خبرگزاری راسک: قالیهای موسوم به «قالیهای جنگی افغانستان» تنها آثار صنایعدستی نیستند، بلکه اسناد بصریِ زندهای از چهار دهه جنگ، اشغال، مهاجرت و تحولات سیاسی این کشور بهشمار میروند؛ آثاری که در آنها سلاح، تانک، هلیکوپتر، نقشه و چهرههای سیاسی جایگزین نقشمایههای سنتی شدهاند.
به گزارش آکادمی مَپ، این قالیها که در زبان فارسی-دری «قالین جنگی» یا «قالین جهادی» نامیده میشوند، نخستینبار پس از اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۹ پدیدار شدند و عمدتاً برای بازارهای غربی بافته شدند؛ بازاری که تاکنون نیز فاقد چارچوب نظارتی مشخص بوده است.
بافت قالی در آسیای مرکزی و جنوب آسیا، بهویژه در میان جوامع کوچنشین و نیمهکوچنشین، سابقهای چندصدساله دارد. زنان بلوچ، ترکمن، هزاره و تایمنی از پیشگامان این هنر بودهاند. اما جنگ شوروی–افغانستان (۱۹۷۹–۱۹۸۹) نهتنها زندگی میلیونها افغانستانی را دگرگون کرد، بلکه مسیر این هنر سنتی را نیز تغییر داد.
بر اساس پژوهشهای تاریخی، نخستین قالیهای جنگی را زنان بلوچ در شمال افغانستان بافتند. با گسترش جنگ و مهاجرت میلیونی افغانستانیها به پاکستان و ایران، کارگاههای غیررسمی قالیبافی در اردوگاههای پناهجویان شکل گرفت؛ جایی که زنان از اقوام مختلف در کنار هم کار کردند و سبکهای گوناگون در هم آمیخت. حتی مردانی که پیشتر در این هنر نقشی نداشتند، برای بقا به قالیبافی روی آوردند.
قالیهای جنگی عمدتاً پُرزدار و پشمیاند و در آنها نقش سلاحهای سبک و سنگین، تانکها، جنگندهها، بمبها و بعدها پهپادها دیده میشود. در نمونههای اولیه، این عناصر بهصورت نمادین و انتزاعی در کنار نقشمایههای سنتی قرار داشتند، اما در آثار متأخر، صحنههای جنگی تقریباً تمام فضای قالی را دربر میگیرند.
پژوهشگران اشاره میکنند که بسیاری از نقشهای سنتی دگرگون شدهاند
بتهجقه به نارنجک شباهت یافته،
گلها و ستارهها نماد انفجار شدهاند،
نقش «گُل» ترکمنی به زنجیر تانک یا خود تانک تعبیر شده است.
با ورود رنگهای شیمیایی از دهه ۱۹۹۰، طیف رنگی قالیها نیز گستردهتر شد.
برخی قالیها حاوی نقشه افغانستان، صحنه عقبنشینی نیروهای شوروی، نبرد تورابورا یا حتی نقشه عراق پس از اشغال ۲۰۰۳ هستند. در مواردی، چهره رهبران سیاسی مانند ببرک کارمل و محمد نجیبالله بهعنوان «دستنشانده» در ترکیبهایی نمادین دیده میشود.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، قالیهایی با تصویر برجهای تجارت جهانی و پیامهایی به زبان انگلیسی وارد بازار شد؛ آثاری که بسیاری از پژوهشگران آنها را متأثر از ذائقه بازار آمریکا و غرب میدانند.
بهگزارش آکادمی مَپ، تجاریشدن سریع این قالیها از اواخر دهه ۱۹۸۰ تأثیر عمیقی بر طراحی و تولید آنها گذاشت. واسطهها و دلالان، الگوهای استاندارد را به بافندگان تحمیل کردند و در برخی موارد، نگرانیهایی درباره کار کودکان و بهرهکشی اقتصادی مطرح شد.
با این حال، دیدگاههای انتقادی در کنار تفاسیر مثبت وجود دارد. برخی این قالیها را نمونهای از «هنر مقاومت»، «اعتراض ضدجنگ» یا «ثبت حافظه جمعی یک ملت» میدانند؛ آثاری که همزمان روایت رنج، بقا و خلاقیتاند.
امروزه قالیهای جنگی افغانستان در مجموعههای معتبر جهانی، از جمله موزه بریتانیا، موزه نساجی کانادا، موزه هنرهای مردمی بینالمللی و موزه پن به نمایش گذاشته میشوند و همچنان موضوع پژوهشهای هنری، تاریخی و سیاسی هستند.
آکادمی مَپ تأکید میکند که آینده این صنعت، بهویژه پس از تحولات سیاسی افغانستان در سالهای اخیر، همچنان نامشخص است؛ اما قالیهای جنگی، بیتردید، یکی از صریحترین روایتهای بصری از جنگ مدرن در قالب یک هنر کهن باقی خواهند ماند.


