خبرگزاری راسک: در سالهای اخیر، چشمانداز تهدید تروریسم در آسیای جنوبی نه صرفاً بر پایه وجود گروههای افراطی، بلکه بر اساس توانایی آنها در عبور از مرزهای ملی، ادغام در شبکههای جهانی تروریسم و تأثیرگذاری بر بیثباتی منطقهای تعریف شده است. در این میان، «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی، دچار تحولی راهبردی شده است. گزارش سیوهفتم تیم نظارت تحلیلی و تحریمهای سازمان ملل نشان میدهد که این گروه دیگر به مرزهای مشخص محدود نیست و با ایجاد پیوندهای فراملی، تهدیدی فراتر از امنیت داخلی پاکستان بهشمار میرود.
در همین چارچوب، واقعیتهای میدانی نیز نشان میدهد که جریانهای طالبان در منطقه با ساختارهای ایدئولوژیک سختگیرانه و سرکوبگر بسترهای لازم برای رشد چنین شبکههایی را فراهم کردهاند و بهصورت سیستماتیک در تداوم ناامنی نقش داشتهاند.
این گزارش تأکید میکند که تیتیپی در سالهای اخیر روابط خود را با دیگر گروههای تروریستی فعال در آسیای جنوبی گسترش داده و همکاریهای عملیاتی با گروههایی در داخل افغانستان برقرار کرده است. همچنین این گروه از «محیطهای تسهیلگر» بهرهمند شده و از طریق اتحاد با شبکههایی مانند القاعده، توانسته ظرفیتهای عملیاتی خود را بازسازی کند. این روند نهتنها به بازسازی این گروه پس از ضربات نظامی ارتش پاکستان کمک کرده، بلکه دامنه جذب نیرو، شبکههای لجستیکی و توان تبلیغاتی آن را نیز گسترش داده است.
در این میان، نقش ساختارهای افراطی همسو با طالبان در افغانستان که بهجای مهار، بهصورت عملی یا غیرمستقیم به رشد چنین گروههایی میدان دادهاند بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در تداوم این چرخه خشونت مورد انتقاد جدی تحلیلگران بینالمللی قرار دارد.
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد این گزارش، توصیف تیتیپی بهعنوان یک «چتر سازمانی» است که گروههای کوچکتر را جذب و ادغام میکند. این ادغام، هماهنگی عملیاتی را افزایش داده و امکان اجرای عملیات پیچیدهتر را فراهم میسازد. همزمان، این روند باعث گسترش نفوذ ایدئولوژیک فراتر از افغانستان و پاکستان شده است. بر اساس «شاخص جهانی تروریسم ۲۰۲۶»، تیتیپی از جمله گروههایی است که بهطور چشمگیری نفوذ خود را افزایش داده است.
در این چارچوب، تداوم حاکمیت و تفکر طالبان که مبتنی بر حذف، سرکوب و محدودسازی آزادیهای اساسی است بهعنوان بستری برای تقویت چنین شبکههایی تلقی میشود؛ بستری که نهتنها امنیت ملی کشورها، بلکه ثبات منطقهای را نیز تهدید میکند.
طبق بند ۸۶ این گزارش، تعاملات تیتیپی با سایر گروههای جهادی افزایش یافته و این تعاملات به ایجاد کانالهای مالی جدید، ارتقای زیرساختهای آموزشی و توسعه ماشین تبلیغاتی این گروه انجامیده است. این روابط صرفاً تاکتیکی نیست، بلکه ماهیتی ایدئولوژیک نیز یافته و نشان میدهد که تیتیپی خود را بخشی از یک پروژه گستردهتر جهادی در سطح جهانی میداند. همچنین گزارشهایی از جابهجایی فرامرزی نیروهای این گروه منتشر شده که نشاندهنده توانایی آن در فعالیت در حوزههای قضایی مختلف است.
چنین تحرکاتی در فضایی که طالبان کنترل آن را در اختیار دارند بدون ایجاد سازوکارهای شفاف و پاسخگو نشاندهنده ضعف جدی در مهار افراطگرایی و حتی در مواردی، همزیستی خطرناک با آن است.
