RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

چگونه طالبان از دل کوه‌های افغانستان، جنگ صادر می‌کنند؟

Published ۱۴۰۴/۱۰/۲۰
SHARE

نویسنده: اقرا اعوان

خبرگزاری راسک: افغانستان سال‌ها به‌عنوان «گورستان امپراتوری‌ها» توصیف شده است؛ اما در شرایط کنونی، این کشور زیر سلطه طالبان، بیش از هر زمان دیگر به یک منبع خام و خطرناک برای تغذیه افراط‌گرایی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. گروه طالبان، که از سال ۲۰۲۱ دوباره قدرت را در کابل به‌دست گرفته، نه‌تنها جامعه افغانستان را به‌طور سیستماتیک سرکوب کرده، بلکه کنترل منابع طبیعی کشور را نیز به ابزاری برای تثبیت حاکمیت اقتدارگرایانه و تأمین مالی شبکه‌های خشونت‌محور بدل ساخته است.

بر اساس تحلیل منتشرشده در یوراسیا ریویو، افغانستان دارای منابع معدنی به ارزش تقریبی یک تریلیون دالر است؛ از جمله طلا، مس، لیتیوم و عناصر نادر خاکی که نقش کلیدی در گذار جهانی به انرژی پاک دارند. با این حال، طالبان این ظرفیت بالقوه توسعه را به فرصت اقتصادی ملی تبدیل نکرده‌اند، بلکه آن را در خدمت سرکوب، استخراج بی‌ضابطه درآمد و تقویت زیرساخت‌های تروریستی قرار داده‌اند.

طالبان با رویکردی مبتنی بر زور و رانت، کنترل مستقیم معادن مهم کشور را در اختیار گرفته‌اند. فرماندهان این گروه بر معادن طلای بدخشان، کرومایت لوگر، زغال‌سنگ سمنگان و ذخایر مرمر و تالک در شرق افغانستان تسلط یافته‌اند. صدور مجوزها نه از مسیر شفاف اداری، بلکه از طریق شبکه‌های وفاداری درون‌گروهی انجام می‌شود؛ ساختاری که در آن، اطاعت پاداش می‌گیرد و مخالفت با زندان، حذف یا خشونت پاسخ داده می‌شود.

این الگوی استخراج، عملاً معادن افغانستان را به یکی از پایدارترین منابع درآمدی طالبان بدل کرده است. برخلاف کمک‌های خارجی که کاهش یافته و درآمدهای گمرکی که نوسان دارد، درآمدهای معدنی جریان نقدی مداوم و کم‌قابل‌ردیابی ایجاد می‌کند. طلا از معادن غیررسمی در مدت کوتاهی قاچاق می‌شود و کرومایت و زغال‌سنگ با نظارت حداقلی به پاکستان و ایران منتقل می‌گردد. این عواید وارد بودجه عمومی نمی‌شود، بلکه مستقیماً به نظام مالی موازی طالبان سرازیر می‌گردد.

نگران‌کننده‌تر آن‌که این منابع مالی صرفاً برای اداره داخلی طالبان استفاده نمی‌شود. طبق ارزیابی‌های اطلاعاتی و امنیتی که در گزارش یوراسیا ریویو به آن‌ها اشاره شده، درآمدهای معدنی طالبان به تقویت شبکه‌ای گسترده از گروه‌های شبه‌نظامی کمک می‌کند. القاعده که همچنان در افغانستان پناهگاه دارد و تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) که موجی از حملات را در پاکستان رقم زده، از این ساختار مالی و حمایتی منتفع می‌شوند. در این چارچوب، معادن به «تسهیل‌گر خاموش خشونت» تبدیل شده‌اند؛ کم‌سر و صداتر از مواد مخدر، اما به همان اندازه مرگبار.

این وضعیت، نتیجه ناخواسته فقر یا بی‌ثباتی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد آگاهانه طالبان است. این گروه به‌خوبی می‌داند که کنترل منابع، به‌معنای کنترل قدرت است: قدرت بر جوامع محلی، بر رقبا و بر گروه‌های فراملی وابسته به پناهگاه‌های امن در افغانستان. در ولایت‌هایی مانند بدخشان، تسلط بر معادن طلا هم‌زمان با سرکوب شدید رهبران محلی و خاموش‌سازی مقاومت اجتماعی اعمال شده است.

