نویسنده: اولیا جلالی
خبرگزاری راسک: در زمان خلافت امویان در ایران، افغانستان، بخارا و سمرقند، فارسیتبارانی که تن به بیعت با خلافت عربی نمیدادند؛ زیر دو عنوان سرکوب میشدند:
۱. باغی
۲. مجوسی
این در حالی بود که اکثریت مطلق مردم مسلمان شده بودند؛ اما ستم، تبعیض و نگاه برتریجویانهی حاکمان اموی نسبت به فرهنگ و تمدن ایران بزرگ؛ به ویژه دشمنی به زبان فارسی برای مردمان بومی خراسان قابل تحمل و پذیرش نبود. آنان که قرنها بر این جغرافیا فرمان رانده و خود بانیان تمدنی کهن بودند؛ چگونه میتوانستند زیر سلطهی گروهی از اعراب بدوی قرار گیرند که نه با فرهنگ آشنا بودند و نه با دانش و شهرنشینی.
حاکمیت اموی با تکیه بر روایت دینی، فارسیتباران را به بردگی میگرفت و هرگاه احساس تهدید میکرد، با اتهام «مجوسی» آنان را میکشت. سرانجام شکیبایی مردم خراسان به پایان رسید و روزبه، ملقب به ابومسلم خراسانی، فرزند تاجیکتبار مرو، برخاست و این ستم ۹۰ ساله را درهم کوبید.
حالا به نظر میرسد تاریخ بار دیگر تکرار شده است.
پس از انقلاب ۵۷ در جمهوری اسلامی ایران، روایت هویتگرایی، جای خود را به امتگرایی داد و ایران به «قبلهگاه جهان تشیع» با مرکزیت قم تبدیل شد. در این روایت، فارسیتباران؛ از جمله تاجیکان، جایگاهی نداشته و نیافتند؛ زیرا نگاه آنان به جهان، بیش از آنکه امت محور باشد، هویت محور دانسته میشود.
این تقابل روایتها سبب شده است که هر سخن از «فارسی»، «تمدن فارسی» یا «جهان فارسی» با برچسبهایی چون غربگرایی، لائیکبودن یا بیدینی سرکوب شود. در این میان، تاجیکان افغانستان و منطقه نیز ناعادلانه در این روایت گنجانده شدهاند.
امروز در نگاه جریان امتگرایان، طالبان بهنوعی همپیماناند و تاجیکان بهعنوان نیروی وابسته به غرب معرفی میشوند؛ بنابراین حذف فیزیکی سران و چهرههای اثرگذار آنان جهت خنثیسازی مزاحمتهای بعدی «گزینهای زیاد بد» نیست و حتی ممکن مطلوب جلوه داده میشود.
اما آیا به راستی تاجیکان غربگرا هستند؟
به نظر میرسد این روایت بیشتر از سوی جریانهای فارسیستیز که از دید تباری غیر نژاد پارسی هستند و انگیزه قومی و بینش تباری غیر، دارند؛ جهت سرکوب و به حاشیه راندن فارسیتباران راهاندازی شده است؛ وگرنه هیچ گروه و قوم و ملتی در منطقه به اندازهی تاجیکان در گسترش و پاسداری از اسلام نقش نداشته است: امام ابوحنیفه، بزرگترین فقیه جهان اسلام، تاجیک بود و امروز بیش از ۷۰ درصد مسلمانان جهان پیرو مکتب فکری او هستند؛ شش تن از بزرگترین محدثان جهان اسلام؛ چون امام بخاری، مسلم، ترمذی و … همه تاجیک بودهاند؛ فرماندهان بزرگ خراسان، از یعقوب لیث صفاری تا اسماعیل سامانی و در دوران معاصر استاد برهانالدین ربانی و احمدشاه مسعود، همه امتگرا بودند و برای عزت اسلام جنگیدند.
لذا، اتهام «غربگرایی» به تاجیکان، نهتنها نادرست؛ بلکه بیانصافی آشکار در حق ۶۰ میلیون فارسیتباران بیرون از جغرافیای سیاسی ایران است.
بله، برای تاجیکان، در کنار ارزشهای اسلامی، زبان فارسی، تمدن فارسی و هویت تاریخیشان، جایگاهی ویژه و بنیادین دارد. آنان حاضر نیستند این ارزشها را قربانی گروههایی رادیکالی کنند که نه با فرهنگ آشنا هستند و نه با میراث کهن این سرزمین. این «جرم بزرگ» تاجیکان در نگاه جریانهای فارسیستیز منطقه است.
نکته پایانی این که: تاجیکان قربانی بزرگی گذشتهی تاریخی خویش شدهاند؛ و دشمنی که امروز بر سرزمینشان حاکم است، ماهیتی اهریمنی دارد و از اهریمن جز این رفتار نمیتوان انتظار داشت.
با اینهمه، ما به خالق جهان هستی باورمندیم؛ چه جهان و منطقه از دل این تاریکی حمایت کنند و چه نکنند، ما با توکل بر خداوند، ابومسلموار برمیخیزیم و این تاریکی را درهم خواهیم شکست.
روان شهیدان شاد و یادشان در رواق تاریخ گرامی باد.