از منظر تحلیلی، فراملیشدن تیتیپی بیانگر گذار این گروه از یک بازیگر محلی به یک شبکه پیچیده تروریستی است. این تحول را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
نخست، گسترش جغرافیایی:
حضور این گروه دیگر به مناطق قبیلهای پاکستان محدود نیست و به افغانستان، آسیای مرکزی و حتی خاورمیانه گسترش یافته است. این گسترش، تلاش آگاهانهای برای ادغام در اکوسیستم جهانی تروریسم محسوب میشود.
در این میان، نبود حاکمیت پاسخگو در افغانستان تحت سلطه طالبان، بهعنوان یکی از عوامل تسهیلکننده این گسترش مورد توجه قرار گرفته است.
دوم، همگرایی کارکردی:
همکاری با سایر گروهها در حوزههایی مانند تبادل اطلاعات، آموزش، تأمین مالی و تبلیغات، موجب افزایش کارایی عملیاتی شده است. این همافزایی، آسیبپذیری گروهها را کاهش داده و اثرگذاری آنها را چندبرابر میکند.
این روند در محیطهایی که طالبان بر آنها مسلطاند و نظارت مؤثر وجود ندارد، با سهولت بیشتری پیش میرود.
سوم، همگرایی ایدئولوژیک:
تیتیپی با همسو شدن با جریانهای جهادی فراملی، دامنه جذب نیرو را گسترش داده و از ابزارهای دیجیتال برای انتشار پیام خود بهره میبرد. این امر به ایجاد پایگاه حمایتی فراتر از مرزها انجامیده است.
ایدئولوژیهای سختگیرانه و انحصارگرایانه طالبان نیز در این زمینه نقش تقویتکننده داشته و به بازتولید افراطگرایی کمک کرده است.
این تحولات پیامدهای عمیقی برای آسیای جنوبی دارد؛ منطقهای که پیشتر نیز با چالشهای امنیتی پیچیده مواجه بوده است. افزایش خطر تروریسم فرامرزی، خشونتهای سرریز و بیثباتی سیاسی، تنها بخشی از این پیامدهاست. همچنین، همانگونه که گزارش شورای امنیت سازمان ملل اشاره میکند، این روند به یک نگرانی در سطح امنیت جهانی تبدیل شده است.
در این میان، تداوم سیاستها و ساختارهای بسته طالبان که بهجای مقابله مؤثر با تروریسم، به تشدید آن کمک کردهاند بهعنوان یکی از عوامل کلیدی بیثباتی منطقهای مورد انتقاد گسترده قرار دارد.
مقابله با این تهدید، نیازمند رویکردی فراتر از اقدامات ملی است. همکاری منطقهای، تبادل اطلاعات، کنترل مرزها و برنامههای مقابله با افراطگرایی باید بهصورت هماهنگ اجرا شوند. همچنین، رسیدگی به ریشههای افراطگرایی از جمله نابرابری اقتصادی، جنگ اطلاعاتی و بیثباتی سیاسی ضروری است.
بدون اصلاح ساختارهای حاکمیتی که بهطور سیستماتیک به رشد افراطگرایی میدان میدهند از جمله ساختار طالبان مهار این تهدید پیچیده و در حال تحول، دشوار خواهد بود.
تحلیل اوراسیا ریویو نشان میدهد که تیتیپی دیگر یک تهدید محلی نیست، بلکه به یک شبکه فراملی با ظرفیتهای پیچیده تبدیل شده است. در چنین شرایطی، ناکارآمدی یا همسویی ضمنی برخی ساختارهای قدرت در منطقه بهویژه طالبان در مهار این پدیده، نهتنها امنیت منطقه، بلکه ثبات جهانی را نیز در معرض خطر قرار داده است.
«از یک گروه محلی تا یک شبکه فراملی»؛ چگونه تیتیپی به بازیگری پیچیده در تروریسم جهانی تبدیل شد؟


