خبرگزاری راسک: در حالیکه بحران سلامت روان در افغانستان به یکی از چالشهای خاموش اما عمیق جامعه بدل شده است، وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان اعلام کرده که طی روزهای اخیر، بیش از ۲۱۳ فرد مبتلا به اختلالهای روانی را در کابل و بلخ بازداشت و به جمعیت هلال احمر تحویل داده است.
این اقدام، اعلام کرده است که این برنامه به اساس فرمان مستقیم هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، مبنی بر «جمعآوری بیماران روانی از سراسر کشور» انجام شده است؛ فرمانی که از نگاه فعالان حقوق بشر، بیشتر رنگ و بوی کنترلی و انتظامی دارد تا این یک اقدامی انساندوستانه باشد.
در خبرنامهای که روز چهارشنبه، ۱۶ میزان، از سوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان منتشر شده، آمده است که این افراد برای «درمان یا نگهداری در دارالمجانین» به نهادهای وابسته به هلال احمر سپرده شدهاند.
وزارت امر به معروف طالبان این روند را بخشی از «مسوولیتهای اسلامی و اجتماعی» عنوان کرده است. با این حال، جمعیت هلال احمر که اکنون تحت کنترل طالبان فعالیت میکند، هیچ توضیحی درباره شرایط نگهداری، امکانات درمانی یا وضعیت انسانی این بیماران ارائه نکرده است.
در هفتههای گذشته، طالبان از جمعآوری بیش از ۱,۵۰۰ بیمار روانی در استانهای مختلف خبر داده بودند. بسیاری از خانوادهها اما گفتهاند که عزیزانشان بدون رضایت آنها و بدون ارزیابی پزشکی از خیابانها و منازل انتقال داده شدهاند.
کارشناسان امور صحی میگویند که افراد دارای بیماریهای روانی نیازمند مراقبتهای تخصصی، محیطهای درمانی استاندارد و حمایت رواندرمانی هستند، نه برخوردهای انتظامی. داکتران هشدار میدهند که «نگاه امنیتی و دینی طالبان به بیماران روانی» میتواند وضعیت این قشر آسیبپذیر را خطرناکتر کند.
پیش از این سازمان جهانی صحت در گزارشی اعلام کرده است که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، بیشتر شهروندان این کشور به دلیل فشارهای که از سویی طالبان اعمال شده و آزادیهای شهروندی و حقوق اساسی مردم با را طالبان محدود کرده اند که سبب فشار رویی و روانی شده است.
در گزارش این سازمان آمده است که در در حال حاضر از هر «پنج شهروند افغانستان، یک تن از اختلال روانی رنج میبرد.» فقر، بیکاری، جنگهای طولانی، و فشار اجتماعی ناشی گروه طالبان از جمله عوامل اصلی افزایش بحران روانی در افغانستان عنوان شده است.
فعالان مدنی به این باور اند که اقدام طالبان در راستای جمعاوری افراد داریی مشکلات روانی، بیش از آنکه تلاشی برای درمان بیماران باشد، اقدامی به هدف پاکسازی چهرهی شهرها و کنترل نمادین جامعه است؛ رویکردی که بهجای حل مشکل، آن را پنهان و سبب گسترش این بحران خواهد شد.


