معین اسلامپور
بخش هشتم- تخریب و نابودی میراث تاریخی- فرهنگی کشور
گروهی طالبان پس از حاکمیت سالهای (۱۹۹۶-۲۰۰۱) در افغانستان، توسل بهاقدماتِ ناباورانهی زدهاند که جهان را شکوکه کرد. جهانیان رویدادِ وحشتناک سال ۱۳۷۹ را بهخاطر دارند؛ سالیکه در آن مجسمههای غولپیکر بودا در بامیان با جنایتِ تاریخی توسطِ افراطیون طالبانی بهفتوای ملا محمد عمر؛ رهبر پیشین آن گروه تخریب گردید.
در پنج سال سلطهای استبدادی این گروهی متحجر و بدوی، آثار و آبداتِ تاریخی افغانستان در موزیمها و گنجینهها اکثراً توسطِ هیولایی طالبانی نابود شدهاند.
تخریب و نابودی مجسمههای بزرگ بودای بامیان نماد از تمدن کهن افغانستان و در فهرست میراث فرهنگی جهانی بود، بهدلیل رویکردِ افراطی، ذهنیت و تفکر بدوی قرونِ وسطایی جهان را از یک میراث ارزشمند و مهم محروم نمودهاند. طالبان با این جنایتِ نابخشودنی، پارهی از هویتِ بزرگی و ملی این کشور را نابود کردهاند. در حالیکه بودای بامیان میراث فرهنگی و منابع اقتصادی کلان، برایکشور محسوب میشد.
همچنان طالبان آثارِ تاریخی موزهی کابل را چور و چپاول و غارت کردهاند، بعدها برخی از این میراثهای باستانی غارت شده از موزهی کابل، سر از موزههای غربی درآورد بهاساس گزارشها شماری از این آثار پس از سقوطِ رژیم طالبان بهکشور بازگردانده شد.
گروهی طالبان نهتنها آثارِ باستانی و میراثهای ارزشمندی فرهنگی – تاریخی را تخریب و نابود کردهاند، بل در بیش از چهار سال حاکمیتِ سیاه و شرمآورشان آرامگاهها و تندیس برخی از شخصیتهای ملی را همانند آرامگاه قهرمان ملی احمدشاه مسعود در پنجشیر، امیرعلی شیرنوایی، آرامگاه سید حسین انوری یک از فرماندهان مقتدر جهادی و نماد یاد بود عبدالعلی مزاری و… را در تازهترین مورد آرامگاه شاعر معروف کشور استاد خلیلالله خلیلی را تخریب نمودهاند.
این رویکردِ تخریبی، دشمنی آشکار قومی- مذهبی- هویتی و داعیهی رژیم خودکامهای طالبانی است که ناشی از تفکر ناسیونالیسم قومی میباشد. با این وضع بقیه میراثهای فرهنگی افغانستان در وضعیتِ بد و در آستانهی تخریب و انفجار قرار دارند؛ هیچگونه رسیدگی و احساس مسوولیتِ نسبت برای حفظ و بازسازی آثار و میراثِ تاریخی کشور در دو بازهی زمانی حاکمیتِ پیشین و پسین خویش نداشتهاند و ندارند.
طالبان و زوال انسانیت؛ «اعلام تعطیلی تمام ارزشهای انسانی- اخلاقی و برگشت بهتحجر و بدویت»


