RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
مقاله های تحلیلی

چرا طالبان دشمن پاکستان شدند؟

Published ۱۴۰۴/۰۸/۱۱
SHARE

نویسنده: محمد امیر رانا
خبرگزاری راسک: چرا طالبان افغانستان، که زمانی به‌عنوان متحدان راهبردی و نیابتی پاکستان شناخته می‌شدند، اکنون به‌صورت آشکارا در برابر همان کشوری قرار گرفته‌اند که سال‌ها از آنان پناه داد و حمایت کرد؟ این پرسش در فضای عمومی و سیاسی پاکستان بیش از پیش مطرح می‌شود، زیرا تنش‌ها میان دو طرف رو به افزایش است. تحلیل‌گران در جست‌وجوی دلایل سیاسی و استراتژیک این چرخش هستند، اما ریشه‌های این تغییر در درونِ اندیشه و جهان‌بینی ایدئولوژیک طالبان و در کدهای قبیله‌ای نهفته است که ذهنیت آنان را شکل می‌دهد.
سال‌ها پیش از بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، برخی ناظران پیش‌بینی کرده بودند که این جنبش، پس از تحقق هدف خود در افغانستان، به‌سرعت تصویر وابستگی‌اش به پاکستان را کنار خواهد گذاشت. این پیش‌بینی اکنون درست از آب درآمده است. رفتار طالبان تنها نشانهٔ عمل‌گرایی سیاسی نیست، بلکه بازتاب حس عمیق «ننگ» یا «غیرت» در چارچوب پشتون‌والی است همان قانون و عرف سنتی پشتون که زندگی اجتماعی و اخلاقی را سامان می‌دهد.
در فرهنگ پشتون‌والی، «غیرت» تنها به معنای غرور یا شجاعت نیست؛ بلکه مفهومی گسترده‌تر از صداقت، وفاداری و دفاع از استقلال را در بر می‌گیرد. این کد اخلاقی ایجاب می‌کند که وعده‌ها محترم شمرده شوند و مهمان‌نوازی حفظ شود، اما هم‌زمان استقلال از کنترل بیرونی نیز یک اصل غیرقابل مصالحه است. وفاداری در این نظام، به معنای بندگی دائمی نیست؛ بلکه وفاداری تا جایی معتبر است که شأن و خودمختاری فرد یا گروه را نقض نکند. از دید طالبان، تداوم وابستگی به حمایت پاکستان پس از پیروزی در کابل، نوعی بی‌غیرتی و نشانهٔ بندگی بود که با تصور آنان از خود به عنوان فاتح و حاکم ناسازگار است.
در بسیاری از جوامع قبیله‌ای آسیای جنوبی و مرکزی، انتظار «وفاداری در برابر مهمان‌نوازی» امری رایج است. با این حال، در همان فرهنگ‌ها، مهمان‌نوازی طولانی‌مدت اغلب باری سنگین و حتی نوعی نفرین تلقی می‌شود که می‌تواند روابط میزبان و مهمان را دچار تنش کند. هرچه این رابطه طولانی‌تر شود، احتمال اینکه وابستگی به دلخوری و دشمنی بدل شود، بیشتر می‌گردد. در چنین روابطی، منابع مشترک و منافع متداخل، به‌سادگی به منبع نزاع بدل می‌شوند. این الگو را در سراسر جهان می‌توان دید از آوارگان افغانستانی در پاکستان و ایران گرفته تا پناه‌جویان روهینگیا در هند و بنگلادش.
در عرف قبیله‌ای دو سوی مرز پاکستان و افغانستان، مطالبهٔ وفاداری در برابر پناه دادن، نوعی معامله تلقی می‌شود که معنای اخلاقی هر دو را از بین می‌برد. زمانی که وفاداری مطالبه شود، دیگر نشانهٔ غیرت نیست بلکه به دادوستد بدل می‌گردد. در نگاه طالبان، اعضای تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) «مهمانان» و «برادران جنگی» آنان‌اند که روزگاری در کنارشان علیه دشمن مشترک جنگیده‌اند. بنابراین، درخواست پاکستان برای خلع‌سلاح یا تحویل دادن آن‌ها، در نظر طالبان نوعی خیانت و لکه‌دار شدن شرف قبیله‌ای است.
اما دولت‌ها با چنین منطق احساسی کار نمی‌کنند. «غیرت» در سطح دولت، بر پایهٔ منافع امنیتی، اقتصادی و سیاسی تعریف می‌شود. هنگامی که این منافع بر ملاحظات حیثیتی می‌چربد، دولت‌ها عمل‌گرایانه رفتار می‌کنند. پاکستان نیز چنین کرد: از فشارهای چندجانبه از جمله حملات هوایی، تحریم اقتصادی، و ابزارهای دیپلماتیک برای واداشتن طالبان به مصالحه استفاده نمود. آنچه در نشست‌های دوحه و استانبول رخ داد، جلوه‌ای از همین تغییر در نوع رابطه بود، هرچند هنوز امید اندکی برای حل پایدار مناقشه وجود دارد.
