نویسنده: مظهر صدیقی خان
خبرگزاری راسک: بازگشت طالبان به قدرت در کابل در آگست ۲۰۲۱، فصل تازهای از تحولات افغانستان و منطقه را رقم زد؛ فصلی که روایتهای رسمی طالبان و تحلیلهای بینالمللی بهشدت با یکدیگر تفاوت دارند و پیامدهای گستردهای برای کشورهای همسایه، بهویژه پاکستان، به همراه داشته است.
بر اساس گزارش مؤسسه بینالمللی بحران (ICG) در بروکسل، پاکستان بیشترین آسیب را از قدرتگیری طالبان متحمل شده است. این گزارش تصریح میکند که گروههای مسلح مرتبط با افغانستان، با تشدید حملات مرزی و تروریستی، صدها نظامی و پلیس پاکستان را در سال ۲۰۲۵ کشتهاند و روابط دو کشور را با بحران شدید اعتماد مواجه کردهاند. تحلیلگران هشدار دادهاند که اگر طالبان به کنترل و مهار گروههای شورشی، بهویژه «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی)، ادامه ندهند، پاکستان ممکن است دوباره دست به عملیات نظامی در خاک افغانستان بزند.
در مقابل، سخنگوی طالبان، ذبیحالله مجاهد، با روایت مخالف، افغانستانی باثبات و در حال رشد اقتصادی را تصویر کرده است. این روایت غالباً در رسانههای تحت کنترل طالبان منتشر میشود و با اشاره ضمنی به «عناصر تحریککننده» در پاکستان، تلاش دارد ناکامیهای امنیتی مرزی و ناتوانی در مهار تیتیپی را به کشورهای همسایه نسبت دهد. این روش، در واقع، تلاش طالبان برای فرار از مسئولیت مستقیم بحران امنیتی و مشروعیتزدایی از انتقادات بینالمللی است.
در واقع، این تضاد روایتها بیش از یک اختلاف سیاسی، نشاندهنده یک بحران مشروعیت استراتژیک است. پاکستان بازگشت طالبان را نه تنها تغییر قدرت در کابل، بلکه عامل تشویق گروههای مسلح و تضعیف کنترل مرزی میبیند که باعث بروز بحران امنیتی و انسانی شده است. طالبان اما با پروژه تصویرسازی از ثبات و توسعه، سعی دارند از انتقادهای بینالمللی، به ویژه در حوزه حقوق بشر و ناکارآمدی حکمرانی، جلوگیری کنند.
بررسی دقیق این دو روایت نشان میدهد که وضعیت افغانستان در پنج سال گذشته، نه با ثبات اقتصادی و توسعه واقعی، بلکه با چالشهای ساختاری، کمبود سرمایهگذاری خارجی و ناکارآمدی شدید در اداره امور همراه بوده است. حملات شورشیان علیه غیرنظامیان و کمبود دسترسی به خدمات انسانی، تصویر طالبان از «رشد اقتصادی و ثبات» را تا حد زیادی بیاعتبار کرده است.
در این میان، هزینه انسانی بحران بیش از همه متوجه شهروندان عادی است: از بازرگانان و تجار متضرر از تعطیلی مرزها تا خانوادههایی که عزیزان خود را به دلیل خشونتهای مسلحانه از دست دادهاند. طالبان در روایت خود، با سانسور اخبار و سرکوب رسانهها، تلاش کردهاند تصویری از افغانستان باثبات ارائه دهند، اما واقعیتهای میدانی خلاف این تصویر را نشان میدهند.
بحران افغانستان پیامدهای گستردهای برای کل منطقه دارد. پاکستان بر ضرورت اقدام طالبان علیه گروههای شورشی تأکید میکند، اما طالبان، با انکار نقش خود و نسبت دادن مشکلات به عوامل خارجی و داخلی پاکستان، از مسئولیتپذیری فرار میکنند. این تقابل، مانع از راهحلهای عملی و همکاریهای امنیتی منطقهای میشود و پیچیدگیهای بحران را افزایش میدهد.
بازگشت طالبان به قدرت، بهرغم تبلیغات رسمی، بیش از هر چیز، نمایش ضعف ساختاری، ناکارآمدی حکمرانی و بحران مشروعیت در افغانستان است. این وضعیت نه تنها مردم افغانستان را تحت فشار شدید قرار داده، بلکه کشورهای همسایه، به ویژه پاکستان، را نیز در معرض پیامدهای امنیتی و اقتصادی گسترده قرار داده است. برای پیشگیری از تشدید بحران، تنها راهکار ممکن، همکاری منطقهای، مدیریت امنیت مرزی، توجه جدی به حقوق بشر و ایجاد ساختارهای واقعی حکمرانی است، نه تصویرسازی فریبنده طالبان.


