خبرگزاری راسک: مرکز علم و فرهنگ روسیه در کابل روز گذشته از برگزاری دیداری با مقامهای انستیتوت دیپلماسی وزارت خارجه طالبان خبر داد؛ نشستی که موضوع آن برنامهریزی برای آموزش زبان، برگزاری سمینارهای آنلاین و طرح دورههایی برای «تربیت دیپلوماتهای آینده افغانستان» اعلام شد. این اقدام در نگاه نخست، گامی در جهت ظرفیتسازی بهنظر میرسد، اما در پس پرده پیام روشنی دارد: رساندن مهر تأیید عملی به نهادی که نه مشروعیت مردمی دارد و نه در رعایت حقوق بنیادین شهروندان پیشرو بوده است.
در نشست یادشده، سرگئی ستوپاچف، رئیس مرکز علم و فرهنگ روسیه، و نورالله اعزام، رئیس انستیتوت دیپلماسی طالبان، بر گسترش همکاریهای آموزشی و فرهنگی تأکید کردند. مسکو همچنین مجموعهای از آثار ادبیات کلاسیک روسیه و مواد آموزشی را به انستیتوت هدیه کرده است؛ هدیهای که بیش از آنکه بار فرهنگی داشته باشد، بار سیاسیِ مشروعیتبخشی را با خود دارد مشروعیتی که طالبان در داخل و جامعه جهانی از آن محروماند.
پیشنهاد آموزش زبان روسی و برگزاری سمینارهای تخصصی با مشارکت کارشناسان روس، اگرچه میتواند به بالا بردن مهارتهای فنی برخی کارکنان دولت منجر شود، اما این پرسش را مطرح میکند که آیا تقویت توان دیپلماتیکِ ساختاریکه بر پایه محرومسازی و نقض حقوق شهروندان استوار است، به نفع مردم افغانستان خواهد بود؟ طالبان تا کنون نشان دادهاند که آموزش و پرورش و حقوق بنیادین زنان و دختران را هدف قرار میدهند؛ آموزش دیپلماتیک از سوی قدرتی خارجی، بیآنکه پیششرط رعایت حقوق اساسی شهروندان در نظر گرفته شود، میتواند ابزاری برای تثبیت یک رژیم سرکوبگر باشد.
از منظر ژئوپولیتیک، نزدیکی فرهنگی و آموزشی میان مسکو و کابل پیامی نیز برای همسایگان و بازیگران منطقهای دارد. در شرایطی که طالبان روابط دیپلماتیک گستردهای ندارند، روسیه با سرمایهگذاری در تربیت دیپلوماتهایی که از دید جامعه بینالملل مشروعیت لازم را ندارند، در واقع شبکه نفوذ خود را در کابل تقویت میکند امری که میتواند معادلات منطقهای را پیچیدهتر ساخته و راه را برای مداخلات سیاسی و تاثیرگذاری یکجانبه هموار سازد.
ناظران میگویند یکی از خطرهای عمده این همکاری، همگونسازی نگاه دیپلماتیکِ افغانستان با دستورکارها و منافع پنهان قدرتهای خارجی است. دیپلومات که باید نماینده خواست ملت و حافظ منافع ملی باشد، اگر از دورههایی بگذرد که صرفاً آموزههای استراتژیکِ طرف تقویتکننده را منتقل کند، ممکن است بهجای دفاع از حقوق شهروندان افغانستانی، پیامی مغایر با منافع ملی را بازتاب دهد.
یک نگرانی آشکار دیگر جنبه حقوق بشری این آموزشهاست. تا زمانی که طالبان سیاستهای تبعیضآمیز خود را علیه زنان و اقوام غیر پشتون ادامه میدهند، تربیت دیپلوماتهایی که نماینده این نظام باشند، معادل «پوشش دیپلماتیک» برای سیاستهای نابرابر و نقض حقوق خواهد بود. جامعه بینالملل معمولاً بر این نکته تأکید دارد که اعطای ظرفیتهای دیپلماتیک باید با تعهد به معیارهای حقوق بشر همراه باشد؛ تعهدی که تاکنون از سوی طالبان مشاهده نشده است.
از منظر داخلی نیز، این تعامل میتواند به عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی بین گروههای مختلف افغانستان بینجامد. اعطای آموزشها و امکانات به دیپلماتهای منتخبِ حکومتی بدون حضور نمایندگان گستردهتری از جامعه از جمله اقوام غیرپشتون، زنان فعال مدنی و نهادهای مستقل روندی است که همگرایی ملی را تضعیف میکند و مشروعیتِ هر «صدای رسمی» را زیر سؤال میبرد.
در سطح عملی، پذیرش بستههای آموزشی و کتابهای اهدایی از سوی روسیه برای انستیتوت دیپلماسی طالبان، نشاندهندهی یک راهبرد نرمِ مسکو است: ترکیب نفوذ فرهنگی با ظرفیتسازی نهادی تا کانالهای رسمی و نیمهرسمی گفتوگو و نفوذ در آینده سیاستگذاریِ کابل را باز کند. این مدلِ نفوذِ نرم، پدیدهٔ تازهای نیست، اما زمانی خطرناک میشود که شریکِ منفَعِ آن، خود خواهان پذیرش معیارهای جهانی کشورها نباشد.
در پایان، باید پرسید آیا جامعه بینالملل و گروههای مدنی افغانستان اجازه میدهند مجموعهای از دیپلوماتهای تربیتشده خارج از چارچوب حقوقی و دموکراتیک، چهرهٔ رسمی کشور را در محافل بینالمللی بازنمایی کنند؟ پاسخ منطقی این است که هر فرم همکاری آموزشی باید مشروط به اقدامهای ملموس طالبان در زمینهٔ حقوق بشر، شمول سیاسی و شفافیت باشد شرطهایی که هماکنون یا وجود ندارند یا بهشدت ناکافیاند.
از تفنگ تا قلم؛ طالبان در تلاش یادگیری دیپلماسی در مکتب روسها


