خبرگزاری راسک: اظهارات اخیر زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین ایالات متحده در امور افغانستان، درباره «پایبندی طالبان به توافق دوحه» بار دیگر این توافقنامه را به محور مناقشههای سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل کرده است. جان اچکزی، وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان، در واکنشی تند اما مستند، روایت خلیلزاد را «تحریف واقعیت» دانسته و آن را در تعارض با گزارشها و ارزیابیهای معتبر بینالمللی ارزیابی میکند.
اچکزی در نوشتهای که در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) منتشر کرده، به مصاحبه خلیلزاد با تلویزیون طلوع نیوز و نیز مواضع اخیر او اشاره میکند؛ مواضعی که بهزعم او، تلاش دارد مسئولیت ناکامیهای امنیتی ناشی از عدم اجرای تعهدات ضدتروریستی طالبان را به بازیگران منطقهای، بهویژه پاکستان، منتقل کند. این در حالی است که به گفته اچکزی، توافق دوحه ماهیتی «دوجانبه» میان ایالات متحده و طالبان داشته و نه یک پیمان منطقهای که دولتهای دیگر را به ترتیبات متقابل امنیتی ملزم سازد.
به باور وزیر پیشین اطلاعات بلوچستان، کماهمیت جلوه دادن ارزیابیهای رسمی سازمان ملل درباره اکوسیستم تروریسم در جنوب آسیا، یکی از ضعفهای اساسی روایت خلیلزاد است. او به گزارش دسامبر سال گذشته «تیم حمایتی تحلیلی و نظارت بر تحریمهای سازمان ملل» اشاره میکند؛ گزارشی که از تداوم حضور و فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان سخن میگوید و با ادعای قطع ارتباط طالبان با این شبکهها در تضاد است.
اچکزی همچنین یادآور میشود که انتقاد از عدم پایبندی طالبان به تعهدات امنیتی، صرفاً موضع پاکستان نیست. به گفته او، طی سالهای اخیر، قانونگذاران و نهادهای مختلف در ایالات متحده نیز بهصراحت اعلام کردهاند که طالبان به مفاد کلیدی توافق دوحه بهویژه بند مربوط به جلوگیری از فعالیت گروههای تروریستی بینالمللی عمل نکردهاند. در همین چارچوب، بیل هویزنگا، رئیس زیرکمیته امور جنوب و آسیای مرکزی در مجلس نمایندگان آمریکا، هشدار داده است که افغانستان به پناهگاهی برای بازسازماندهی گروههای تروریستی تبدیل میشود؛ وضعیتی که میتواند ثبات منطقه را بهطور جدی تهدید کند.
در بخش دیگری از این نقد، به شواهد میدانی اشاره میشود؛ از جمله کشته شدن ایمن الظواهری، رهبر پیشین القاعده، در کابل در سال ۲۰۲۲ رخدادی که به گفته اچکزی، ادعای «قطع کامل روابط طالبان با شبکههای تروریستی» را زیر سؤال میبرد. او همچنین از نشانههای بازگشت چهرههای وابسته به رهبری القاعده سخن میگوید و این تحولات را مؤید «حضور پایدار و ساختاریافته» این شبکهها در افغانستان میداند.
در مقابل، اچکزی کارنامه پاکستان در مبارزه با تروریسم را «خودگویا» توصیف میکند و میگوید اسلامآباد طی دو سال گذشته، با وجود هزینههای مالی و انسانی سنگین، کارزاری مستمر علیه تهدیدهای تروریستی به راه انداخته است. به باور او، انتقال مسئولیت ناکامیهای امنیتی به پاکستان، نهتنها با دادههای میدانی سازگار نیست، بلکه مسئولیتپذیری پیشبینیشده در توافق دوحه را نیز تضعیف میکند.
این جدال روایی، بار دیگر نشان میدهد که توافق دوحه بهجای آنکه به چارچوبی پایدار برای کاهش تهدیدهای تروریستی تبدیل شود به عرصهای برای بازتعریف مسئولیتها و مناقشههای سیاسی بدل شده است؛ مناقشهای که پیامدهای آن، فراتر از جدلهای لفظی، مستقیماً با امنیت منطقه و آینده افغانستان گره خورده است.


