خبرگزاری راسک: هارون معترف، نویسنده و فعال رسانهای افغانستانی، در یادداشتی انتقادی که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده، بهشدت از آنچه «تناقض رفتاری و اخلاقی فرهاد دریا» خوانده، انتقاد کرده و عملکرد این هنرمند سرشناس افغانستان را نمونهای از «گزینشیبودن انساندوستی و مسئولیت اجتماعی» دانسته است.
این واکنش در پی رویدادی شکل گرفت که طی آن، نصرت پارسا، یک خبرنگار افغانستانی، در جریان یکی از برنامههای فرهاد دریا روی ستیژ از او خواست تا سال آینده کنسرتی در کابل و در ساختمان «وزارت امور زنان» برگزار کند؛ نهادی که بهگفته منتقدان، اکنون عملاً به یکی از مراکز اجرای سیاستهای امر به معروف طالبان بدل شده است.
به روایت معترف، این درخواست با برخوردی تحقیرآمیز مواجه شد؛ پارسا با مداخله بادیگاردها از ستیژ پایین کشیده و از تالار اخراج شد.
یک روز پس از این رویداد، فرهاد دریا در یک برنامه زنده اینترنتی، با دفاع از رفتار خود تأکید کرد که «موسیقی جای سیاست نیست». اما معترف این توضیح را «توجیهی ناسازگار با مواضع پیشین» این هنرمند میداند. او یادآور میشود که فرهاد دریا پیشتر در گفتوگویی با شبکه بیبیسی، از برگزاری کنسرت در هلمند سخن گفته و مدعی شده بود که طالبان در پشت صحنه همکاری داشتهاند و «با موسیقی مشکلی ندارند».
به باور معترف، این دو موضع در تضاد آشکار با یکدیگر قرار دارند:
«اگر موسیقی بیطرف و جدا از سیاست است، همکاری با طالبان چه معنایی دارد؟ و اگر بیطرف نیست، حذف خشونتبار صدای یک جوان بر روی ستیژ با کدام معیار اخلاقی توجیه میشود؟»
این فعال رسانهای همچنین به آنچه «دوگانگی در همدردیهای انسانی» فرهاد دریا مینامد، اشاره میکند. به گفته او، واکنش احساسی و پررنگ این هنرمند نسبت به مرگ یک فعال سیاسی پاکستانی، در کنار سکوت معنادارش در برابر ترور یک افسر مبارز افغانستانی در ایران، تصویری ناپایدار و چندچهره از انساندوستی ارائه میدهد.
معترف تأکید میکند که «درد گزینشی» بهتدریج سرمایه اخلاقی هر چهره عمومی را فرسوده میسازد و هنرمندی که برای رنج دیگران صدا دارد اما در برابر خون هموطن خود خاموش میماند، نمیتواند مدعی نمایندگی رنج جمعی باشد.
در بخش پایانی این یادداشت، هارون معترف با اشاره به سابقه طولانی فعالیت هنری فرهاد دریا، او را به «مصلحتسنجی، توجیهگری و فقدان جسارت مدنی» متهم میکند و مینویسد: در روزگاری که بسیاری از هنرمندان برجسته جهان از تریبون موسیقی علیه ستم و بیعدالتی موضع میگیرند، این نوع سکوت و تناقض، مایه شرمساری است.
او در پایان، با مقایسه فرهاد دریا با برخی هنرمندان زن افغانستان که هزینه ایستادگی خود را پرداختهاند، نتیجه میگیرد:
«مسئولیت اجتماعی هنرمند و حرمت ستیژ، مفاهیمیاند که نه با سکوت بهدست میآیند و نه با بازیهای نمایشی حفظ میشوند.»
هارون معترف: فرهاد دریا وقتی سیاست به نفعش نیست، موسیقی را سپر میکند


