نویسنده: داکتر سامیت گپتا
خبرگزاری راسک: به گزارش “یوراسیا ریویو” بیش از چهار سال پس از تسلط طالبان بر کابل، افغانستان زیر حاکمیت گروهی قرار گرفته که نه توان اداره دارد و نه قدرت مهار آشوب روبهگسترش در کشور. «امنیت و ثبات»ی که طالبان وعده داده بودند، اکنون جای خود را به بینظمی، گسترش تروریسم و تبدیلشدن افغانستان به کانون یک شبکه جهانی جنگجو داده است؛ وضعیتی که نشان میدهد این رژیم بیش از هر زمان دیگر در حال از هم پاشیدن است.
حملۀ اخیر با استفاده از کوادکوپتر علیه نیروهای چینی در تاجیکستان، که منبع آن خاک افغانستان گزارش شده، بیانگر آن است که گروههای تندرو بدون نیاز به اجازه طالبان و با استقلال کامل عمل میکنند. طالبان نه این حمله را هدایت کردهاند و نه قادر به جلوگیری از آن بودهاند. افزون بر آن، افشاگریها درباره ارتباط یک مهاجم پشتون افغانستانی که دو سرباز گارد ملی آمریکا را در واشنگتن دیسی کشت، با شبکههای مستقر در افغانستان، بار دیگر نشان داد که این گروه نه تنها میزبان تروریستان خارجی است، بلکه اکنون به مرکز ثقل جهاد جهانی بدل شده است.
سازمان ملل متحد تخمین میزند که حدود ۱۳ هزار جنگجوی خارجی از گروههایی چون القاعده، داعش خراسان، تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، جنبش اسلامی ازبکستان، ETIM و جماعت انصارالله در افغانستان مستقرند. گزارشها حاکی است که داعش خراسان پس از ۲۰۲۲ شمار سلولهای فعال خود را تقریباً دو برابر کرده است. جنگجویان ورزیده از سوریه، عراق و یمن نیز به دلیل فضای بیقانونی و مرزهای باز، به افغانستان منتقل شدهاند؛ فضایی که طالبان عملاً بر آن کنترلی ندارند.
این هجوم میلیتانتها موازنۀ داخلی قدرت را برای طالبان نیز به هم زده است. بسیاری از جنگجویان طالبان که پس از پایان جنگ بیکار شدند، اکنون ترجیح میدهند به گروههای تندروتر بپیوندند؛ گروههایی که برای آنان «پول، ایدیولوژی رادیکال و آزادی عملیاتی» بیشتری فراهم میکند. ناکامی طالبان در حکومتداری، حتی نیروهای خود این گروه را نیز از آنان دور کرده است.
ارزیابیهای بینالمللی نیز نشانههای آشکاری از فروپاشی موجودیت طالبان ارائه میدهند. روسیه هشدار داده است که گروههای تروریستی مستقر در افغانستان، در حال برنامهریزی برای نفوذ به آسیای میانه هستند و استات کندز عملاً به «محل تجمع و عبور» این جنگجویان تبدیل شده است. طالبان، با کمبود نیروی حرفهای و بحران انضباط داخلی، قادر به جلوگیری از این تحرکات نیستند. داعش خراسان به سرعت در حال توسعه شبکههای مالی، نظامی و آنلاین خود است و جنگ ایدیولوژیک آن با طالبان به سطح بیسابقهای رسیده است.
در همین حال، القاعده همچنان حضور عمیق و سازمانیافتهای در افغانستان دارد. رهبر شاخه القاعده در شبهقاره هند (AQIS)، اسامه محمود، رسماً از تحریک طالبان پاکستان حمایت کرده و شبکههای تندرو را بیش از پیش بههم پیوند زده است. گزارشها همچنین از انتقال جنگجویان وابسته به القاعده در شبهجزیره عربستان به افغانستان حکایت دارد؛ جایی که تحت حاکمیت طالبان، نظارت امنیتی حداقلی است و بستر مناسبی برای برنامهریزی تروریستی فراهم شده است.
ناکامی طالبان تنها به عرصه امنیتی محدود نیست. ساختار حکومت در افغانستان عملاً فروپاشیده است: وزارتخانهها ناکارآمدند، مرزها بیمعنا شده، و این گروه از لحاظ داخلی نیز میان «تندروهای ایدیولوژیک» و «عملگرایان ضعیف» دچار انشعاب است. اقتصاد فروریخته، جوانان افغانستانی را به سمت گروههای تندرو سوق داده و فقر به ابزار جذب نیرو برای تروریسم تبدیل شده است.
پیامد این آشفتگی برای منطقه و جهان سنگین است. پاکستان با یک تیتیپی جسور و فعالتر از هر زمان دیگر روبهروست؛ گروهی که از خاک افغانستان با آزادی کامل عملیات انجام میدهد. تاجیکستان و ازبکستان در معرض نفوذ جنگجویان داعش و سایر گروههای آسیای میانه قرار دارند. چین با حملات مستقیم علیه پروژههای «یک کمربند یک راه» تهدید میشود و روسیه نگران گسترش بیثباتی از افغانستان به جمهوریهای شوروی سابق است. غرب نیز در برابر «حملات فردی» الهامگرفته از شبکههای مرتبط با افغانستان آسیبپذیرتر شده است.
طالبان همچنان ادعای «مشروعیت سیاسی» دارند، اما حتی بر قلمرو خود نیز حاکمیت واقعی ندارند. آنان امروز نه نگهبانان افغانستان، بلکه تماشاگران فروپاشی کشور هستند؛ در حالی که خاک افغانستان به خطرناکترین لانۀ تولید تروریسم در دهه آینده تبدیل میشود.
کارشناسان تأکید میکنند که جهان باید سیاست خود را بازنگری کند: کمکهای انسانی باید ادامه یابد، اما هرگونه «بهرسمیتشناختن سیاسی طالبان» باید بهطور کامل منتفی باشد. کشورهای منطقه باید یک چارچوب هماهنگ ضدتروریسم ایجاد کنند که طالبان در آن نقشی نداشته باشند. تقویت مرزها، تبادل اطلاعات، و گسترش تحریمها علیه رهبران طالبان و شبکههای تسهیلکننده ورود جنگجویان خارجی از ضرورتهای فوری است.
اگر سقوط طالبان بهعنوان یک «رژیم ناتوان» ادامه یابد، افغانستان بار دیگر در مرکز تهدید جهانی قرار خواهد گرفت تهدیدی که از مرزهای منطقه عبور کرده و امنیت بینالمللی را در دهه پیش رو با خطر جدی روبهرو میسازد.


