خبرگزاری راسک: رحمتالله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، در یادداشتی تحلیلی که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده، نسبت به آنچه «لغزش شتابان افغانستان بهسوی پرتگاه بحران اجتماعی، امنیتی و منطقهای» خوانده، هشدار داده است. او تأکید کرده که این نوشته «دعوت به دشمنی با هیچ فرد یا گروهی نیست، بلکه هشداری جدی درباره پیامدهای ادامه وضعیت کنونی» بهشمار میرود.
نبیل در این یادداشت، با اشاره به یک پرونده امنیتی مشخص، مدعی شده است که فردی بهنام داکتر مظفر احمد، شهروند هندوستان که بهگفته او در حمله تروریستی نوامبر ۲۰۲۵ در قلعه سرخ دهلی نو نقش داشته، پس از این رویداد از مسیر کشورهای خلیج وارد افغانستان شده و بنا بر اطلاعاتی که او «موثق» توصیف میکند، در یکی از مدارس دینی در ولسوالی گیروی ولایت غزنی پناه گرفته است. او این مورد را نه یک رویداد منفرد، بلکه «نشانهای از بازگشت افغانستان به موقعیت خطرناک گذشته بهعنوان پناهگاه عناصر افراطی فرامرزی» دانسته است.
رییس پیشین امنیت ملی افغانستان تأکید میکند که چنین تحولاتی نشان میدهد بحران افغانستان دیگر صرفاً یک مسأله داخلی نیست. بهگفته او، در شرایطی که ساختارهای پاسخگو وجود ندارند و تعامل شفاف با جامعه جهانی تضعیف شده، خطر تبدیلشدن افغانستان به کانون تهدیدهای منطقهای و بینالمللی افزایش مییابد.
نبیل با استناد به گزارشهای نهادهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد و برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) نوشته است که اکثریت قاطع مردم افغانستان زیر خط فقر زندگی میکنند و میلیونها نفر با ناامنی غذایی روبهرو هستند. او یادآور شده که کوچکشدن شدید اقتصاد، وابستگی گسترده به کمکهای بشردوستانه و فروپاشی فرصتهای شغلی، فقر را به عاملی ساختاری و مزمن بدل کرده است.
بهباور او، این وضعیت صرفاً یک بحران معیشتی نیست، بلکه زمینهساز نارضایتی اجتماعی و رشد افراطگرایی است؛ زیرا «جامعهای که درگیر بقاست، توان برنامهریزی برای آیندهای امن و باثبات را از دست میدهد».
در بخش دیگری از این یادداشت، نبیل ساختار قدرت کنونی را «انحصاری و ایدیولوژیک» توصیف کرده و گفته است که حذف سیستماتیک زنان، اقوام، نخبگان و جریانهای فکری متنوع، مفهوم ملت و مالکیت جمعی را تضعیف کرده است. بهگفته او، این رویکرد نهتنها مشروعیت داخلی را از میان میبرد، بلکه هرگونه اصلاح درونزا را نیز ناممکن میسازد.
او هشدار داده است که ادامه این وضعیت میتواند جامعه را بهسوی «انفجار تدریجی» سوق دهد و پرسیده است که آیا میتوان کشوری متکثر را برای مدت طولانی صرفاً با زور و حذف اداره کرد.
نبیل در ادامه، به وضعیت نظام آموزشی پرداخته و با اشاره به گزارشهای یونسکو و نهادهای حقوق بشری، از محدودیت شدید دسترسی دختران به آموزش و گسترش مدارس دینی با محتوای ایدیولوژیک انتقاد کرده است. بهگفته او، تضعیف آموزش مدرن و جایگزینی آن با آموزشهای یکسویه، نسلی را شکل میدهد که فاقد مهارتهای علمی، تفکر انتقادی و درک ارزشهای ملی است.
او این روند را تهدیدی مستقیم برای ظرفیت توسعه، نوآوری و حل بحرانهای پیچیده افغانستان دانسته و هشدار داده است که فروپاشی آموزش، به مهاجرت امید و آینده میانجامد.
رییس پیشین امنیت ملی افغانستان با استناد به گزارشهای سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM)، از افزایش چشمگیر مهاجرت اجباری افغانستانیها سخن گفته و تأکید کرده است که خروج گسترده متخصصان، داکتران، انجنیران و معلمان، کشور را از ستونهای حیاتی خود تهی میکند. بهباور او، این روند نهتنها خدمات اساسی را مختل میسازد، بلکه امنیت و ثبات بلندمدت را نیز تضعیف میکند.
نبیل با اشاره به گزارشهای دفتر مقابله با تروریزم سازمان ملل متحد، هشدار داده است که افزایش فعالیت شبکههای افراطی در پیرامون افغانستان میتواند این کشور را بار دیگر به پناهگاه امن گروههای تروریستی بدل کند. او تأکید کرده که چنین وضعیتی فشارهای امنیتی بر منطقه را افزایش داده و افغانستان را در معرض انزوای بیشتر و درگیریهای نیابتی قرار میدهد.
در بخش پایانی یادداشت، رحمتالله نبیل به نقض گسترده حقوق بشر، بهویژه محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران، سرکوب آزادیهای مدنی و برخورد با مخالفان سیاسی اشاره کرده و گفته است که این وضعیت افغانستان را از نظر حقوقی و اخلاقی در صحنه جهانی منزوی میسازد و تعامل دیپلماتیک و اقتصادی را دشوارتر میکند.
او در جمعبندی، سه سناریوی محتمل را ترسیم کرده است: تداوم وضع موجود و سقوط تدریجی، اصلاحات سطحی و موقتی، یا بروز یک قیام عمومی در واکنش به فشارهای انباشته.
نبیل تأکید کرده که بدون اصلاحات ساختاری، مشارکت واقعی مردم، بازگشایی نظام آموزشی و قطع شفاف پیوند با شبکههای افراطی، خطر فروپاشی همچنان پابرجا خواهد بود.
رحمتالله نبیل در پایان این یادداشت نوشته است که هشدارهای مطرحشده «نه از سر دشمنی، بلکه برای جلوگیری از فاجعهای بزرگتر» است. بهگفته او، اگر مسیر کنونی تغییر نکند، پیامدهای بحران افغانستان محدود به مرزهای این کشور نخواهد ماند و منطقه و جهان نیز هزینه آن را خواهند پرداخت.


