RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

جایگاه آسیا، ایران و افغانستان در معادلات قدرت جهانی

Published ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
SHARE

نویسنده: معصوم فرزام

خبرگزاری راسک: سیاست‌های کنونی جوامع بشری چنان پیچیده است که اندیشهٔ آدمی را به لبِ پرتگاه می‌کشاند و انسان‌ها را از حرف‌زدن بازمی‌دارد. تصویری را که در ذهن می‌بیند و فردا یا پس‌فردا قرار است اتفاق بیفتد، در کمال ناباوری، فردا برعکسِ آن تصور اتفاق می‌افتد. انگار جهان هستی با ما در جنگ است و اصلاً خوش ندارد که در سیاست‌هایش مداخله‌ای داشته باشیم. به‌هرحال، می‌رویم سرِ اصل مطلب.

سیاست‌های جوامع آسیا در کدام بخش از قضیه قرار دارد؟
اصلاً چرا سرنگون‌شدن حکومت‌های خودمختار در جغرافیای آسیا برای سیاست‌های غرب این‌همه مهم است؟
چرا جمهوری اسلامی ایران در اولویت قرار دارد؟
و برجا بودن سیاست ایران برای مردم افغانستان چه نقشی دارد؟
این پرسش‌هاست که این روزها در ذهن من و شما ایجاد شده است و می‌کوشیم تا به پاسخ نهایی آن‌ها برسیم.
برای دریافت پاسخ مشخص این سؤال، باید نخست مناطق و جغرافیای آسیا را در نظر گرفت و مورد بررسی قرار داد.

همان‌طور که همه می‌دانیم، ما به‌طور رسمی در قارهٔ آسیا چهل‌و‌هشت کشور «به‌شمول مناطق اشغالی که بعضی‌ها آن را اسرائیل می‌نامند» داریم که در سازمان ملل نیز به ثبت رسیده‌اند؛ هرچند نمی‌توان به گفته نویسنده مناطق اشغالی را یک کشور مستقل نامید، ولی به‌هرحال، کثیری از جوامع بشری آن را به‌عنوان یک کشور مستقل می‌شناسند.

آسیا، همان‌طور که از تمدن‌های گذشته‌اش آگاه هستیم، دارای امپراتوری‌های وسیع و گسترده‌ای بوده که حتی نزدیک به کشورهای اروپایی حاکمیت داشتند. در گذشته‌های پیش از میلاد مسیح تا نزدیک به ظهور اسلام، جهان هستی به دو بخش تقسیم بود؛ یک‌طرف امپراتوری روم و طرف دیگر امپراتوری وسیع پارس‌ها قرار داشت. سال‌های متمادی آن‌ها در جوار یکدیگر حاکمیت داشتند که اغلباً به جنگ‌هایی می‌انجامید.

یکی از آن‌ها تجاوز امپراتوری اسکندر مقدونی به سرزمین‌های پارس بود که در سال‌های ۳۳۶–۳۲۳ پ. م به مناطق باستانی افغانستان امروز، که باختر، سغد و آراخوزیا نامیده می‌شدند، حمله کرد که با مقاومت شدید مردمی روبه‌رو شد و بعد از آسیب‌های شدیدی که به مردم وارد کردند، موفق شدند تا این مناطق را تحت اشغال خودشان درآورند.

شخصِ خودِ من که در جامعهٔ اروپا تحصیل می‌کنم، این مسائل را با قهرمان‌سازی‌ها به دانش‌آموزان آسیایی می‌آموزند. ما در تاریخ فارسی می‌خوانیم که زمان حملهٔ اسکندر، داریوش که شاه تمدن پارس بود، مقاومت شدیدی را با همکاری مردم علیه نیروهای متجاوز اسکندر انجام داد که بعد از شورش شدیدی که بالای‌شان صورت گرفت و داریوش سرانجام در آن جنگ کشته شد، موفق به تصرف جغرافیای پارس شدند.

اما در مکان‌های تدریسی غرب اصلاً چنین نیست. به باور نویسنده آن‌ها پارس‌ها را بازندهٔ میدان می‌دانند و به افتخار می‌گویند که اسکندر با چهل‌و‌هفت دختر جوان کابلی که در آن زمان هندوکش می‌نامیدند رابطه برقرار کرد که امروز نسلی از اسکندر در این جغرافیا وجود دارد؛ که هرچند حرفی مضحک بیش به نظر نمی‌آید.
این‌ها می‌گویند داریوش خودش تسلیم سوارکاران اسکندر شد و مردم پارس را فروخت که باز هم حرفی مضحک بیش نیست. در کلاس‌های تدریسی غربی، انسان‌های جامعهٔ آسیا را به دگرگونی وادار می‌کنند. این را یک انسان روشن‌بین به‌وضاحت می‌بیند.

