نویسنده: سایمه افضل
خبرگزاری راسک: به گزارش سایت خبری دیپلماسی مدرن، در شرایطی که روابط افغانستان با پاکستان بهطور فزایندهای رو به تیرگی گذاشته است، کابل در حال بازنگری در جغرافیای اقتصادی خود است و در این میان، هند به یکی از گزینههای مهم در تلاش افغانستان برای تنوعبخشی به مسیرهای تجاری بدل شده است. دیدارهای اخیر در سطح عالی میان مقامهای طالبان و دولت هند، نشاندهنده تمایل کابل برای کاهش وابستگی به دهلیزهای ترانزیتی پاکستان و دستیابی به استقلال راهبردی بیشتر است.
با این حال، نقش هند در این معادله بیش از آنکه مبتنی بر سهولت جغرافیایی باشد، بر محاسبات سیاسی استوار است. افغانستان هیچ مسیر زمینی مستقیمی با هند ندارد و تجارت میان دو کشور عمدتاً از مسیرهای پرهزینهی ایران یا دهلیزهای محدود هوایی انجام میشود؛ امری که برای اقتصادی تحت تحریم و دچار کمبود نقدینگی، گسترش تجارت را بسیار دشوار میسازد. هرچند تعامل با دهلی نو به حکومت طالبان امکان ارسال پیامهای دیپلماتیک و دستیابی به تسهیلات اقتصادی محدود را فراهم میکند، اما این پرسش اساسی همچنان پابرجاست که آیا هند شریک تجاری درازمدت افغانستان خواهد بود یا صرفاً وزنهای ژئوپلیتیک در راهبرد منطقهای کابل.
نشانههای این بازنگری بهروشنی در اظهارات مقامهای طالبان دیده میشود. ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی رئیسالوزرا، با متهمکردن پاکستان به استفاده ابزاری از بستن مرزها، بازرگانان افغانستانی را به جستوجوی مسیرهای بدیل ترانزیتی فراخواند. اندکی بعد، نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت گروه طالبان، در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ به دهلی نو سفر کرد تا درباره افزایش تجارت دوجانبه، تسهیل واردات و صادرات و ایجاد سازوکارهای جدید تجاری گفتوگو کند.
این سفر در ادامهی سفر هشتروزهی امیرخان متقی، وزیر امور خارجه طالبان، به هند در ماه اکتبر انجام شد؛ سفری که نخستین حضور رسمی او در هند بود و با معافیت موقت از تحریمهای سازمان ملل صورت گرفت، آن هم در حالی که دهلی نو هنوز حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته است.
در دو دهه گذشته، تبلیغات طالبان همواره هند را بهعنوان یک دولت «کافر» معرفی میکرد که از نیروهای «ضد اسلامی» در کابل حمایت میکند. تخریب مجسمههای بودای بامیان نیز در چارچوب همین رویکرد ایدئولوژیک سختگیرانه و بهعنوان «جهاد» علیه تمدنهای غیر اسلامی توجیه میشد. اما این روایت، اکنون بهدلایل سیاسی و اقتصادی دچار دگرگونی شده است.
طالبانی که زمانی هند را دشمن ایدئولوژیک میخواندند، امروز فعالانه به دنبال جلب همکاری دهلی نو هستند و حتی وزرای خارجه و تجارت خود را برای دستیابی به مسیرهای تجاری، سرمایهگذاری و پروژههای زیربنایی به هند میفرستند. این تغییر لحن، نشاندهنده گذار آشکار از ایدئولوژی به عملگرایی و تلاش برای احیای شریانهای اقتصادی و کسب مشروعیت منطقهای است.
در حالی که روابط طالبان با پاکستان همواره با ارجاع به «برادری اسلامی» و پیوندهای تاریخی توصیف میشد، با بالا گرفتن تنشها بر سر مسئله تحریک طالبان پاکستان، مدیریت مرزها و بازگشت مهاجران، کابل بهسرعت مسیر تعامل با دیگر بازیگران منطقهای را در پیش گرفت. این رفتار گزینشی نشان میدهد که اولویتهای اقتصادی و سیاسی، بر همسوییهای مذهبی غلبه یافتهاند.
طالبان از یکسو خط دیورند را به چالش میکشند، اما از سوی دیگر در تعامل با هند رویکردی نرمتر و انعطافپذیرتر دارند. حتی گفتمان پیشین درباره کشمیر و جهاد علیه هند، در جریان دیدارهای رسمی با دهلی نو بهطور محسوسی فروکش کرده است؛ نشانهای روشن از تقدم اهداف اقتصادی و دیپلماتیک بر انسجام ایدئولوژیک.
چرخش تجاری افغانستان بهسوی هند، بازتابدهنده تلاشی برای کسب خودمختاری اقتصادی و افزایش قدرت مانور منطقهای است، اما محدودیتهای جغرافیایی، زیرساختی و الگوهای ریشهدار تجارت، موانع جدی در برابر این رویکرد ایجاد میکند. با وجود همه تنشها، پاکستان همچنان سریعترین و کمهزینهترین مسیر دسترسی افغانستان به بازارهای جهانی باقی مانده است.
در نهایت، راهبرد طالبان بیش از آنکه یک دگرگونی اقتصادی عمیق باشد، پیامی سیاسی برای نمایش انعطافپذیری، عملگرایی و تلاش برای کسب شناسایی عملی در سطح منطقهای و بینالمللی است. اینکه روایت «قلب راهبردی آسیا»ی افغانستان تا چه اندازه تحقق خواهد یافت، نه به نیتها، بلکه به توانایی کابل در سازگارکردن آرمانها با واقعیتهای سخت جغرافیا، لجستیک و وابستگیهای منطقهای بستگی دارد.
از «کافر» تا شریک تجاری؛ تغییر روایت طالبان درباره هند


