروه، خود از همین جامعهاند؛ نکتهای که روایتهای سادهانگارانه درباره ساختار اجتماعی افغانستان را به چالش میکشد.
گزارش فِیِر آبزرور تصویری چندلایه از افغانستان امروز ارائه میدهد:
کشوری گرفتار در رقابت قدرتهای منطقهای، رنجکشیده از بحران انسانی، و فاقد حکمرانی پاسخگو.
در این میان، طالبان نهتنها نتوانستهاند امنیت و ثبات را تأمین کنند، بلکه با محدودیتهای ساختاری، انزوای بینالمللی و سیاستهای داخلی، به تعمیق بحران دامن زدهاند و مردم افغانستان همچنان اصلیترین قربانیان این وضعیت باقی ماندهاند.
دیپلمات پیشین افغانستانی: طالبان به ابزار بازیهای منطقهای بدل شدهاند، نه حافظ منافع افغانستان


