نویسنده: تم حسین
خبرگزاری راسک: به نقل از مجله ” نیو لاینز”، در سپتامبر ۲۰۲۴، در یکی از رستورانتهای مجلل لندن، با یاسین ضیا، بنیانگذار «جبهه آزادی افغانستان»، و داوود ناجی، مسئول کمیته سیاسی این جریان دیدار کردم. زمان بر موی سپید جنرال ضیا مهربانتر گذشته بود، اما ناجی خبرنگار پیشین بیبیسی خستهتر از همیشه مینمود. این دو، زمانی در دو سوی متخاصم جنگ داخلی خونین پس از سقوط حکومت مجاهدین در سال ۱۹۹۲ میجنگیدند؛ اما با سقوط کابل در آگست ۲۰۲۱، سرنوشت بار دیگر آنان را در یک جبهه قرار داد.
بر سر میز غذا، جنرال کمحرف سعی داشت خوشبین به نظر برسد، اما نوعی ناامیدی پنهان در چهرهاش دیده میشد؛ گویی همه چیز را به قضا و قدر سپرده باشد. واقعیت این بود که وضعیت او بهسختی امیدبخش بود: آواره سیاسی، در سفر دائمی میان اروپا، خاورمیانه و آسیای مرکزی، در جستوجوی همکاران سابق و حامیان خارجیای که دیگر علاقه چندانی به افغانستان نداشتند. ناجی با استدلالی آشنا گفت: «وقتی افغانستان فراموش شود، ۱۱ سپتامبر تکرار میشود.» اما این سخن در عصر «پایان مبارزه با تروریزم» دیگر برای غرب کارایی نداشت.
در آن روزها تصور میکردم این دو شانسی برای موفقیت ندارند؛ اما اکنون که روابط پاکستان با طالبان، متحد دیرینهاش، به نقطه بحرانی رسیده، شاید ورق برای ضیا برگشته باشد. نشانهها حکایت دارد که اسلامآباد در سکوت در پی یافتن «شریک جدید» در افغانستان است و حتی برخی چهرههای مخالف را نیز در آغاز اکتوبر میزبان بوده است. گفته میشود جبهه آزادی افغانستان اکنون در پاکستان دفتر نیز گشوده است.
با وجود حملات پراکنده جبهه آزادی، این عملیاتها تاکنون تنها «نیش پشه»ای بر پیکر «گاو نیرومند طالبان» بوده است. طالبان با پشتوانه سیاسی پاکستان، کنترل سراسر افغانستان را تثبیت کردهاند و بسیاری از شهروندان میگویند کشور بهلحاظ امنیتی نسبت به بیست سال گذشته باثباتتر است.
در صحنه دیپلماسی نیز پیشرویهایی داشتهاند:
روسیه در جولای ۲۰۲۵ امارت طالبان را به رسمیت شناخت و سفارتهای چین و امارات نیز عملاً در اختیار طالبان قرار گرفت. افزون بر این، طالبان توانستهاند بخشی از افکار عمومی غرب را نیز با خود همراه کنند.
با این همه، پاکستان در حال بازنگری کامل در معادلات خود است.
تالابان در ۲۰۲۱، آخرین حکومت افغانستان را با حمایت مستقیم پاکستان فروپاشاندند، اما مخالفان مسلح پس از آن نتوانستند خود را انسجام دهند. در کنفرانس وین ۲۰۲۴، احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی (جبهه مقاومت ملی) توانست چهرههای بیشتری را گرد آورد، اما اروپا و امریکا همچنان با احتیاط به او مینگریستند. اختلافات دیرینه، کشمکش برای جایگاه و نداشتن یک حامی خارجی، اپوزیسیون را عملاً ناتوان کرده بود.
اما اکنون، با سرد شدن روابط اسلامآباد–طالبان، اپوزیسیون دوباره اهمیت یافته است.
