خبرگزاری راسک: ناتوانی طالبان ۲.۰ در الهامبخشیدن به مردم افغانستان، واقعیتی انکارناپذیر است. به همان اندازه، این رژیم منزوی بهسرعت در حال تبدیلشدن به تهدیدی وجودی برای صلح و امنیت است. حکومت کابل بهشدت دچار شکافهای عمیق، رقابتهای جناحی و کشمکش بیپایان میان صاحبان قدرت در دو اردوگاه قندهار و حقانی است. این شکاف دیگر پنهان نیست و نتیجه آن، فروپاشی کامل کارآمدی حکومت و قربانیشدن ثبات و همگرایی منطقهای است.
به نقل از اکسپرس تریبیون، حاکمیت اقتدارگرایانه، همراه با سیاستهای سختگیرانه و ایدئولوژیک، فشار مضاعفی بر جامعه وارد کرده است. افزون بر این، تلاش رهبری طالبان برای پیشبرد سیاست ماجراجویانه و سوزاندن پلهای ارتباطی با همسایگان قابل اعتماد بهویژه پاکستان و حرکت یکجانبه برای جلب حمایت هند، به بیاعتمادی عمیق در منطقه انجامیده است. این رویکرد کوتاهبینانه زمانی آشکارتر شد که طالبان از شرکت در نشست صلح تهران خودداری کردند و بهدرستی با موجی از انتقاد و خشم دیپلماتیک مواجه شدند.
نگاهی به وضعیت افغانستان نشان میدهد عامل پیونددهندهای که زمانی طالبان را حول دشمن مشترک، یعنی ایالات متحده، متحد کرده بود، دیگر وجود ندارد و اکنون تسلط طالبان ۲.۰ بر کابل، آزمونی جدی برای انسجام درونی آنان شده است. اختلاف نظر میان سراجالدین حقانی و حلقه روحانی مستقر در قندهار، کشور را در امتداد خطوط خطرناک قومی و قبیلهای چندپاره ساخته است. به نقل از این گزارش، همزمان، گرایش جناح قندهار به گروههای افراطی مستقر در افغانستان، به گسترش بنیادگرایی دامن زده و چهره رژیم طالبان را بیش از پیش در سطح منطقه و جهان مخدوش کرده است.
در نهایت، عطش قدرت، فساد ساختاری و بیاعتنایی به هنجارهای بینالمللی از دیگر عواملی است که کابل را به ورطه زوال و انحطاط سوق داده است. این بازی قطبیسازی در عرصه سیاسی، هزینه مستقیم خود را از ثبات منطقهای میگیرد و یکی از نخستین قربانیان آن، اقتصاد و همکاریهای ژئو-اقتصادی است.
طالبان ۲.۰ ناگزیرند به تعهداتی که در توافق دوحه سال ۲۰۲۰ داده بودند بازگردند و حکومتی فراگیر تشکیل دهند. مقابله با تروریسم امری غیرقابل مذاکره است و کابل موظف است گروههایی را که در داخل و خارج نفرت و بیثباتی تولید میکنند، از میان بردارد. به گزارش تریبیون، حضور تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، القاعده، داعش خراسان (ISIK) و دیگر شبکههای جنایتکار در افغانستان، سند روشنی از همدستی یا دستکم چشمپوشی طالبان ۲.۰ است. مسیر پیشروی طالبان، مبارزه واقعی با شورشگری در داخل و پاکسازی بیتبعیض گروههای تروریستی است. هرچه زودتر این رژیم بتواند این معمای فلجکننده داخلی را سامان دهد، به همان اندازه از فروپاشی کامل فاصله خواهد گرفت.


