RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
اخبار

از سغد و بخارا تا بلخ و نهاوند: بازخوانی یک میراث تمدنی

Published ۱۴۰۴/۱۲/۲۸
SHARE

در فراز و فرود حوادث تاریخ «ایران» برای تاجیکان صرفاً نام یک واحد سیاسی نبوده است؛ بلکه به‌ مثابه «سرزمین مادر» و خاستگاه زبان، فرهنگ و حافظه تاریخی آنان عمل کرده است. پیوند تاجیکان و ایرانیان را می‌توان پیوند دو شاخه از یک تنه دانست؛ تنه‌ای که آسیب بر هر بخش آن، دردی مشترک در دیگری پدید می‌آورد. این هم‌سرنوشتی فرهنگی و تاریخی، در روایت‌های دینی نیز با تمثیل «پیکر واحد» مؤمنان بازتاب یافته است.
شادروان دکتر شیرخانی، معاون پیشین دانشگاه تهران، در توصیفی دقیق و کوتاه، تاجیکان را «ایرانیان بیرون‌مرزی» می‌نامید؛ تعبیری که نشان می‌دهد مرزبندی‌های سیاسی تحمیل‌شده توسط استعمارگران در سده‌های پسین، تنها خطوطی اداری بوده‌ اند و نتوانسته‌اند ریشه‌های مشترک فرهنگی و زبانی را از یکدیگر جدا کنند.
با وجود این پیوندهای عمیق، پرسشی بنیادین در ذهن و فکر ۶۰ میلیون تاجیک منطقه شکل گرفته این است که: چرا ایران در تحولات پنجاه سال اخیر نتوانست در بزنگاه‌های تاریخی، آن‌گونه که انتظار می‌رفت، در کنار هم‌تباران تاجیک خود بایستد؟ 
برای پاسخ به این پرسش، می‌توان سه عامل کلیدی را برشمرد:
۱. انقلاب ۱۳۵۷ و تغییر روایت هویتی؛
پیروزی انقلاب اسلامی موجب چرخش گفتمانی در سیاست داخلی و خارجی ایران شد. روایت «امت» بر روایت «هویت» غلبه یافت و اولویت‌های فرهنگی و تاریخی جای خود را به پیوندهای مذهبی و ایدئولوژیک داد. این تغییر، به‌ صورت ناخواسته فاصله‌ای میان ایران و تاجیکان ایجاد کرد و توجه به جهان فارسی را در حاشیه قرار داد.
۲. جنگ هشت‌ساله و فرسایش توان ملی؛
جنگ ایران و عراق بخش مهمی از زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های ملی ایران را فرسوده ساخت. در چنین شرایطی، تمرکز سیاست خارجی ایران بر بازسازی داخلی قرار گرفت و امکان حمایت مؤثر از تاجیکان در آسیای مرکزی و افغانستان محدود شد.
۳. تغییر ترکیب نخبگان سیاسی در ایران؛
در دهه‌های پسین، جریان‌هایی در ساختار قدرت ایران نقش پررنگ‌تری یافتند که نه‌تنها به جهان فارسی بی‌اعتنا بودند؛ بلکه گاه نزدیکی فرهنگی فارسی‌زبانان منطقه به ایران را تهدیدی سیاسی و حتی قومی تلقی می‌کردند. این جریان‌ها با ترویج روایت‌های فارسی‌ستیزانه، هرگونه هویت‌گرایی فرهنگی را با برچسب‌های ایدئولوژیک سرکوب کردند و کماکان می کنند. 
چنین نگرشی شکاف‌هایی عمیقی میان جوامع فارسی‌زبان منطقه ایجاد کرد و حتی زمینه‌ساز نزدیکی برخی از این جریان‌ها با طالبان شد؛ نزدیکی‌ای که برای میلیون‌ها تاجیک منطقه؛ به‌ویژه در افغانستان، معنایی جز «بی‌وفایی برادرانه» نداشت.
۱. روایت تاجیکان از ساسانیان تا امروز؛
در حافظه تاریخی تاجیکان، شکست نهاوند و سپس خیزش‌های بابک خرمدین، مازیار و ابومسلم خراسانی، آغاز مقاومت در برابر سلطه سیاسی عرب تلقی می‌شود؛ سلطه‌ای که گرچه در ظاهر رنگ دینی داشت؛ اما در لایه‌های پنهان، انگیزه‌های قبیله‌ای در آن پررنگ بود. این مقاومت‌ها سرانجام پس از نزدیک به یک قرن، به فروپاشی قدرت عربی در تیسفون انجامید.
