خبرگزاری راسک: در حالی که طالبان همواره تلاش کردهاند تصویری یکدست و منسجم از حاکمیت خود ارائه دهند، اظهارات متناقض دو مقام ارشد این گروه بار دیگر شکافهای عمیق درونی و بحران مشروعیت ساختار قدرت را آشکار کرده است. ندامحمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان، با تأکید بر اطاعت بیچونوچرا از هبتالله آخندزاده، هرگونه مخالفت را تهدیدی علیه «نظام اسلامی» خوانده؛ همزمان، سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، از حکومت مبتنی بر ترس، تحقیر و سرکوب انتقاد کرده است.
ندامحمد ندیم روز جمعه، ۲۱ قوس، در سخنرانیای در یک مدرسه جهادی در استان پکتیا، بهصراحت اعلام کرد که در ساختار طالبان «تنها یک امیر» وجود دارد و همه اعضا و نیروها مکلف به اطاعت مطلق از هبتالله آخندزاده هستند. او هشدار داد که «تعدد امیران» به فساد و فروپاشی نظام میانجامد؛ موضعی که در عمل هرگونه پرسش، نقد یا استقلال رأی را جرمانگاری میکند.
این اظهارات، که از سوی رسانه دولتی طالبان نیز بازنشر شده، بار دیگر نشان میدهد که حاکمیت طالبان نه بر پایه قانون، نهاد یا پاسخگویی، بلکه بر وفاداری شخصمحور و فرمانبرداری مطلق استوار است؛ الگویی که عملاً راه هر نوع اصلاح، مشارکت و نظارت را مسدود میسازد.
در نقطه مقابل، سراجالدین حقانی در سخنرانی جداگانهای در استان خوست، از شیوه برخورد طالبان با مردم انتقاد کرد و از شکلگیری «حکومت ترس و ارعاب» سخن گفت. او اذعان کرد گروهی که خود در گذشته قربانی فشار و تحقیر بوده، اکنون همان رفتارها را علیه شهروندان بهکار میگیرد و مردم را «محکوم و ذلیل» میسازد.
هرچند حقانی نیز چارچوب کلی حاکمیت طالبان را زیر سوال نبرد، اما سخنانش ناکارآمدی الگوی سرکوبمحور طالبان را برجسته کرد؛ الگویی که بهجای کاهش تنش، شکاف میان جامعه و حاکمان را عمیقتر ساخته است.
در فایل صوتی منتشرشده از سخنرانی ندیم، او نیروهای طالبان را مکلف میسازد که بدون چونوچرا از دستورهای رهبری پیروی کنند؛ چه اعزام به «سنگر» باشد و چه انتقال به «حوزه» یا «قولاردو». این رویکرد، ماهیت شبهنظامی و فاقد ساختار حقوقی طالبان را برجسته میکند؛ جایی که جای قانون را فرمان و جای نهاد را اراده فردی گرفته است.
ندیم تأکید میکند که هیچکس حق ندارد خود را «امیر» بداند؛ سخنی که در بطن خود، هراس رهبری طالبان از چندپارچگی و رقابت درونی را بازتاب میدهد.
در حالی که هبتالله آخندزاده در ادبیات رسمی طالبان «امیرالمؤمنین» خوانده میشود، شماری از هواداران سراجالدین حقانی او را با لقب «خلیفه» خطاب میکنند. این دوگانهسازی نمادین، فراتر از یک اختلاف لفظی، نشانهای از رقابت پنهان بر سر مشروعیت دینی و سیاسی در درون طالبان است؛ رقابتی که میتواند به تضعیف بیشتر انسجام این گروه بینجامد.
تنش میان ندیم و حقانی پیشینهدار است. در ماه قوس ۱۴۰۳، این دو مقام در مراسمی در کابل بهطور علنی مواضع متضاد خود را بیان کردند. در آن مراسم، ندیم با ادبیاتی تند، منتقدان طالبان را «مرتد» و «دشمن خدا» خواند؛ در حالی که حقانی همانجا نسبت به استفاده از زبان تحقیر و طرد مردم هشدار داد و آن را نشانه «تنگنظری و ضعف» دانست.
این تقابل نشان میدهد که طالبان نهتنها با بحران مشروعیت در سطح جامعه روبهرو است، بلکه در درون خود نیز بر سر شیوه حکومتداری، میزان خشونت و نحوه تعامل با مردم دچار اختلافات جدی است.
آنچه از مجموع این اظهارات برمیآید، تصویری از حاکمیتی است که میان اطاعت کورکورانه و اعتراف ضمنی به شکست سیاست ارعاب سرگردان مانده است. طالبان، با تکیه بر فرمان و سرکوب، نهتنها نتوانستهاند ثبات پایدار ایجاد کنند، بلکه شکافهای درونیشان نیز روزبهروز آشکارتر میشود؛ شکافهایی که در نهایت، هزینه آن را مردم افغانستان میپردازند.
ندامحمد ندیم: در نظام اسلامی تنها یک امیر وجود دارد و اطاعت از او واجب است