هرگاه حرفی از تمدن پارس‌ها به میان می‌آید، درجا حرف قطع می‌شود و جلوی کلام بیشتر گرفته می‌شود. دقیقاً همان‌طور که در گذشته گفته‌ام: امپراتوری‌های پشت پردهٔ دموکراسی. ذهنیت‌سازی در غرب بالای یک آسیایی‌تبار به روشنی صورت می‌گیرد؛ حتی موقع اعتراض می‌گویند: «تو ذهنیت آسیایی داری که آن را از آن‌جا با خود آورده‌ای.»
این‌ها می‌خواهند ما جایگاه واژهٔ آسیا را به «خاورمیانه» منتقل کنیم. همان‌طور که همه شنیده‌ایم، خاورمیانه یعنی انسان‌های میانگین، نه سطح اول جوامع بشری.
به باور نویسنده، بحث ما روی یک نکته است:
این‌که غرب نمی‌خواهد که دوباره سیمرغی از خاکستر آسیا پر بکشد و رقیب جنگی سیاست‌های غربی شود.

نویسنده می افزاید که همان‌طور که نام بردیم، سیمرغی که غربی‌ها از ظهور آن این‌همه در هراس هستند، ایران است. ایران؛ همان جغرافیایی که نمایندگی از بزرگ‌ترین رقیب جنگی غرب می‌کند؛ همان جغرافیایی که امروز به یک بخش کوچک‌تری تبدیل شده که سال‌هاست پاره‌های تنش را از او جدا ساخته‌اند، و هنوز که هنوز است نمی‌خواهند دست از سرش بردارند. بنابراین، آن‌ها از حضور دوبارهٔ ایران در سیاست‌های جهانی می‌ترسند.
هرچند سؤال ایجاد می‌شود که چرا از ایران؟ در حالی‌که ما در آسیا کشورهای قدرتمند دیگری نیز مانند چین و روسیه را داریم. پاسخ این سؤال بسیار واضح است.

اسلام دینی است که جامعهٔ غرب سال‌هاست با اندیشه‌های آن درگیر است و همیشه رقیب سرسخت مذاهب آن‌ها بوده است. بنا، غربی‌ها هیچ‌گاه نمی‌خواهند اسلامی که از فرهنگ «شراب‌خواری و عریان‌نشینی‌شان» آن‌ها را بازمی‌دارد، وارد صحنهٔ سیاست شود و گسترش یابد.

برای همین است که امروز ملت‌های عرب را که در اصل مادر اسلام نامیده می‌شوند، با پول و سلاح و وعده‌های پوچ خریداری نموده‌اند تا نشود که اسلام از طریق آن‌ها گسترش یابد، در حالی که شکم عرب‌ها برای‌شان آن‌قدر مهم است که اسلام در برابرش پشیزی ارزش ندارد.
ایران تنها کشور اسلامی سرسختی است که آن‌ها تا کنون موفق به خریداری‌اش نشده‌اند؛ هرچند که در گذشته شاهان ایران را برده‌وار می‌خریدند.

به‌هرحال، قابل ذکر است که غربی‌ها با چین و روسیه فقط دشمنی سیاسی دارند، نه دشمنی مذهبی؛ ولی با ایران نه‌تنها دشمنی سیاسی دارند، بلکه ایران را رقیب سرکش و سرسخت فرهنگی، زبانی و مذهبی خود نیز می‌بینند، چون همان‌طور که گفتیم تنها کشوری است که تا کنون موفق به خریداری آن نشده‌اند.

موجودیت دین اسلام در چارچوب سیاست‌های کشوری چون ایران برای سیاست غرب غیرقابل‌هضم است. وجود دین اسلام در سیاست ایران کار را برای غربی‌ها که بتوانند به هدف‌شان برسند، دشوارتر می‌کند. این برای غربی‌ها غیرقابل‌تحمل است که کشوری مثل ایران که سرسخت‌ترین رقیبش می‌پندارند، متکی بر دینی چون اسلام باشد.
به‌طور خلاصه، اگر بخواهیم به حرف‌مان روشنی بیندازیم، باید گفت:
حذف دین اسلام از چرخهٔ سیاست ایران بارزتر از متوقف ساختن ساخت سلاح هسته‌ای آن است.

برای دریافت پاسخ این پرسش، باید نکته‌های ژرفی را در نظر گرفت که برای یک فرد واقع‌بین، واضح و روشن است. ایران، همان‌طور که قبلاً ذکر کردم، نمایندگی از یک تمدن بسیار وسیع و گسترده می‌کند؛ تمدنی که نه‌تنها مربوط ایران، بلکه مربوط کشورهای دیگری که قبلاً پاره‌های تن ایران نامیدم، می‌شود.

