نویسنده: اسد علی
خبرگزاری راسک: در سالگرد کشتهشدن خلیلالرحمن حقانی، رسانه همسو با طالبان موسوم به «المرصاد» بار دیگر کوشیده است روایت خاصی را درباره یکی از حساسترین ترورها در نظم سیاسی افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ شکل دهد. طبق ادعای تازه این رسانه، حمله انتحاری که به کشتهشدن حقانی انجامید، توسط شاخه خراسان داعش (ISKP) و از خاک پاکستان طراحی و هدایت شده است. در نگاه نخست، این روایت در چارچوب داستانی آشنا میگنجد: دشمنان خارجی در پی بیثباتسازی افغانستان. اما اطلاعاتی که از درون ساختار طالبان به بیرون درز کرده، تصویری بهمراتب نگرانکنندهتر ارائه میدهد؛ تصویری که انگشت اتهام را نه به بیرون، بلکه به درون نشانه میگیرد.
به گزارش یوراسیا ریویو، فعالیت ناگهانی و پرحجم «المرصاد» از الگویی شناختهشده پیروی میکند. این رسانه بارها درست در زمانی که فشار و نظارت بینالمللی بر طالبان افزایش مییابد، ادعاهای پرسروصدا اما تأییدنشده را مطرح کرده است. اکنون نیز چنین نظارتی در حال تشدید است. نهادهای سازمان ملل، دولتهای منطقه و تحلیلگران امنیتی، بیش از پیش درباره بازگشت فعالیتهای تروریستی در افغانستان و ناتوانی طالبان در تثبیت حکمرانی پایدار هشدار میدهند. در چنین فضایی، نسبتدادن حمله به شبکهای خارجی از داعش، بیش از آنکه ارزیابی اطلاعاتی معتبر باشد، به یک انحراف حسابشده شباهت دارد.
نقطهضعف اساسی روایت «المرصاد»، فقدان کامل شواهد است. هیچ سند، اطلاعات قابل راستیآزمایی مستقل یا تأییدیهای از سوی نهادهای منطقهای و بینالمللی مبارزه با تروریسم برای اثبات ادعای طراحی حمله از پاکستان ارائه نشده است. حتی مقامات طالبان نیز تاکنون هیچ مدرک معتبری را با کشورهای همسایه، سازمان ملل یا دیگر بازیگران بینالمللی به اشتراک نگذاشتهاند. در عصری که اتهامات تروریستی پیامدهای جدی دیپلماتیک و امنیتی دارد، طرح ادعا بدون سند، تنها به بیاعتمادی دامن میزند.
به نقل از یوراسیا ریویو، مهمتر آنکه، گزارشهایی از درون دستگاه اطلاعاتی طالبان با روایت رسمی عمومی در تضاد آشکار است. بر اساس این یافتههای داخلی، عملیات منجر به کشتهشدن خلیلالرحمن حقانی در داخل افغانستان، بهویژه در مناطق شرقی، برنامهریزی شده است. از آن نگرانکنندهتر، نقش احتمالی عناصر طالبان در تسهیل این عملیات است. گفته میشود دو مقام مستقر در وزارت امور مهاجرین، دسترسی عامل انتحاری به حقانی را فراهم کردهاند؛ دسترسیای که بدون کمک داخلی، عملاً ناممکن بود. همین نکته، فرضیه «طراحی خارجیِ دوردست» را بهشدت تضعیف میکند.
ابعاد ماجرا فراتر میرود. منابع متعدد از دخالت یا دستکم تأیید عملیات از سوی چهرههای ارشد طالبان، از جمله ملا یعقوب و سراجالدین حقانی، سخن میگویند. در صورت صحت این گزارشها، ترور یادشده نه یک اقدام تروریستی خارجی، بلکه جلوهای از کشمکشهای عمیق قدرت در درون طالبان خواهد بود. رقابت بر سر نفوذ، کنترل و در نهایت جایگاه نخستوزیری، ظاهراً فضایی را ایجاد کرده که در آن رقابت سیاسی بر انسجام سازمانی غلبه یافته است. در این چارچوب، کشتهشدن چهرهای چون خلیلالرحمن حقانی، بیش از آنکه «نقص امنیتی» باشد، نشانهای از منازعه جناحی است.
گزارشها و نشستهای اخیر شورای امنیت سازمان ملل نیز به این برداشت وزن بیشتری میدهد. اظهارات کشورهایی مانند روسیه و دانمارک بر افزایش تهدیدات تروریستی برخاسته از داخل افغانستان تأکید دارد. این ارزیابیها با ادعای طالبان مبنی بر «صادرات بیثباتی به افغانستان از خارج» همخوانی ندارد؛ بلکه هشدار میدهد افغانستان بار دیگر در حال تبدیلشدن به کانون فعالیتهای شبهنظامی با پیامدهای فرامنطقهای است برداشتی که روایت انحرافی «المرصاد» را به چالش میکشد.
یافتههای سازمان ملل بازتابدهنده نگرانی گستردهتری است: پس از بیش از دو سال حاکمیت طالبان، سوءمدیریت داخلی، فقدان پاسخگویی و حلنشدن رقابتهای جناحی، دستاوردهای ادعایی امنیت داخلی را فرسوده است. کشتهشدن خلیلالرحمن حقانی بهدست عناصری که از درون ساختار طالبان عمل کردهاند، این ناکامی را عریان میکند و پرسشهای جدی درباره فرماندهی، کنترل و انسجام را پیش میکشد.
برای پاکستان و دیگر کشورهای منطقه، این تحولات تأییدکننده نگرانیهای دیرینه است: تروریسم فرامرزی بیش از آنکه محصول توطئههای خارجی باشد، ریشه در بیثباتی داخلی افغانستان دارد. هنگامی که مقامات گروه طالبان بهجای مواجهه با شکافهای درونی، مسئولیت را به بیرون فرافکنی میکنند، همکاری واقعی منطقهای دشوارتر میشود. امنیت با انکار و تبلیغات بهدست نمیآید؛ بلکه نیازمند شفافیت و اقدام معتبر است.با نادیدهگرفتن واقعیتهای داخلی و انداختن تقصیر به گردن دیگران، «المرصاد» همچنین ارزیابیهای مکرر سازمان ملل را نادیده میگیرد که نشان میدهد پایگاه اصلی فعالیتهای داعش خراسان همچنان در داخل افغانستان است. تصویرسازی از داعش بهمثابه نیرویی کاملاً خارجی، شاید مسئولیتگریزانه باشد، اما هیچیک از بسترهای واقعی فعالیت این گروه یا رقابتهای داخلی را درمان نمیکند.
در شرایطی که نگرانی جهانی درباره تروریسم برخاسته از خاک افغانستان رو به افزایش است، رسانههای جناحی نمیتوانند جایگزین پاسخگویی شوند. تلاش برای بازنویسی مرگ خلیلالرحمن حقانی که از سوی تریبونهای همسو مانند طلوعنیوز نیز بازتاب یافته پرسشهای جدی درباره انگیزههای سیاسی و کنترل اطلاعات ایجاد میکند. در نهایت، ثبات نه از مسیر فرافکنی، بلکه تنها با پذیرش شکافهای داخلی، پاسخگو کردن عاملان و تعامل صادقانه با شرکای منطقهای و بینالمللی حاصل میشود. تا آن زمان، روایتهای مقصرسازی دیگران قانعکننده نخواهد بود و چرخه خشونت ادامه خواهد یافت.
از اتهامزنی خارجی تا شکاف درونی؛ چه کسی پشت ترور حقانی بود؟


