نویسنده: سجاد اشرف
خبرگزاری راسک: پاکستان در پایان سال ۲۰۲۵ موضع خود در برابر ادعای تروریسم فرامرزی از افغانستان را به شکل قابل توجهی سختتر کرد، که این سیاست هم در پیامهای سیاسی و هم در عملیات نظامی تجلی یافت. گزارشها حاکی از آن است که حملات هوایی پاکستان علیه رهبران تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) در کابل و دیگر مناطق، نشاندهنده جهشی از عملیات دفاعی صرف به سوی حملات پیشگیرانه فرامرزی است.
این اقدامات نظامی پیش از برخی از شدیدترین مواضع رسمی پاکستان در سالهای اخیر اتخاذ شد. بازوی روابط عمومی ارتش پاکستان، وضعیت را به گونهای وجودی توصیف کرده و طالبان را به حمایت از تروریسم متهم کرده و خواستار تضمینهای کتبی برای عدم استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان شده است. در این میان، پاکستان با درگیر شدن طالبان در معادلات منطقهای، موضع خود را تسلیمناپذیر و سختگیرانه نشان داده است، در حالی که طالبان با اتکا به سنتهای سیاسی و شبکههای قبیلهای، از هرگونه تعهد مکتوب اجتناب کردهاند.
جنرال احمد شریف چودری، مدیرکل بازوی روابط عمومی ارتش پاکستان، تأکید کرده است که حکومت طالبان نماینده مردم افغانستان نیست و مشکل پاکستان با مردم افغانستان نیست بلکه با رژیم طالبان افغانستان است. نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، نیز کشورهای منطقه را به فشار بر طالبان برای مقابله جدی با گروههای تروریستی فراخوانده است. اما تلاشهای میانجیگری قطر و ترکیه تاکنون به دلیل خواست پاکستان برای تعهدات کتبی علیه عملیات تیتیپی به نتیجه نرسیده است.
طالبان به طور سنتی مقاومت کردهاند که پویاییهای داخلی خود را تحت نفوذ بازیگران خارجی قرار دهند و هرگونه تعهد مکتوب میتواند به عنوان نقض خودمختاری و قدرت محلی (ولایت) تلقی شود. فرهنگ سیاسی و شبکههای قبیلهای افغانستان همواره از تضمینهای رسمی که به محدود کردن حاکمیت داخلی تعبیر شود، اجتناب کردهاند. این شکاف، بدون آنکه هر دو طرف موقعیت داخلی خود را به خطر بیندازند، به راحتی پرشدنی نیست.
موضع سختگیرانه پاکستان همچنین در نشست منطقهای دسامبر ۲۰۲۵ تحت فرمت تهران مشاهده شد؛ جایی که موضع پاکستان در مورد تروریسم به طور کامل توسط دیگر شرکتکنندگان پذیرفته نشد. این نشست موفق به انتشار بیانیه مشترک نشد، زیرا بسیاری از کشورهای منطقه ترجیح میدهند با طالبان بهطور دوجانبه تعامل کنند تا اهداف استراتژیک خود را تأمین نمایند. در حالی که همسایگان افغانستان به ثبات این کشور علاقه دارند، اما در زمینه یک رویکرد جمعی برای اعمال نفوذ منطقهای دچار تفرقه هستند.
چین، روسیه و ایران نگرانی خود را از وضعیت امنیتی افغانستان ابراز کردهاند، اما بیشتر شرکای منطقهای، از جمله کشورهای آسیای مرکزی، از موضع تنبیهی پاکستان یا خواست تعهدات کتبی آن حمایت نکردهاند و بر ادغام اقتصادی و ثبات انسانی تأکید دارند. خود طالبان نیز در نشست تهران حضور نیافتند، که نشاندهنده بیتفاوتی و عدم تمایل واقعی آنها به چارچوبهای منطقهای ضدتروریسم است.
رسانههای پاکستان نیز در بازتاب این سیاست سختگیرانه، به گونهای عمل کردهاند که برخی تحلیلگران هشدار میدهند اگر طالبان علیه گروههای تروریستی اقدام نکنند، پاکستان ممکن است به انزوای دیپلماتیک طالبان یا تلاش برای تغییر رژیم روی آورد.
دادههای امنیتی نشان میدهد که از زمان بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، خشونت فرامرزی به طور چشمگیری افزایش یافته است. بین جون و سپتامبر ۲۰۲۵، پاکستان شاهد افزایش ۳۶ درصدی گروههای نفوذ سازمانیافته بود که تقریباً ۴۰۰۰ شبهنظامی از خاک افغانستان وارد پاکستان شدند؛ حدود ۸۰ درصد آنان افغانستانیتبار بودند. پاکستان به گزارش شورای امنیت سازمان ملل استناد کرده تا ادعای حمایت طالبان از تیتیپی را تقویت کند.
در پس این تنشهای دیپلماتیک و نظامی، کینهها و انتظارات تاریخی نیز وجود دارد. پیشتر، حمایت پاکستان از طالبان مبتنی بر انتظار بود که یک کابل دوستانه، مقابله با تروریسم فرامرزی را متقابلاً تضمین کند؛ اما این فرضیه بهطور جدی دچار بحران شده است. بیمیلی طالبان به مقابله جدی با تیتیپی اغلب به دلیل همدلی ایدئولوژیک، شبکههای قبیلهای فرامرزی پشتونها و مقاومت در برابر مداخله خارجی تبیین میشود. این وضعیت یادآور امتناع طالبان در تحویل اسامه بنلادن در ۲۰۰۱ است، که منجر به از دست رفتن اعتماد و مداخله نظامی آمریکا شد.
پاکستان نیز باید در سیاست خود بازنگری کند. ناکامیهای دیپلماتیک و مدیریتی، مدیریت مرزها، تعارضات تجاری، حمایت دوپهلو از دولتهای افغانستان و استفاده ابزاری از گروههای شبهنظامی برای اهداف کوتاهمدت، به تهدیدات امنیتی تبدیل شده است.
عدم تدوین یک استراتژی بلندمدت و هماهنگ، موضع پاکستان را واکنشی و نه پیشگیرانه جلوه داده است.
موضع فعلی پاکستان مطالبه تعهدات کتبی بدون هماهنگی منطقهای کامل میتواند بنبست دیپلماتیک ایجاد کند. دیگر کشورهای منطقه ترجیح میدهند از طریق تعامل و مشوقهای اقتصادی عمل کنند تا مواجهه مستقیم. همچنین، آسیبپذیری داخلی پاکستان در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان، جایی که شورش و فعالیتهای شبهنظامی با خلأهای مدیریتی تلاقی دارند، نشان میدهد که امنیت داخلی نیز باید همزمان با فشار خارجی تقویت شود.
در نهایت، موضع سختگیرانه پاکستان قابل فهم است؛ اما بدون یک استراتژی چندوجهی که دیپلماسی، همکاری منطقهای، تقویت داخلی و فشار نظامی را ترکیب کند، پاکستان ممکن است چرخهای از مواجهه را تکرار کند که ناامنی در دو سوی مرز دیورند را تشدید میکند.
درباره نویسنده:
سجاد اشرف از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ استاد مدعو در مدرسه سیاستگذاری عمومی لی کوان یو، دانشگاه ملی سنگاپور بوده و از ۱۹۷۳ تا ۲۰۰۸ عضو سرویس خارجی پاکستان بوده است.