یکی از عناصر کلیدی در تبیین خصومت طالبان با پاکستان، پیوند «ایدئولوژیک و مذهبی» میان دو طرف است. در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، پاکستان با حمایت از مجاهدین و سپس طالبان، در پی آن بود که نسلی از فارغ‌التحصیلان مدارس دینی و نظام آموزشی عامه را پرورش دهد که به لحاظ فکری با پاکستان هم‌سو باشند و دیدگاه ضد هندی آن را تقویت کنند. هدف استراتژیک این پروژه، کاهش نفوذ هند در افغانستان و تضمین یک دولت دوست در غرب پاکستان بود.
اما این پروژه با شکست روبه‌رو شد، زیرا بنیان دینی و ایدئولوژیک طالبان و بخش بزرگی از شبکه‌های مذهبی پاکستان، تصور متفاوتی از دولت اسلامی دارند. آنان پاکستان را کشوری با مشروعیت ایدئولوژیک ضعیف می‌دانند و معتقدند باید با یک نظام اسلامی «واقعی» جایگزین شود؛ نظامی که برای تحققش جهاد سیاسی و مسلحانه را ضروری می‌شمارند.
بسیاری از رهبران طالبان همین اندیشه را به پیروان خود منتقل می‌کنند. گروه‌های شبه‌نظامی پاکستانی که زمانی در کشمیر، افغانستان یا برای مقاصد داخلی به کار گرفته می‌شدند نیز همین باور را داشتند. ادبیات جهادی دههٔ ۱۹۹۰ مملو از این ایده بود که پس از «آزادسازی کشمیر و افغانستان»، نوبت «اصلاح پاکستان» فرا می‌رسد.
حتی گروه «حرکت‌الجهادالاسلامی» در تلاش نافرجام کودتای ۱۹۹۵ برای براندازی دولت و برپایی یک نظام تئوکراتیک مشابه طالبان نقش داشت.
برای طالبان، که عمیقاً از اندیشه‌های سیاسی القاعده تأثیر گرفته‌اند، وفاداری مفهومی دینی و قبیله‌ای است. درک آنان از همکاری‌های نظامی و مالی کشورهای دیگر، از جمله پاکستان، نه به‌عنوان لطف انسانی بلکه به‌عنوان «ارادهٔ الهی» تعبیر می‌شود. از دید آن‌ها، کمک‌ها بخشی از تقدیر الهی است، نه لطفی که نیاز به پاسخ داشته باشد.
نتیجه آن است که افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، به‌مراتب دشمنانه‌تر از رژیم‌های پیشین افغانستان با پاکستان برخورد می‌کند؛ رژیم‌هایی که دست‌کم در چهارچوب هنجارهای دیپلماتیک جهانی عمل می‌کردند.
در چنین نگرشی، انتظار پاکستان مبنی بر اینکه طالبان «وفادار» یا «فرمان‌بردار» باقی بمانند، ساده‌لوحانه بود. کسانی که این گروه‌ها را برای اهداف ژئوپولیتیک پرورش دادند، از ماهیت ایدئولوژیک آنان غافل ماندند. آنان نه‌تنها افراط‌گرایی مذهبی را فراتر از کنترل خود گسترش دادند، بلکه با این کار بافت اجتماعی پاکستان را نیز آسیب زدند و نفرت فرقه‌ای و خشونت ایدئولوژیک را به میراثی پایدار بدل کردند.

Shams Feruten ۱۴۰۴/۰۸/۱۱

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
رویدادهای خبری

صرافی که در کابل هدف حمله مسلحانه قرار گرفته بود، جان باخت

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۴/۰۶/۳۰
جنبش اعتراضی زنان مقتدر افغانستان خواستار جلوگیری از کشتار مرموز زنان شد
در نشست دو روزه‌ی اسلو تمرکز بر آغاز گفت‌و‌گوهای جدید بین الا افغانی بود
سفر پادشاه عمان به مسکو پس از دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا
صدرخیل از حامیان طالبان و القاعده اقوام غیر پشتون را «نوکر ایران» معرفی می‌کند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?