نویسنده: علی خان بنگش
خبرگزاری راسک: به گزارش “اوراسیا ریویو” از زمان بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، افغانستان وارد مرحلهای از فروریزی ساختاری شده که امروز به یکی از خطرناکترین بحرانهای امنیتی برای منطقه و جهان بدل شده است. مشابهتهای تکاندهندهای با دورهی پیش از یازدهم سپتامبر دوباره پدیدار شده؛ افغانستان زیر حاکمیت طالبان به آزادترین و امنترین محیط برای رشد و عملیات سازمانهای تروریستی بینالمللی تبدیل شده است. این وضعیت نه نتیجه حدس و گمان، بلکه حاصل مجموعهای از گزارشهای رسمی شورای امنیت سازمان ملل، ارزیابیهای سیگار، و هشدارهای استخباراتی کشورهای آسیای میانه، اروپا و آمریکای شمالی است.
در تازهترین نمونه، اواخر نوامبر ۲۰۲۵ یک چرخبال کوچک (کوادکوپتر) که از خاک افغانستان پرتاب شده بود، کارگران چینی را در تاجیکستان هدف قرار داد؛ حملهای که صرفاً یک رویداد مرزی نیست، بلکه نشان میدهد گروههای تروریستی اکنون با جسارت کامل قادرند اتباع و پروژههای خارجی را هدف قرار دهند. همزمان، در واشنگتن یک مهاجر افغانستانی مرتبط با شبکههای افراطی مستقر در افغانستان دو سرباز گارد ملی آمریکا را به قتل رساند. مدیر سیآیاِی تأیید کرده است که عامل این حمله با شبکههای فعال در افغانستان در ارتباط بوده است. این نمونهها نشان میدهد که افغانستانِ طالبان فقط یک تهدید منطقهای نیست؛ بلکه ترور را به قارهها صادر میکند.
طبق برآوردهای سازمان ملل، حدود ۱۳ هزار جنگجوی خارجی اکنون در افغانستان حضور دارند:
۶۲۵۰ جنگجوی تحریک طالبان پاکستان، ۳۰۰۰ جنگجوی داعش خراسان، و صدها عضو القاعده، القاعده در شبهقاره، جنبش اسلامی ازبکستان و جنبش ترکستان شرقی. هر ماه بر تعداد آنها افزوده میشود؛ جنگجویانی از سوریه، عراق و یمن در حال انتقال تدریجی به افغانستاناند و خلاهای امنیتی و حاکمیت ایدئولوژیک طالبان بهترین فرصت را برای آنان فراهم کرده است. استان کندز به یکی از مراکز سازماندهی انتقال جنگجویان به آسیای میانه بدل شده و افغانستان را به دروازه عبور جهادگران قارهای تبدیل کرده است.
این وضعیت تصادفی نیست؛ نتیجهی مستقیم ساختار و ماهیت طالبان است. طالبان نه توانایی مهار گروههای تروریستی را دارد و نه اراده آن را. مرز میان جنگجویان طالبان و تروریستهای بینالمللی کاملاً در هم شکسته است؛ هزاران جنگجوی طالبان پس از پایان جنگ بیکار ماندهاند و بسیاری از آنها بهدلیل نزدیکی فکری، داوطلبانه به شبکههای تروریستی منطقه پیوستهاند. فقر شدید، نابودی اداره دولت و تبدیلشدن کشور به سرزمین کاملاً بیقانون، قطب جذب نیرو برای تمام جریانهای افراطی شده است.
در نشست اخیر شورای امنیت، نماینده دانمارک هشدار داد که تحریک طالبان پاکستان نه تنها برای پاکستان، بلکه برای سراسر منطقه آسیای مرکزی و جنوبی «تهدید جدی» است. او طالبان را به فراهمکردن «حمایتهای لجستیکی و عملیاتی» برای این گروه متهم کرد. مقامهای ارشد روسیه نیز وضعیت را خطرناکتر از هر زمان دیگر خواندهاند؛ مسکو هشدار داده است که داعش خراسان با منابع مالی خارجی تقویت شده و احتمالاً به سلاحهای باقیمانده غرب نیز دسترسی یافته است.
آنچه امروز وضعیت را خطرناکتر از دوره پیش از ۲۰۰۱ میکند، تحول تکنولوژیک تروریسم جهانی است. داعش خراسان و القاعده اکنون مهارت گستردهای در تبلیغات دیجیتالی، جذب نیرو از طریق پلتفرمهای رمزگذاریشده، تأمین مالی با رمزارزها و هماهنگی جهانی دارند. توانایی جامعه جهانی برای رصد این شبکهها کمتر شده، اما قدرت آنان بیشتر از هر زمان دیگر است.
ادعاهای طالبان مبنی بر کنترل گروههای تروریستی پوچ و غیرقابل باور است. حتی اگر بخشی از رهبران این گروه خواهان مهار تروریستها باشند، دیگر توان ساختاری انجام آن را ندارند. بسیاری از جنگجویان افراطی طالبان را بهاندازه کافی «رادیکال» نمیدانند و عملاً از پیروی آنان سرباز میزنند. افغانستان بهجای حرکت بهسوی ثبات، به مرکز رقابت گروههای جهادی تبدیل شده است؛ حمله به اتباع چین، نفوذ روزافزون به آسیای میانه، افزایش بیسابقه حملات تیتیپی در پاکستان، و ظهور تهدیدات جدید علیه اروپا و آمریکا تنها نمونههای این فروپاشیاند.
اگر افغانستان در وضعیت کنونی باقی بماند، پیامدهای آن مهارشدنی نخواهد بود. پاکستان، آسیای میانه، چین، روسیه، آمریکا، اروپا و کشورهای عربی همگی در معرض تهدید مستقیم قرار دارند. جامعه جهانی باید استراتژی مشترکی را فوراً فعال کند: همکاری استخباراتی، بستههای جدید تحریمها، کنترل جدی مرزها، و فشار چندجانبه بر طالبان. افغانستانِ امروز دیگر یک بحران داخلی نیست؛ به سرعت به یک بحران امنیتی جهانی تبدیل میشود.جهان یکبار هزینه نادیدهگرفتن افغانستان را پرداخت. تکرار آن اشتباه، فاجعهبارتر خواهد بود.
سازمان ملل: طالبان زمینهٔ گسترش گروههای تروریستی از آسیای میانه تا اروپا را فراهم کردهاند