پس از سقوط کابل، یکی از مهمترین انتقادات پاکستان به طالبان، پناهدادن به تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) گروهی که حملات خونین داخل پاکستان را افزایش داد بود. طالبان، برخلاف حکومت پیشین افغانستان، به تیتیپی بهعنوان «برادران عقیدتی» نگاه میکردند.
در همین حال، طالبان روابط خود را با هند گسترش دادند؛ رخدادی که برای پاکستان «خط قرمز امنیتی» محسوب میشود. اوج این تنش زمانی بود که:
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در دهلینو کنار وزیر خارجه هند ایستاد و هند را «دوست نزدیک» خواند.
در همان هفته، میان نیروهای پاکستانی و طالبان در مرز درگیریهای سنگین رخ داد و تنها دخالت ترکیه آتشبس را برقرار کرد.
برای ارتش پاکستان این پیام روشن بود:
طالبان دیگر نیروی نیابتی پاکستان نیستند.
۱. طالبان هرگز خط دیورند را مرز مشروع نمیدانستند.
۲. طالبان، حملات سنگین ارتش پاکستان به وزیرستان در سال ۲۰۱۴ (عملیات ضربِ عضب) را خیانت میدانند.
۳. طالبان فراموش نکردهاند که اسلامآباد اعضای این گروه را تحویل امریکا داد و آنان به گوانتانامو منتقل شدند.
در نتیجه، طالبان گرچه «نمک پاکستان را خورده بودند»، اما همواره به آن بیاعتماد بودند.
اکنون طالبان قادرند هزاران جنگجوی انتحاری تیتیپی را به داخل پاکستان روانه کنند یا با شورشیان بلوچ همکاری بیشتری کنند. در مقابل، پاکستان هم توان اطلاعاتی و نظامی کافی برای حذف رهبران طالبان را دارد. اما سقوط طالبان، یک خلأ قدرت و سیل بیسابقه مهاجران را بهدنبال خواهد داشت.
بنابراین، پاکستان تنها در صورتی میتواند روی تغییر رژیم حساب باز کند که اپوزیسیون آماده باشد.منابع متعدد تأیید کردهاند که پاکستان:
چندین چهره مخالف افغانستانی را در اکتوبر میزبانی کرده
کانالهای تماس با جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی را فعال ساخته
بهگونه خاموشی در پی شریکی قابل اعتماد برای دوران پساطالبان است
با این حال، اپوزیسیون میداند که نزدیکی بیش از حد به پاکستان، آنان را به «پروژه جدید آیاسآی» تبدیل خواهد کرد.
عبدالله خانجانی، سخنگوی جبهه مقاومت ملی، میگوید:
«پاکستان همیشه میکوشد اپوزیسیون را مدیریت و مهار کند. اما دشمنِ دشمن ما، میتواند دوست ما باشد.»
مذاکرات اخیر صلح میان پاکستان و طالبان در استانبول شکست خورده است. طالبان حاضر نیستند:
سیاست خارجی خود را تابع پاکستان کنند
یا روابط با تیتیپی را قطع کنند
این یعنی احتمال چرخش پاکستان بهسوی اپوزیسیون واقعی است.
اگر اسلامآباد عزم جدی داشته باشد، میتواند:
حملات اپوزیسیون را پیشرفته و سازمانیافته کند
پشتیبانی مالی، نظامی و استخباراتی بلندمدت فراهم آورد
شرایط را برای چهرههایی چون احمد مسعود و یاسین ضیا دگرگون سازد
اما پرسش کلیدی پابرجاست:
آیا حکومت آینده افغانستان، هرکه باشد، دیر یا زود سیاست خارجی مستقل خود را پیش نخواهد گرفت؟
و اگر چنین شود، آیا همهچیز دوباره از نو آغاز نخواهد شد؟
چرخهای که افغانستان را دههها به میدان جنگ نیابتی قدرتها بدل کرده است.
از تغییر راهبرد امنیتی تا تلاش برای نفوذ دوباره؛ پاکستان چه میخواهد؟


