خبرگزاری راسک: تنشهای رو به افزایش میان افغانستان تحت حاکمیت طالبان و پاکستان، اکنون به خطرناکترین کانون بحران در جنوب آسیا بدل شده است؛ بحرانی که نه میان دو قدرت هستهای هند و پاکستان، بلکه در مرزهای غربی پاکستان و در سایه سیاستهای افراطی طالبان شکل گرفته است.
به نوشته فارنافیرز، این رویارویی در حال خروج از کنترل است و پیامدهای آن میتواند کل منطقه را به بیثباتی بکشاند.
طالبان، بهجای ایفای نقش یک دولت مسئول، عملاً به پناهگاه و شریک ایدئولوژیک گروههای تروریستی فرامرزی تبدیل شدهاند. اسلامآباد این گروه را متهم میکند که به «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) اجازه داده است از خاک افغانستان برای انجام حملات مرگبار علیه نیروهای امنیتی و غیرنظامیان پاکستانی استفاده کند؛ اتهامی که با افزایش چشمگیر خشونتها پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، تقویت شده است.
بر بنیاد دادههای مؤسسه مطالعات منازعه و امنیت پاکستان، سال ۲۰۲۵ مرگبارترین سال پاکستان در یک دهه اخیر بوده است. تنها در همان سال، ۶۹۹ حمله تروریستی ثبت شد که به کشته شدن بیش از ۱٬۰۳۴ نفر انجامید؛ رقمی که نسبت به سال پیش، افزایشی چشمگیر داشته است.
در حالی که شاخه تبلیغاتی تیتیپی آمار بسیار بالاتری را ادعا میکند، روند صعودی خشونت، واقعیتی انکارناپذیر است.
این وضعیت نتیجه مستقیم سیاستهای طالبان است که بهجای مبارزه با افراطگرایی، آن را مشروعیت بخشیده و در ساختار قدرت خود ادغام کردهاند. این رژیم، بهجای تضمین امنیت منطقه، افغانستان را به سکوی پرتاب تروریسم بدل کرده است.
در اکتبر گذشته، پاکستان مواضع وابسته به تیتیپی را در کابل و استان پکتیکا هدف حملات هوایی قرار داد. طالبان در واکنش، به پاسگاههای مرزی پاکستان حمله کردند و دور تازهای از درگیریهای مرزی آغاز شد.
تلاشهای میانجیگرانه قطر، ترکیه و سپس عربستان سعودی نتوانست طالبان را به تعهد واقعی برای مهار تیتیپی وادار کند؛ زیرا این گروه حاضر نیست از شبکههای ایدئولوژیک خود دست بکشد.
چند روز پس از شکست آخرین دور گفتوگوها، نیروهای طالبان و ارتش پاکستان بار دیگر تبادل آتش کردند که به کشته شدن غیرنظامیان افغانستانی انجامید؛ نمونهای دیگر از بیاعتنایی طالبان به جان مردم.
در اوایل جنوری، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، پاکستان را به «توطئه با قدرتهای خارجی» متهم کرد. در پاسخ، سخنگوی ارتش پاکستان اعلام کرد که «همه گروههای تروریستی یک پدر دارند: طالبان افغانستان».
این جنگ لفظی، بازتاب شکاف عمیق میان دو طرف و نشانهای از ماهیت غیرقابلاعتماد طالبان است که از پاسخگویی طفره میروند و مسئولیت ناامنی را نمیپذیرند.
به نوشته فارنافیرز، طالبان از قطع رابطه با تیتیپی خودداری میکنند؛ زیرا این گروه بخشی از شبکه ایدئولوژیک و نظامی آنان است.
هرگونه اقدام علیه تیتیپی، خطر شکاف داخلی در صفوف طالبان را در پی دارد و میتواند مشروعیت متزلزل آنان را بیش از پیش تضعیف کند. به همین دلیل، این رژیم اقتدارگرا ترجیح میدهد امنیت منطقه را قربانی بقای خود کند.
چرخش دیپلماتیک طالبان به سوی هند، که با سفرهای رسمی مقامات این گروه به دهلی نو همراه بوده، خشم اسلامآباد را برانگیخته است. پاکستان این نزدیکی را تهدیدی راهبردی میداند؛ زیرا طالبان، همزمان با حمایت از تیتیپی، روابط خود را با رقیب سنتی پاکستان گسترش میدهند.
فرمانده ارتش پاکستان، جنرال عاصم منیر، هشدار داده است که طالبان باید میان پاکستان و تیتیپی یکی را انتخاب کنند؛ هشداری که نشان میدهد گزینه نظامی همچنان روی میز است.
اگر این مسیر ادامه یابد، افغانستان تحت حاکمیت طالبان نهتنها منبع بیثباتی داخلی، بلکه کانون صدور افراطگرایی به منطقه خواهد بود.
بر اساس تحلیل فارنافیرز، هرگونه تشدید درگیری میتواند موج تازهای از تروریسم فرامرزی، آوارگی گسترده و حتی رویاروییهای نیابتی میان پاکستان و هند را به دنبال داشته باشد.
طالبان، با اصرار بر پیوندهای افراطی و رد اصول مسئولیتپذیری دولتی، افغانستان را به گرهگاه بحرانهای امنیتی جنوب آسیا تبدیل کردهاند.
این رژیم، بهجای ثبات، بیثباتی صادر میکند؛ بهجای حاکمیت قانون، خشونت ایدئولوژیک را نهادینه کرده است.
چنانکه فارنافیرز هشدار میدهد، جهان دیگر نمیتواند از کنار این واقعیت بهسادگی عبور کند.


