خبرگزاری راسک: در یک سال گذشته، دولت دونالد ترامپ وارد مرحلهای از دیپلماسی شده است که ترکیبی از دیپلماسی غیرمتعارف، فشار نظامی و در حساسترین بحرانها، «دیپلماسی بدون دیپلمات» است.
روز گذشته سهشنبه، ۲۸ دلو، کاخ سفید هر سه الگو را بهطور همزمان به کار گرفت. در ژنو، دو نماینده مورد اعتماد شخص رئیسجمهور استیو ویتکاف، دوست قدیمی ترامپ در حوزه املاک، و جرد کوشنر، داماد او صبح با هیأت ایرانی و بعدازظهر با نمایندگان روسیه و اوکراین دیدار کردند.
این صحنه، بهروشنی نشاندهندهی باور دونالد ترامپ است:
او معتقد است وزارت خارجه آمریکا و شورای امنیت ملی دو نهاد اصلی مدیریت بحرانهای جهانی در هشت دهه گذشته دیگر کارایی سابق را ندارند و باید کنار گذاشته شوند.
به همین دلیل، ویتکاف و کوشنر اکنون در مرکز تلاشهای دیپلماتیک برای حل دو بحران بزرگ قرار دارند:
بحران هستهای ایران که بیش از دو دهه ادامه دارد
جنگ اوکراین که در آستانهی پنجمین سال خود است
به گفته منابع متعدد، ترامپ اعتماد بالایی به این دو چهره دارد؛ اعتمادی که پس از نقش آنها در برقراری آتشبس غزه و بازگشت گروگانهای اسرائیلی از اسارت حماس تقویت شده است.
کشورهایی چون روسیه، ترکیه و دولتهای عربی حوزه خلیج فارس نیز از این سبک «معاملهمحور» استقبال کردهاند؛ رویکردی که ریشه در مذاکرات تجاری نیویورک دارد و نسبت به سازوکارهای رسمی دیپلماتیک انعطافپذیرتر است.
ویتکاف و کوشنر، برخلاف دیپلماتهای سنتی، کمتر دربارهی حقوق بشر، دموکراسی یا اصلاحات ساختاری سخن میگویند. آنها زبان «معامله» را به کار میبرند.
برخی طرفهای مذاکره نیز ارتباط نزدیکی با پروژههای تجاری خانواده ترامپ و ویتکاف دارند.
آصلی آیدینتاشباش، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، میگوید:
«برخی کشورها این ساختار غیررسمی را دوست دارند، اما هنوز کسی واقعاً از مهارت دیپلماتیک این تیم شگفتزده نشده است.»
یکی از نزدیکان کرملین گفته است که مقامهای روس از «گرمی و اشتیاق» ویتکاف استقبال میکنند، اما گاهی به قابلیت اتکای او تردید دارند.
در مقابل، آنها کوشنر را منظمتر و ساختاریافتهتر میدانند.
برخی روسها به شوخی آنها را «ویتکاف و زِیاتکاف» مینامند؛ زیرا «زیات» در روسی بهمعنای داماد است.
در ایران نیز رسانهها کوشنر را «داماد ترامپ» میخوانند.
احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در روزنامه «عصر ایران» نوشت:
«کوشنر نماینده چهره نرمتر و عملگرای ترامپ است.»
با وجود این، هر دو چهره با پرسشهایی درباره تضاد منافع روبهرو هستند:
پسر ویتکاف مدیرعامل شرکت رمزارزی خانواده ترامپ است که سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیون دالری از امارات دریافت کرده است.
کوشنر نیز میلیاردها دالر سرمایه از صندوقهای ثروت ملی عربستان، قطر و امارات جذب کرده است.
تحلیلگران میگویند مسکو و تهران هر دو از تاکتیک تأخیر استفاده میکنند.
در کنفرانس امنیتی مونیخ، مقامهای غربی گفتند پوتین باور دارد در حال پیروزی است و هر روز جنگ، اهرم فشار او را افزایش میدهد.
در مورد ایران، تأخیر را آخرین راه بقای رژیم توصیف کردهاند.
همزمان، ترامپ نیروی دریایی گستردهای را در دریای سرخ مستقر کرده است.
ایران نیز با رزمایشهای زنده، تنگه هرمز را بهطور موقت بست.
آیتالله علی خامنهای گفت:
«ناو هواپیمابر دستگاه خطرناکی است، اما خطرناکتر از آن، سلاحی است که بتواند آن را به قعر دریا بفرستد.»
به گزارش نیویورکتایمز، ترامپ با کنار گذاشتن نهادهای سنتی دیپلماسی، اکنون به دو چهره غیررسمی، ثروتمند و معاملهمحور تکیه کرده است؛
اما این مسیر، بیش از آنکه تضمینکننده صلح باشد، ریسک، ابهام و تضاد منافع را وارد قلب سیاست خارجی آمریکا کرده است.


