خبرگزاری راسک: روند تحمیل آموزش دینی مطابق الگوی مورد نظر طالبان در شمال افغانستان بهطور محسوسی تشدید شده است؛ روندی که نه از مسیر نهادهای آموزشی مستقل، بلکه از طریق کنترل سازمانیافتهٔ روحانیون محلی و پیوند دادن آنان با هستهٔ سخت قدرت در قندهار پیش میرود. این سیاست، بخشی از راهبرد کلان طالبان برای بازتولید مشروعیت سیاسی از دل تفسیر ایدئولوژیک دین و حذف هرگونه قرائت مستقل یا منتقدانه از اسلام در جامعهٔ افغانستان است.
در کانون این تلاشها، حاجی یوسف وفا، استاندار طالبان در بلخ و از چهرههای بسیار نزدیک به رهبر این گروه قرار دارد؛ شخصیتی که بنا بر گزارشها، داماد ملا هبتالله آخندزاده محسوب میشود و نقش او فراتر از یک استاندار محلی تعریف شده است. منابع محلی و ناظران سیاسی میگویند یوسف وفا در عمل بهمثابه نمایندهٔ مستقیم رهبر طالبان در شمال افغانستان عمل میکند و بسیاری از تصمیمهای راهبردی در استانهای شمالی با نظر یا هماهنگی او اجرایی میشود؛ جایگاهی که به او عنوان نانوشتهٔ «ابراستاندار» داده است.
در تازهترین اقدام، حاجی یوسف وفا ۱۰۶ تن از روحانیون استان بلخ را به نشستی رسمی فراخواند؛ نشستی که بیش از آنکه رنگوبوی مشورتی داشته باشد، تلاشی آشکار برای همصفسازی اجباری علما با ساختار قدرت طالبان بود.
استاندار طالبان در بلخ در این نشست، صراحتاً از روحانیون خواست که از «امارت اسلامی طالبان» حمایت کنند و نقش فعالتری در تثبیت این رژیم ایفا کنند؛ درخواستی که نشان میدهد طالبان روحانیون را نه بهعنوان مرجع اخلاقی مستقل، بلکه بهمثابه ابزار بسیج و کنترل اجتماعی مینگرد.
یوسف وفا در سخنان خود، «امارت اسلامی» را نظامی شرعی معرفی کرد که بهگفتهٔ او در رأس آن علما قرار دارند؛ ادعایی که با واقعیت تمرکز قدرت در دایرهٔ بستهٔ رهبری طالبان و حذف هرگونه سازوکار پاسخگویی عمومی در تضاد آشکار است. او با تأکید بر «مسئولیت همگانی» برای حفظ این نظام، عملاً تلاش کرد وفاداری سیاسی به طالبان را به تکلیف دینی تبدیل کند؛ رویکردی که سالهاست از سوی این گروه برای سرکوب مخالفتها و خاموشکردن صداهای مستقل بهکار گرفته میشود.
استاندار طالبان در بلخ همچنین با ارجاع به «جهاد» و «قربانیها»، کوشید تاریخ خشونتبار طالبان را در قالب روایتهای تقدیسشده بازتعریف کند و نقش علما را بهعنوان پشتوانهٔ معنوی این خشونتها برجسته سازد. این در حالی است که طالبان همواره با سوءاستفادهٔ سیستماتیک از دین، مشروعیت سیاسی و نظامی خود را توجیه کرده و هرگونه قرائت متفاوت از اسلام را یا سرکوب کرده یا به حاشیه راندهاند.
در ادامهٔ این نشست، توزیع سیمکارت میان روحانیون از سوی استاندار طالبان در بلخ، بُعد عملی این مهندسی ایدئولوژیک را آشکارتر کرد؛ اقدامی که هدف آن ایجاد شبکهٔ ارتباطی متمرکز، دائمی و قابلکنترل میان روحانیون و ساختار اداری طالبان است. این شیوه، بیش از آنکه تسهیل ارتباط باشد، نشانهای از نظارت، هدایت و یکدستسازی پیامهای دینی در راستای منافع سیاسی طالبان بهشمار میرود.
ناظران میگویند تمرکز چنین اختیاراتی در دست حاجی یوسف وفا و پیوند مستقیم او با رهبر طالبان، بیانگر الگویی است که در آن قدرت در شمال افغانستان عملاً به نیابت از قندهار اعمال میشود؛ الگویی که استقلال محلی، تنوع فکری و نقش تاریخی روحانیون در نقد قدرت را بهشدت تضعیف کرده است. در این چارچوب، شمال افغانستان نهتنها از حاشیهنشینی سیاسی رنج میبرد، بلکه به میدان آزمایش پروژهای بدل شده است که هدف نهایی آن تثبیت اقتدار ایدئولوژیک طالبان بر تمامی لایههای جامعه است.