با روی کار آمدن سامانیان پارسی تبار در بخارا، روایت هویت ایرانی با روایت امت اسلامی درهم آمیخت و دوره‌ای از شکوفایی فرهنگی پدید آمد. اما اشغال آسیای مرکزی توسط روسیه تزاری در ۱۸۷۵ و سپس مرزبندی‌های قومی طبق دستور لنین در سال ۱۹۲۴ زخم‌های تازه‌ای بر پیکره تاجیکان وارد کرد؛ در این مرزبندی‌ها، جغرافیای تاریخی تاجیکان؛ چون بخارا، سمرقند، سرخان دریا و… در دل ازبکستان جای گرفت و اینجا بود که روایت هویت را بار دیگر بیدار ساخت. از آن زمان تا امروز، روایت غالب در فرارود، روایت «هویت» بوده است.
در افغانستان اما مسیر متفاوتی طی شد. در کشوری که بنا بر برآوردهای آقایان پوتین و امام علی رحمان، ۴۷ درصد جمعیت آن را تاجیکان تشکیل می‌دهند، روایت «امت» همچنان دست بالا را داشت. جهاد علیه شوروی این روایت را تقویت کرد و تاجیکان توانستند پس از قرن‌ها بار دیگر به روایت امت از حاشیه به متن قدرت باز گردند.
اما این روایت امت‌گرایانه که ریشه‌ در اندیشه اخوان‌المسلمین مصر داشت، با روایت امت شیعی ایران هم‌خوان نبود. همین تضاد سبب شد ایران در معادلات افغانستان بیشتر از هزاره‌های هم‌مذهب خود حمایت کند و این امر فاصله‌ای میان تهران و رهبران تاجیک؛ از جمله شادروان استاد برهان‌الدین ربانی رئیس‌جمهور فقید مجاهدان و احمدشاه مسعود، شیر دره ی پنجشیر، ایجاد کرد. 
سخن منسوب به شاد روان مسعود درباره «دو دل بودن ایرانی‌ها» که پس از عدم حمایت از فرزند او در مقاومت دوم علیه طالبان در سال ۱۴۰۰ منتشر شد، نیز در همین بستر قابل تفسیر است.
۲. ایران، تحریم‌ها و مسئولیت‌های دشوار؛
ایران در چهار دهه گذشته زیر فشار تحریم‌های گسترده‌ای غربی قرار داشته است. با وجود این، در چهار موج مهاجرت از ۱۳۵۲ تا ۱۴۰۰ ایران یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های تاجیکان افغانستانی بوده است. 
پس از تسلیمی جمهوریت در ۱۴۰۰ در حالی که بسیاری از سفارت‌های به اصطلاح دوست فعالیت خود را به صورت کامل متوقف کردند و درب های سفارت‌های خود را به روی مردم تنها رها شده ای ما بستند؛ سفارت ایران در چنین شرایطی در کابل با دو شیفت کاری به شدت به فعالیت خود ادامه داد و جان هزاران تن از نخبگان و نظامیان تاجیک و سایر اقوام را از مرگ حتمی نجات داد؛ اقدامی که در حافظه جمعی تاجیکان ماندگار مانده است و ماندگار خواهد ماند.
سخن پایانی این که: تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و تخریب زیرساخت‌ها و بناهای فرهنگی این کشور، حلقه‌ای تازه در زنجیره طولانی رنج‌های تاریخی ایران است. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این سرزمین همواره توان برخاستن از دل ویرانی و بازآفرینی خود را داشته است. 
به قول شاعر هم‌تبار تاجیکستانی ما:
ز درد اهل ایران بیشتر تاجیک محزون است 
شگفتی نیست، او ما را جگر‌بند است و هم‌خون است.
جلالی

RASC ۱۴۰۴/۱۲/۲۸

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افغانستانرویدادهای خبری

جیش‌العدل سربازان دولت پیشین افغانستان وابسته به سپاه پاسداران را گرفتار کرد

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۵/۰۴
معترضان افغانستانی در جهان: با تسلط گروه طالبان زندگی مردم نابود شده‌است
گروه طالبان از ایجاد کمیته‌های بررسی وضعیت صحی عودت‌کنندگان خبر دادند
جنگ در خلیج فارس بازار انرژی را لرزاند؛ کمبود گاز در هند رستوران‌ها و صنایع را دچار بحران کرد 
ارتش اسراییل از کشته‌شدن یکی از رهبران حماس در نوار غزه خبر داد
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?