خبرگزاری راسک: زلمی خلیلزاد، نمایندهی پیشین ایالات متحده در مذاکرات صلح دوحه با طالبان، در واکنش به حملهی هوایی شبگذشته در کابل، انگشت اتهام را به سوی پاکستان نشانه گرفته و هشدار داده که این حمله «پیامدهای بسیار جدی» خواهد داشت. او همچنان مدعی شده که طالبان در روزهای اخیر در داخل خاک پاکستان با «گروه داعش درگیر بوده و شماری از اعضای این گروه را کشته اند.»
اما لحن و محتوای سخنان خلیلزاد بار دیگر پرسشهای جدی را در میان تحلیلگران برانگیخته است؛ چرا دیپلمات پیشین امریکایی اکنون بیش از سخنگوی طالبان، در دفاع از این گروه موضع میگیرد؟
اظهارات تازهی خلیلزاد بهجای آنکه تحلیلی بیطرفانه از مناسبات پیچیدهی منطقه باشد، بیشتر به موضعگیری تبلیغاتی طالبان شباهت دارد. او در حالی پاکستان را عامل اصلی تنش معرفی میکند که در گفتار خود هیچ اشارهای به پناهگاههای رهبران تحریک طالبان پاکستانی در خاک افغانستان و حمایتهای طالبان از این گروه نمیکند؛ همان موضوعی که اسلامآباد بارها بر آن تأکید کرده است.
تحلیلگران و آگاهان امور به این باور اند که زلمی خلیلزاد، از زمان امضای توافقنامهی دوحه در سال ۲۰۲۰، پیوسته در نقش مدافع غیررسمی طالبان ظاهر شده است. توافقی که او معمار اصلی آن بود، عملاً دولت پیشین افغانستان را از صحنه کنار زد و راه را برای بازگشت طالبان به قدرت هموار ساخت.
در واقع، کارنامهی سیاسی خلیلزاد را میتوان نماد شکست دیپلماسی امریکا در افغانستان دانست. او در مقام فرستادهی ویژهی واشنگتن، مذاکره را نه میان دولت قانونی افغانستان و طالبان، بلکه میان ایالات متحده و طالبان طراحی کرد؛ روندی که به گفتهی منتقدان، مشروعیت سیاسی و نظامی طالبان را تثبیت کرد و روحیهی مقاومت داخلی را تضعیف نمود.
با سقوط کابل در آگست ۲۰۲۱، بسیاری از ناظران بینالمللی، خلیلزاد را یکی از معماران بازگشت طالبان به قدرت خواندند. به باور آگاهان و سیاسیون افغانستان، خلیلزاد با سادهسازی واقعیتهای میدانی و و همتباری هم قبیلهای با طالبان، مسوول فاجعهای است که امروز افغانستان با آن دستبهگریبان است.
اکنون نیز موضعگیریهای مکرر او در شبکههای اجتماعی و مصاحبهها، بیش از آنکه رنگ تحلیل یا نگرانی دیپلماتیک داشته باشد، بوی جانبداری سیاسی از طالبان میدهد. در حالیکه ذبیحالله مجاهد، سخنگویان رسمی این گروه غالباً با احتیاط و تأخیر به رویدادها واکنش نشان میدهند، خلیلزاد، اما بلافاصله با ادبیاتی مشابه و حتی صریحتر، در دفاع از طالبان وارد میدان میشود؛ گویی سخنگوی سایهی این گروه در خارج از افغانستان است.
منتقدان باور دارند که این رفتار نهتنها بیطرفی دیپلمات پیشین امریکا را زیر سوال میبرد، بلکه نشان میدهد که زلمی خلیلزاد هنوز به نوعی در خدمت همان پروژهای است که به فروپاشی جمهوری و بازگشت طالبان انجامید.
در حالی که مردم افغانستان همچنان قربانی ناامنی، فقر و حذف گستردهی آزادیها هستند، دفاع خلیلزاد از طالبان برای بسیاری یادآور روزهایی است که او در دوحه، با لبخند و دست دادن با رهبران این گروه، بهنام صلح، دروازهی سقوط کابل را گشود.


