خبرگزاری راسک: اظهارات تازهی مقامهای ایرانی دربارهی ویزای کار موقت برای کارگران افغانستانی، بحثهای فراوانی را در میان مهاجران و ناظران اقتصادی برانگیخته است. نادر یاراحمدی، رئیس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخلهی ایران، اعلام کرده است که اعتبار ویزاهای کار برای اتباع افغانستان تنها نُه ماه است و پس از پایان آن تمدید نخواهد شد. او گفته است که دارندگان این نوع ویزا باید پس از انقضای آن به افغانستان بازگردند و دستکم سه ماه در کشور خود اقامت کنند.
اگرچه این طرح در ظاهر بهمنظور قانونمندسازی حضور کارگران خارجی در ایران معرفی شده است، اما بررسی اقتصادی آن نشان میدهد که عملاً بازدهی مالی چندانی برای کارگران افغانستانی ندارد و حتی ممکن است برای بسیاری زیانبار باشد.
بر اساس تخمینها، هزینهی ویزای کار ایران برای اتباع افغانستان حدود یکهزار دالر امریکا (یا حدود ۸۰۰ یورو) است. با در نظر گرفتن مدت نُهماههی اعتبار این ویزا، سود اقتصادی کارگران در برابر هزینههای سنگین و محدودیت زمانی بسیار اندک خواهد بود.
در حال حاضر، مزد متوسط یک کارگر افغانستانی در ایران حدود ۲۰ میلیون تومان ایرانی در ماه است. با نرخ برابری کنونی، این رقم نزدیک به ۲۰۰ دالر امریکا ارزش دارد. با این حساب، یک کارگر در طول ۹ ماه کار مداوم مجموعاً ۱۸۰ میلیون تومان معادل ۱۸۰۰ دالر درآمد خواهد داشت. از این مبلغ، ۱۰۰۰ دالر آن که معادل ۱۰۰ میلیون تومان است، پول خرید ویزا میباشد و تنها ۸۰۰ دالر معادل ۸۰ میلیون تومان برایش پسانداز میماند. اما هنوز موارد دیگری مانده که باید محاسبه شود.
کارگران افغانستانی معمولاً در محل کار یا خوابگاههای کارگری مستقر میشوند و از پرداخت اجاره معافاند، اما هزینهی غذا، رفتوآمد و سایر مخارج روزانه همچنان بر عهدهی خود آنهاست. این هزینهها بهطور میانگین ماهانه سه تا پنج میلیون تومان، معادل ۳۰ تا ۵۰ دالر امریکایی میشود که شامل غذا، حمام، لباس و دیگر نیازهای روزمره است.
رقمی که در طول نُه ماه به حدود ۲۷ میلیون تومان یا تقریباً ۲۷۰ دالر میرسد. در نتیجه، از ۸۰۰ دالر پسانداز فرضی، تنها ۵۳۰ دالر باقی میماند.
اما این رقم نیز بهسرعت کاهش مییابد؛ زیرا هزینهی سفر زمینی از کابل تا تهران حدود ۲۵۰ دالر است و بازگشت به کشور نیز همین مقدار میطلبد. بنابراین، در پایان دورهی نُهماهه، مجموعاً حدود ۵۰۰ دالر تنها صرف رفتوبرگشت میشود. با این حساب، در خوشبینانهترین حالت، پسانداز خالص یک کارگر افغانستانی در پایان این دوره تنها حدود ۳۰ دالر امریکایی خواهد بود.
به بیان دیگر، کارگری که با امید به یافتن کار و تأمین معیشت خانوادهاش وارد ایران میشود، پس از گذشت نُه ماه، تنها موفق میشود هزینهی ویزا، سفر و مخارج اولیهی زندگی را جبران کند؛ بیآنکه سود یا سرمایهای برایش باقی بماند.
با این حساب، حتی اگر قیمت ویزای کار ایران نصف آنچه محاسبه شد در نظر گرفته شود؛ یعنی قیمت هر ویزا ۵۰۰ دالرامریکایی محاسبه شود، باز هم برای یک کارگر در ۹ ماه فقط ۵۰۰ دالر پسانداز باقی میماند. در این حالت، ماهانه این کارگر مبلغ ۵۰ دالر توانسته پسانداز کند و اگر ماهانه این پول را به خانوادهاش به افغانستان بفرستد، ۱۰ درصد آن بهعنوان کمیشن انتقال کم میشود. در نتیجه، این کارگر تنها ۴۵ دالر معادل حدود دو هزار و هشتصد افغانی به خانوادهاش میفرستد؛ پولی که معادل بهای یک بوری آرد ۵۰ کیلویی و یک بوری برنج ۱۰ کیلویی است.
این محاسبه نشان میدهد که ویزای کار نُهماهه در عمل نه یک فرصت اقتصادی، بلکه نوعی چرخهی بیثمر مهاجرت موقت است که هم برای کارگران افغانستان زیانبار است و هم برای ایران، در بلندمدت، نیروی کار بیثبات و گذرا به همراه خواهد داشت.
در شرایطی که مهاجران افغانستانی بخش قابل توجهی از نیروی کار ساختمانی، کشاورزی و خدماتی ایران را تشکیل میدهند، سیاستهای کوتاهمدت و پرهزینه میتواند روابط کاری و انسانی دو کشور را بیش از پیش تضعیف کند. اگر هدف تهران ساماندهی حضور مهاجران است، لازم است شرایط ویزا، هزینهها و مدت اقامت بهگونهای تنظیم شود که برای هر دو طرف هم جنبهی اقتصادی داشته باشد و هم انسانی.
در غیر این صورت، طرح کنونی نه به بهبود وضعیت مهاجران میانجامد و نه به کارآمدی بازار کار ایران کمک میکند؛ بلکه تنها شکاف میان نیاز به نیروی کار و محدودیتهای قانونی را عمیقتر خواهد کرد.