بهای انسانی این سیاست بسیار سنگین است. جوامعی که پیش‌تر از استخراج سنتی برای بقا استفاده می‌کردند، به‌یک‌باره از منابع معیشتی خود محروم شده‌اند. تخریب محیط‌زیست، استفاده غیرقانونی از مواد سمی، جنگل‌زدایی و آلودگی منابع آبی، زمین‌های کشاورزی را نابود کرده است.

کارگران بدون حداقل‌های ایمنی کار می‌کنند و سودها به فرماندهانی می‌رسد که هیچ‌گونه پاسخ‌گویی ندارند. ثروت طبیعی افغانستان، به‌جای سرمایه‌گذاری در آموزش و سلامت، به ابزار تثبیت فقر و ترس بدل شده است.

پیامدهای این وضعیت محدود به افغانستان نمی‌ماند. در حالی که جهان برای تأمین مواد معدنی مورد نیاز خودروهای برقی و انرژی‌های تجدیدپذیر رقابت می‌کند، زنجیره‌های تأمین تحت کنترل طالبان می‌تواند به بازارهای جهانی نفوذ کند. شرکت‌هایی که به‌دنبال منابع ارزان هستند، ناخواسته ممکن است به تأمین مالی رژیمی کمک کنند که ناقض سیستماتیک حقوق بشر و پناه‌دهنده به گروه‌های تروریستی است.

با وجود این تهدیدات، واکنش جامعه جهانی تاکنون محدود و ناکافی بوده است. تحریم‌ها عمدتاً افراد را هدف گرفته‌اند، نه بخش‌های اقتصادی. کمک‌های بشردوستانه، هرچند ضروری، اغلب بدون توجه به سازوکارهای تأمین مالی طالبان ادامه یافته‌اند. تلاش هماهنگ و مؤثری برای شناسایی، رصد و قطع جریان غیرقانونی مواد معدنی مشاهده نمی‌شود و کشورهای همسایه که از واردات ارزان سود می‌برند، انگیزه چندانی برای سخت‌گیری ندارند.

چشم‌پوشی از این واقعیت، خطرات فراتر از مرزهای افغانستان دارد. طالبانِ برخوردار از درآمدهای معدنی، کمتر در برابر فشار دیپلماتیک آسیب‌پذیر است و توان بیشتری برای صدور بی‌ثباتی دارد. همان درآمدی که سوخت ژنراتورها در قندهار را تأمین می‌کند، می‌تواند هزینه حملات در پیشاور یا پناه دادن به جهادگرایان جهانی را نیز فراهم سازد.

تحلیل یوراسیا ریویو با نتیجه‌گیری روشنی پایان می‌یابد: منابع معدنی افغانستان می‌توانست پلی به‌سوی ثبات باشد، اما تحت سلطه طالبان به شتاب‌دهنده درگیری تبدیل شده است. تا زمانی که کوه‌های افغانستان منبع تأمین مالی افراط‌گرایی باقی بمانند، نه تعامل و نه انزوا، هیچ‌کدام به ثبات پایدار منجر نخواهد شد. تهدیدی که در دل خاک این کشور نهفته است، امروز به‌طور علنی استخراج، منتقل و پول‌سازی می‌شود و نادیده گرفتن آن، هزینه‌ای جهانی خواهد داشت.

RASC ۱۴۰۴/۱۰/۲۰

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
اخبارافغانستان

ده‌ها مامور دولتی در لوگر به دلیل اصلاح ریش و نداشتن کلاه برای دو تا سه شب زندانی شد‌‌ند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۱/۱۶
تفنگ‌داران ناشناس یک طالب را در بغلان تیرباران کردند
بارندگی‌های شدید در پاکستان دست‌کم ۱۴ کشته و مجروح بر‌جای گذاشت 
شیوه های کشتار از ترکی و امین، اما باظاهر طالبانی
گروه مسلح گران‌گریف در هائیتی، دست‌کم هفتاد نفر را کشتند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?