خبرگزاری راسک: در پی شکست مذاکرات اخیر میان اسلامآباد و طالبان در استانبول، خواجهمحمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، با لحن تند و تهدیدآمیز هشدار داده که کشور او از «اندک توانایی نظامی» لازم برای «نابودی کامل» رژیم طالبان برخوردار است؛ هرچند تأکید کرده که فعلاً نیازی به اعمال آن احساس نمیشود. آصف که روز چهارشنبه، هفتم عقرب، در صفحه اکس خود این مواضع را منتشر کرده و افزوده است اگر طالبان حملات انتحاری را در خاک پاکستان دنبال کنند، «طعم تلخ این ماجراجویی» را خواهند چشید و «آزمودن توانایی نظامی پاکستان» در نهایت به سقوط کامل طالبان منجر خواهد شد.
خواجه آصف تاکید کرده که اگر طالبان دست از حمایت گروههای هراس افکن برندارد، «رژیم این گروه را بهطور کامل نابود میکند و آنها را برای مخفی شدن به غارها پس خواهد راند.»
این اظهارات صریحِ وزیر دفاع در واکنش به بنبست مذاکرات استانبول و همچنان هشدارهای تبلیغاتی طالبان از جمله ارجاع سنتیشان به عبارت «قبرستان امپراتوریها» مطرح شده است. خواجه آصف در پاسخ به آن تمثیل تاریخی گفته افغانستان «قبرستان مردم خودش» بوده و عملاً تلاش کرده تا هم غرور ملی و هم پیام بازدارندهای به طالبان و دیگر گروههای مسلح ارسال کند. همزمان، محمدنبی عمری، معاون وزارت داخله طالبان، نیز در اظهاراتی اعلام کرده که جریانهایی که میکوشند جنگ را بر طالبان تحمیل کنند این گروه «آماده دفاع» است.
با کمی فاصله محسوس از زبان تهدیدآمیز، باید چند نکتهی مهم را پیرامون این موضعگیری تحلیل کرد. نخست، اعلام توانایی صفر تا صد نظامی برای «نابودی کامل» یک رژیم در عمل بسیار پیچیده و پرهزینه است؛ بهویژه در منطقهای که خاک افغانستان، شبکههای مسلح پراکنده و همسایگی چند کشور را دربر میگیرد. چنین ادعاهایی گرچه میتواند بهعنوان ابزاری دیپلماتیک برای افزایش فشار و تغییر محاسبات حریف مورد استفاده قرار گیرد، اما در میدان واقعیت نیازمند ارزیابیهای دقیق راهبردی، سیاسی و انسانی است.
دوم، لحن قاطع آصف نشاندهندهی افزایش فشار داخلی بر دولت پاکستان است؛ دولتی که پس از سالها تجربه در برابر تهدیدات مرزی و حملات انتحاری، همواره با انتظارات عمومی برای واکنش موثر روبهرو بوده است. در این بستر، هشدارهای نظامی میتواند هم پاسخ به افکار عمومی و هم پیامی به میانجیها (ترکیه و قطر) برای نشان دادن جدیت اسلامآباد باشد.
سوم، هر گونه تحول نظامی یا تشدید تنش میتواند پیامدهای ناخواسته منطقهای و انسانی در پی داشته باشد؛ از فرار جمعیت، تشدید بحران پناهندگان، تا به مخاطره افتادن ثبات مرزها و درگیریهای فرامرزی که ممکن است بازیگران منطقهای و بینالمللی را وارد ماجرا کند. بنابراین، گزینه نظامی اگرچه در کلام «ممکن» خوانده میشود، در عمل مجموعهای از هزینهها و ریسکهای بلندمدت را به همراه دارد.
با این حال طالبان افغانستان نمیتوانند دست از حمایت تحریک طالبان پاکستانی بردارند و مقامهای این گروه قدرت این را ندارند که اعضا و فرماندههان تیتیپی را از استانهای همرز با پاکستان بیرون کنند، زیرا از نظر فکری این دو گروه یکی هستند و در صورتی که رهبران طالبان دست به چنین اقدامی بزنند، هزاران جنگجو و صدها فرمانده محلی طالبان در کنار تیتیپی خواهند ایستاد و انشعاب و کودتای در میان گروه طالبان یک امر حتمی است، بنا بر این طالبان در یک بن بست خطرناک گیر افتادهاند که در نهایت این بنبست به باور آگاهان امور نظامی و ناظران منطقهای به نابودی طالبان خواهد انجامید، نابودی که نه با جنگ و لشکر کشی پاکستان بل به ایجاد گروههای ضد طالبان و انشعاب درون گروهی صورت خواهد گرفت.