یکی از این کشورها که سهمش حتی از خود ایران هم بیشتر است، افغانستان است. افغانستان کشوری است که سال‌هاست در جنگ و بحران قرار دارد و ابهت تاریخی‌اش را تا جایی که می‌توان گفت، از دست داده است.
این رقابت‌بازی‌هایی را که امروز غرب با ایران انجام می‌دهد، سال‌های متمادی با افغانستان انجام داد که سرانجام به ویرانه‌ای مبدل شد. اقتصادش از بین رفت، سیاستش زیر سؤال رفت، مردمش اکثراً کشته شدند و متباقی هر طرف پراکنده شدند.

تنها در بیست سال جمهوریت که حکام افغان/پشتون را که همین آمریکا نام‌آورده بود، حدود ۱۷۶٬۰۰۰ تا ۲۱۲٬۰۰۰ نفر کشته شد که نزدیک به ۵۰٬۰۰۰ نفر آن‌ها غیرنظامی بودند.
به‌هرحال، افغانستان در این تمدن گذشته‌ای که غربی‌ها با آن کمر دشمنی را بسته‌اند سهم بزرگی دارد و برای همین هم بیشتر افغانستانی‌ها طرف‌دار سیاست ایران هستند.
در عین حال، ایران و افغانستان نه‌تنها هم‌تمدن، بلکه هم‌زبان، هم‌مذهب و هم‌فرهنگ نیز هستند. ایران و افغانستان را، به‌جز سیاست‌های‌شان، دیگر نمی‌توان دو کشور جدا از هم نامید؛ زیرا هیچ فرقی میان کلتور، زبان و عنعنات این دو کشور نیست. این‌ها مکمل یکدیگر هستند.

افغانستانی‌ها امروز خوب می‌دانند اگر حکومت ایران از هم بپاشد، دیگر همین ایران متمدن باقی‌مانده‌ای را هم که هست، نخواهیم داشت. در آن صورت، فرهنگ و زبان فارسی که نماد برادری و برابری این دو کشور است از بین خواهد رفت.
هرچند غربی‌ها رقیب‌های بسیاری در افغانستان برای زبان پارسی پرورش داده‌اند، اما در ایران هنوز موفق به این کار نشده‌اند. بنا، این روزها با حمایت‌هایی که از پهلوی‌زادگان می‌کنند، می‌خواهند رقیب دیگری در ایران برای زبان فارسی به وجود بیاورند که تا جایی نیز موفق شده‌اند.

غربی‌ها می‌خواهند همان ملبوس فرنگ که اقبال لاهوری از او نام می‌برد را در جامعهٔ پارسی‌زبان‌ها پیاده کنند. این سبب می‌شود تا مردم فرهنگ غرب‌نشینی را بیاموزند و به سبک غربی‌ها زندگی کنند که سرانجام غربی‌ها شوند قشر برتری جامعهٔ بشری و از ما به‌عنوان خاورمیانه‌ای عقب‌مانده‌ای بیش نام نبرند. این تفنر سیاست غرب است که خودشان دیپلماسی می‌نامند.

این را در آخر می‌خواهم اضافه کنم که برای افغانستانی‌ها اصلاً حاکمیت مهم نیست؛ مهم این است که نباید تحت هیچ شرایطی ایران از هم بپاشد و به دگرگونی کشانده شود و مسائل قومی و زبانی، همان‌طور که در افغانستان شاهدش بودیم، چنان شکل بگیرد که سرانجام ایران را افغانستان، عراق یا سوریهٔ دیگری تحویل آسیا دهند.
باید گفت، به همان اندازه‌ای که ایران برای یک ایرانی مهم است، برای یک افغانستانی هم بدون شک، اگر بیشتر نبود، کمتر از آن نیست. حالا سیاست غرب هرچه که می‌خواهد فکر کند.

ایران سرزمین دوم هر افغانستانی است.
ایران را می‌توان گفت دندان آسیاست؛ اگر دندانی درد کند، بدون تردید همهٔ تن به درد می‌آید.
درد ایران، درد آسیاست.

سوگواری یک افغانستانی برای ایران، بیشتر از سوگواری او برای افغانستان خواهد بود.
این حرفی است که می‌توانم در جایگاه یک افغانستانی نسبتاً باسواد و آگاه از مسائل سیاست‌های امروزی بیان کنم.

RASC ۱۴۰۴/۱۱/۲۷

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
استقلال افغانستان زیر سیطره‌ی پاکستان؛ منظور گروه طالبان از آزادی چیست؟
افغانستانگزارش ها

استقلال افغانستان زیر سیطره‌ی پاکستان؛ منظور گروه طالبان از آزادی چیست؟

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۵/۲۸
جبهه‌ی مقاومت ملی بالای طالبان در پروان و کاپیسا حمله کرد
اتصال حلقه‌ی فاشیسم قومی از غنی تا هبت‌الله
امضای طرحی در رابطه به پروژه‌ی تاپی توسط پاکستان و ترکمنستان در غیاب افغانستان
دیدبان حقوق بشر: خبرنگاران افغانستان زیر سایه سانسور، بازداشت و شکنجه زندگی می‌کنند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?