خبرگزاری راسک: دکتر محیالدین مهدی نماینده پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، در تازهترین مطالعات خود درباره زبان فارسی در دربار و دستگاه حکومتی پادشاهان افغان (پشتون)، گزارشی تفصیلی ارائه کرده است که نقش واژهها و ساختار دیوانی را در تاریخ سیاسی و اداری منطقه روشن میسازد.
یکی از محورهای اصلی این تحقیق، واژه «دیوان» است که ریشه در نام «دیو» دارد و به دلیل اشاره به توانایی فوقالعاده، به کارهایی نسبت داده میشد که در فرازش یک چشمبههمزدن انجام میگرفت. دکتر مهدی یادآور میشود که واژه «دیوانیان» برای نخستین بار توسط انوشیروان به عنوان ستایش از سرعت عمل کارداران امور محاسبات کشور استفاده شد.
در منابع اسلامی، نخستین ذکر واژه «دیوان» در کتاب فتوحالبلدان احمد بلاذری (متوفی ۲۷۹ق) مشاهده میشود و پس از آن، ابن ندیم (متوفی ۳۸۰ق) در کتاب الفهرست از اصطلاحات «دیوان سرا»، «دیوان اعلی» و «دیوان حضور» نام برده است. در این متون، واژه «اعلی» به طور مجاز تنها به پادشاه اطلاق میشد.
استفاده از اصطلاح «دیوان اعلی» توسط ابوالحسن مزنی، مستوفی نوح سامانی (۳۳۱-۳۴۳ق) تثبیت شد و در دوره غزنوی، عنوان «صاحب دیوان» رایج گردید که به معنای رئیس دفتر پادشاه، یعنی رئیس دیوان اعلی بود.
در کتاب تزوکات تیموری، امیر تیمور گورکان به تشریح ساختار دیوانی خود پرداخته و بیان کرده است:
«بیست و هفت پادشاه را مسخر ساختم و فرمانروا گشتم؛ و دستور دادم که چهار وزیر در «دیوان حضور» منصوب شوند: وزیر مملکت و رعیت، وزیر سپاه، وزیر سائر و وزیر کارخانهها. سه وزیر بر سرحدات مملکت خالصه تعیین شدند تا امور مالی استانها را مدیریت کنند. این هفت وزیر تابع امر «دیوانبیکی» بودند و برای دیوانبیکی و وزرا، مقابل تخت جای نشستن تعبیه شد؛ کلانتران و کدخدایان ممالک نیز در عقب وزرا صف کشیدند.»
دکتر مهدی همچنین به کاربرد اصطلاحات دیوانی در دورههای بعد اشاره میکند. به عنوان نمونه، میر غلام علی آزاد بلگرامی، تذکرهنویس و شاعر عصر احمدشاه ابدالی، در اشاره به دیوان میگوید:
«مهر بر لب کرد آزاد از ثنای اغنیا
نیست ارباب دول را بار در دیوان ما»
در دوره درّانی، مقام ارشد دفاتر رسمی «دیوان بیگی» نامیده میشد که ریاست دیوان اعلی را بر عهده داشت و این دیوان دارای چهار شعبه اصلی بود: دارعرض، داررسالت، داراستیفا و دارقضا.
این تحقیق نشان میدهد که زبان فارسی و نظام دیوانی نه تنها ابزار اداری، بلکه نمادی از قدرت و مشروعیت سیاسی در دربارهای افغانها (پشتونها)بوده است و مطالعه این متون تاریخی میتواند دیدگاههای تازهای درباره اداره کشور و جایگاه زبان فارسی ارائه دهد.


