خبرگزاری راسک: بازدید اخیر فرماندهی گروه طالبان از بیمارستان مرکزی بامیان، بیش از آنکه یک اقدام مدیریتی معنادار تلقی شود، نشانهای آشکار از آشفتگی ساختاری در نظام اداری این گروه است؛ وضعیتی که در آن مرز میان نهاد امنیتی و سکتور صحت بهطور کامل مخدوش شده و مقامهای غیرمتخصص، در حوزههایی مداخله میکنند که نه دانش آن را دارند و نه مسئولیت رسمیاش را.
بر اساس اعلامیه منتشرشده از سوی دفتر مطبوعاتی طالبان، مولوی شاکر، فرمانده پولیس این گروه در بامیان، همراه با شماری از مسئولان امنیتی، از بخشهای مختلف بیمارستان مرکزی بازدید کرده است. طالبان هدف این بازدید را «بررسی وضعیت صحی بیماران، ارزیابی خدمات درمانی و تقویت هماهنگی میان نهادهای امنیتی و صحی» عنوان کردهاند؛ ادعایی که عملاً نشاندهنده درک نادرست این گروه از مفهوم حکومتداری و تفکیک صلاحیتهای نهادی است.
در نظامهای اداری متعارف، ارزیابی خدمات درمانی در صلاحیت وزارت صحت و نهادهای تخصصی طبی قرار دارد، نه فرماندهی پولیس. ورود مقام امنیتی به بخش عاجل، جراحی و بستر بیماران، بدون هیچ صلاحیت تخصصی، بیشتر به یک اقدام نمایشی شباهت دارد تا یک مأموریت مدیریتی واقعی؛ اقدامی که بهجای حل بحران نظام صحی، آن را به سطح یک نمایش تبلیغاتی تقلیل میدهد.
تناقض اصلی آنجاست که طالبان در حالی از «توجه به وضعیت بیماران» سخن میگویند که مطابق گزارشهای نهادهای بینالمللی از جمله سازمان جهانی صحت (WHO) و دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانه سازمان ملل (OCHA)، نظام صحی افغانستان با کمبود شدید داکتر، تجهیزات ابتدایی، دوا و بودجه عملیاتی مواجه است؛ بحرانی که مستقیماً محصول سیاستهای طالبان، قطع همکاریهای بینالمللی و حذف سیستماتیک نیروهای متخصص، بهویژه زنان، از ساختار خدمات عمومی است.
در همین حال، شهروندان بامیان میگویند دسترسی به خدمات ابتدایی اداری در فرماندهی پولیس طالبان هفتهها و گاهی ماهها زمان میبرد و مراجعات مردم برای دریافت یک امضای ساده یا پیگیری پروندههای حقوقی، عملاً در بوروکراسی ناکارآمد این گروه سرگردان میماند. این در حالی است که طالبان با بازدیدهای نمایشی تلاش میکنند تصویری از «حکومت پاسخگو» ارائه دهند؛ تصویری که با واقعیت میدانی فاصلهای عمیق دارد.
طالبان در بیانیه خود از «تأمین امنیت مراکز صحی» سخن گفتهاند، اما واقعیت این است که تهدید اصلی برای نظام صحی افغانستان نه ناامنی فیزیکی، بلکه فروپاشی مدیریتی، سیاسیسازی خدمات عمومی و حذف نیروی انسانی متخصص است. امنیت بدون تخصص، بدون بودجه و بدون برنامه، صرفاً یک واژه تبلیغاتی است، نه یک سیاست عمومی مؤثر.
اینگونه بازدیدها در واقع بخشی از استراتژی بزرگتر طالبان برای پر کردن خلأ مشروعیت داخلی و بینالمللی است؛ تلاشی برای نمایش «حکومت فعال» در شرایطی که این گروه نه از طریق انتخابات به قدرت رسیده، نه پاسخگوی افکار عمومی است و نه از سازوکارهای شفاف نظارتی پیروی میکند. به بیان ساده، وقتی حکومت فاقد مشروعیت سیاسی باشد، ناچار است مشروعیت نمایشی تولید کند.
در نهایت، آنچه از این بازدید برجای میماند نه بهبود خدمات درمانی، بلکه تثبیت یک الگوی خطرناک از حکومتداری است: الگویی که در آن نهاد امنیتی جای نهاد تخصصی را میگیرد، مقام غیرمتخصص نقش کارشناس را بازی میکند، و سیاست به جای حل بحرانها، آنها را به صحنه نمایش تبدیل میسازد.
واقعیت تلخ این است که در ساختار طالبان، نه پولیس پولیس است، نه داکتر داکتر، نه اداره اداره؛ همهچیز در خدمت یک تصویرسازی سیاسی قرار دارد، و هزینه این بینظمی ساختاری را مردم افغانستان با جان، وقت، کرامت و آینده خود میپردازند.


