نویسنده: احمد سعیدی
خبرگزاری راسک: تهران، پایتخت کشوری که هزاران مهاجر افغانستانی در آن پناه گرفتهاند، روز گذشته شامگاه تلخی را تجربه کرد. جنرال اکرامالدین سریع، یکی از چهرههای شناختهشده نظامی افغانستان، همراه با محمد امین الماس، در منطقه ولیعصر مرکز ایران ترور شدند. در خاکی که قرار بود مأمن امن باشد برای فراریان از جنگ و استبداد افغانستان.
پیش از این، معروف غلامی، یکی از همراهان و حامیان امیر اسماعیلخان، در مشهد هدف قرار گرفت و به قتل رسید. حالا تمام مهاجرین چه در تهران و چه در جای دیگری ما با نگرانی به خود میلرزیم:
تصور میکنیم که نام بعدی نام کی خواهد بود که ترور خواهد شد؟ کدام چهرهی مظلوم، کدام صدای خاموشنشده در کدام شهر خاموش خواهد شد.
پشت این ترورها، چه دستهایی پنهان است؟
طالبان؟ دشمنان قدیمی مردم افغانستان گروههای اطلاعاتی منطقهای؟ یا مزدورانی که هدفشان خاموشی کامل هر صدای مخالف در داخل و خارج افغانستان است؟
بدرستی میدانم که طالبان قبل از پیروزی اشخاص و افرادی را در بعضی از کشور ها بخصوص در کشورهای همسایه بخاطر ترور مخالفین خود داشتند. آیا بعد از پیروزی طالبان این گروه های ترور یکبار دیگر فعال شده اند یا خیر؟
ما نمیدانیم، اما یک چیز را خوب میدانیم:
جمهوری اسلامی ایران مسئول است.
وقتی کسی در پایتخت کشته میشود، نه در میدان جنگ، که در خیابانهای شهری بزرگ و با امنیت، این یعنی نهادهای امنیتی یا آگاه بودهاند و سکوت کردهاند، یا ناتوان بودهاند و شکست خوردهاند.
مهاجر افغانستانی، بعد از سقوط جمهوریت، نه وطن دارد، نه مرز، نه صدایی در جهان.
در هر جا یا تحقیر میشود، یا ترور.
در وطنش حذف شد، در تبعید هم شکار است.
گویی ما مردم افغانستان فقط برای مردن ساخته شده ایم.
ما از دولت ایران پاسخ میخواهیم:
– چرا امنیت این افراد تأمین نشد؟
– تحقیقات کجاست؟ نتایج چیست؟ چرا سکوت؟
این ترورها تنها گلوله بر پیکر دو مرد نبود، که زخمی تازه بر قلب پارهپاره یک ملت زده شد
یاد جنرال اکرام الدین سریع و محمد امین الماس گرامی باد.
اما این پایان داستان نیست؛
تا صدای ما هست، تا قلمی هست،
ما مینویسیم، میگوییم، میمانیم…
با خون، با اشک، با اندوه… اما ایستادهایم باور داشته باشید.


