RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

آیا بازی در زمین پاکستان به سود راهبردی جامعه‌ی تاجیک در منطقه است؟

Published ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
اولیا جلالی
SHARE

نویسنده: اولیا جلالی
برای پاسخ به این پرسش باید چند عامل تاریخی و جغرافیایی را در نظر داشت:
۱. پاکستان و میراث سیاست استعماری؛
پاکستان از زمان شکل‌گیری در سال ۱۹۴۷ تا امروز، همیشه در چهارچوب راهبرد جریان غربی؛ به‌ویژه بریتانیا، عمل کرده است. در این راهبرد، حمایت و پشتیبانی از پشتون‌ها در افغانستان در برابر سایر اقوام، همواره محور اصلی سیاست این کشور بوده است. ریشه‌ی این نگاه به طرحی برمی‌گردد که «چالز» نماینده‌ و فرستاده بریتانیا، پس از مأموریت خود در شمال افغانستان و فرارودان در سال ۱۸۳۹ ارائه کرد:
هر قدرتی که شمال خراسان/ افغانستان را در اختیار داشته باشد؛ در طولانی مدت می‌تواند بر سراسر فرارودان/ آسیای مرکزی مسلط شود.
این طرح در هند بریتانیایی به شدت جلب توجه کرد و از آن پس سیاست لندن بر گسترش حاکمیت افغان‌ها به شمال متمرکز شد. سرکوب اقوام غیر افغان و حتا کشتن گسترده‌ی جامعه‌ی تاجیک و هزاره در جنوب و مرکز و کوچ اجباری آنان و غصب سرزمین‌های شان، ریشه در همین راهبرد داشت.
در ادامه همین روند، بلخ در ۱۸۵۰ ضمیمه‌ی افغانستان شد و ۴۳ سال جنگ برای تصرف شمال‌شرق ادامه یافت تا سرانجام در ۱۸۹۶ بدخشان نیز به افغانستان پیوست. الحاق بدخشان به افغانستان نتیجه‌ی معامله‌ای مستقیم عبدالرحمن‌خان با انگلیس بود؛ عبدالرحمن‌خان خواهان پیوست کشمیر به افغانستان بود؛ اما انگلیس در عوض بدخشان را به او پیشنهاد کرد؛ عبدالرحمن‌خان پیشنهاد را پذیرفت مشروط بر این که در اشغال بدخشان که آن زمان به صورت نیمه مستقل و زیر مدیریت امارت بخارا بود، با او همکاری کند. انگلیس چنین شرطی را پذیرفت و در تصرف بدخشان عملا کمک پولی و نظامی کرد؛ و سر انجام بریتانیا در برابر حفظ کشمیر برای خود، تصرف بدخشان را برای عبدالرحمان خان تسهیل کرد.
پاکستان نیز دقیقا در ۷۵ سال گذشته ادامه‌دهنده‌ی همین مکتب فکری و سیاسی بوده است. در هیچ دوره‌ای از جامعه‌ی تاجیک حمایت و پشتیبانی نکرده و برعکس، از رقبای تاریخی آنان، از حکمتیار تا طالبان، پشتیبانی کرده است.
پرسش اصلی اینجاست که چرا امروز پاکستان به مخالفان طالبان نزدیک شده است؟
به نظر می‌رسد چند عامل محتمل است:
۱. طالبان برخلاف انتظار جریان غربی، به روسیه، چین و ایران که از دید راهبردی دشمنان سنتی آنان محسوب می شوند، نزدیک شده‌اند.
۲. مدیریت افغانستان توسط پاکستان؛ آن‌گونه که انتظار می‌رفت، پیش نرفت.
۳. چهار هدف راهبردی پاکستان در افغانستان (بازار مصرف، ترانزیت به آسیای مرکزی، مهار هند و کنترل سیاست خارجی طالبان) محقق نشد.
این ها محوری ترین دلایلی رنجش پاکستان از طالبان اند؛ ضمن این که پشتیبانی از مخالفان شان، بر خشم شان فزونی یافته است.
روی هم رفته؛ به نظر می‌رسد پاکستان هنوزهم تمایل قطعی به کنار زدن طالبان ندارد؛ اما اگر طالبان در سیاست‌های خود تغییر فوری ایجاد نکنند؛ احتمال تغییر جدی سیاست پاکستان و گسترش جنگ در ماه‌های آینده به صورت قطعی وجود دارد؛ و همه شواهد دال بر چنین مدعاست.
۲. ایران و تغییر روایت هویتی؛
ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بخشی از حوزه‌ی نفوذ غرب محسوب می شد و روایت فرهنگی آن بر هویت فارسی و پیوندهای زبانی استوار بود؛ اما پس از انقلاب، روایت «امت» جایگزین روایت «هویت» شد و اولویت سیاست خارجی بر محور تشیع تعریف گردید. در این نگاه، تاجیکان به‌عنوان یک جامعه‌ی هویت‌گرا و غیرشیعی، نه تنها جایگاه برجسته‌ای نیافتند؛ بلکه به نحوی بازیگر مزاحم و در زمین غیر تفسیر و تعبیر شدند.
افزون بر این، بخش مهمی از ساختار قدرت و تصمیم گیر در جمهوری اسلامی ایران در اختیار گروه‌هایی قومی ترک اندیش بوده که نگاه قوم‌محور داشته‌اند و نزدیکی ۶۰ میلیون تاجیک منطقه به ایران را تهدیدی بالقوه تلقی کرده‌اند. این نگاه هرگز به‌صورت رسمی اعلام نشده؛ اما در رفتار نهادهای بیرون‌مرزی و بی‌توجهی به فارسی‌تباران آشکار بوده است.
در پنج سال اخیر نیز تاجیکان افغانستان نه تنها حمایت مؤثری دریافت نکردند؛ بلکه عملاً به حاشیه رانده شدند و به نحوی مدیریت شدند تا تهدید به جریان حاکم ایجاد نکنند. با این حال، اگر شرایط داخلی ایران پس از جنگ اخیر تغییر کند و از این ابر سیاه کنونی عبور کنند که تقریبا می توان گفت، عبور کرده‌اند؛ جریان‌های هویت‌گرا در ایران ممکن است نقش فعال‌تری ایفا کنند؛ هرچند در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.
۳. تاجیکستان و محدودیت‌های سیاسی؛
کشورهای آسیای مرکزی؛ از جمله تاجیکستان، در سیاست خارجی آزادی عمل کامل ندارند. همان‌گونه که سیاست خارجی افغانستان در دوره‌های طولانی تحت مدیریت بریتانیا بوده، سیاست خارجی این کشورها نیز بدون ملاحظات روسیه قابل تنظیم نیست. وابستگی اقتصادی شدید به روسیه؛ از جمله حضور سالانه‌ی حدود یک میلیون کارگر مهاجر تاجیک در این کشور، عملاً استقلال تصمیم‌گیری را سلب و محدود کرده است.
از این رو، انتظار حمایت گسترده از سوی تاجیکستان واقع‌بینانه نیست. در عین حال، تاجیکان آن سوی آمو به‌درستی چشم به نقش تاجیکان افغانستان دارند؛ زیرا از نظر جمعیت و جغرافیا ظرفیت دو برابر بیشتری برای اثرگذاری دارند. تاجیکان تاجیکستان نیز به‌لحاظ نجابت، پیوندهای هویتی و احساس مسئولیت فرهنگی، جایگاهی ویژه ای دارند و تنها گوشه‌ای آزاد میهن تاریخی تاجیکان جهان است که پرچمش در سازمان ملل با هویت فارسی بر افراشته است و این در ذات خود در چنین روزگار تیره و تار تاریخ، مایه شادی و خرسندی است.
نکته‌ی پایانی این که: با توجه به تحولات اخیر و تغییر آرایش بازیگرانی جهانی و منطقه‌ای، به‌ نظر می‌رسد نوعی تصمیم جمعی منطقه‌ای و بین‌المللی برای عبور از طالبان شکل گرفته و کماکان در حال شکل‌گیری است و پاکستان بار دیگر مدیریت این روند را بر عهده گرفته است. اگر تحول خاصی رخ ندهد؛ احتمال آغاز درگیری‌های گسترده در ماه‌های آینده در سر تاسر افغانستان بسیار بالاست؛ درگیری‌هایی که قطعا پایان جریان حاکم را برای همیشه دیگرگون و سرنوشت افغانستان را از نو رقم خواهد زد.

RASC ۱۴۰۵/۰۱/۲۶

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
البرادعی
رویدادهای خبری

البرادعی: ترامپ که نزدیک‌ترین متحدان اروپایی‌اش را فروخت، چگونه می‌تواند ضامن امنیت اعراب باشد؟

RASC RASC ۱۴۰۵/۰۱/۱۳
خطرات احتمالی هوش مصنوعی شورای امنیت سازمان ملل را مجبور به برگزاری نشست کرد
گردشگر آلمانی پس از سفر به افغانستان: وضعیت زنان بدتر از آنچه بود که تصور می‌کردم
ترکیه از بازداشت بیش از ۱۰۰ پناه‌جوی غیر‌قانونی به شمول ده‌ها افغانستانی خبر‌داد
اتحادیه اروپا، قانون جدید طالبان را ضربه جدی بر حقوق زنان افغانستان خواند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?